اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان

نقش صورت مثالی در کشف حقایق و ارتباط با ولایت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان مفاهیم «کلی» و «جزئی» در فلسفه پرداخته و نحوه انطباق کلیات ذهنی بر مصادیق خارجی را بررسی می‌کنند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به این مبحث، بر اهمیت «صورت مثالی» به‌عنوان حلقه اتصال میان ذهن و عین تأکید می‌ورزند. در ادامه، این بحث به حوزه‌های معرفتی و عملی کشیده شده و بیان می‌شود که چگونه ادراک اولیاء الهی از حقایق و مافی‌الضمیر افراد، ناشی از نفوذ در همین صور مثالی است. در بخش پایانی، استاد با نقد رویکردهای سلیقه‌ای در تفسیر روایات و تاریخ، بر ضرورت تسلیم در برابر ولایت معصوم تأکید کرده و بیان می‌دارند که احکام ظاهری دین تنها زمانی به حقیقتِ شریعت بدل می‌شوند که تحت اشراف و تصرف مستقیم ولایت امام قرار گیرند، نه اینکه صرفاً در کنار اعتقاد به امام، به صورت مستقل و بدون اتصال به او اجرا شوند.

ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان

5
  • پس همیشه برای انعکاس یک حقیقت در یک تعیّن، سنخیت لازم است که آن سنخیت باید وجود داشته باشد و اگر نباشد، نمی‌شود.

  • معنای کلی طبیعی

  • مطلب در مسئلۀ کلی طبیعی هم از همین قرار است؛ کلی طبیعی عبارت از یک حقیقت طبیعیه در ذهن است که وجودش قائم به ذهن است و ظرف و وعاء آن ذهن هست و ذهن برای مصداق عینی و مصداق خارجی او، دنبال صورت مثالی می‌گردد. اگر آن صورت مثالی را در عین خارجی پیدا کند، می‌گوید: هذا إنسانٌ و اگر آن صورت مثالی را در این میکروفون‌ها و ضبط‌صوت‌هایی که الآن در اینجا هست پیدا نکند دیگر نمی‌گوید: هذا إنسانٌ، این‌ شی‌ءٌ آخر می‌شود؛ صورت مثالی اینها شی‌ء دیگری است و صورت مثالی انسان شی‌ء دیگری است.

  • نحوۀ ارتباط بین انسان و اشیاء خارج

  • بنابراین، اینکه می‌گویند: کلی طبیعی با صورت مثالی با خارج ارتباط برقرار می‌کند که آن صورت مثالی در نفس است، این مسئله را باید متوجه باشیم که صورت مثالی، آن صورت در خارج است منتها انسان از آن صورت مثالی کشف می‌کند و آن صورت مثالی پنهان است. جسم، صورت مثالی نیست بلکه أمرٌ متعیّنٌ مُتشخّصٌ قاسٍ1 لَه وزنٌ و حجمٌ و مُنتسبٌ إلی الزَّمانِ و المکانِ و غیرُ ذلک مِنَ الاوساط بِشَرطِ الوجود است، این جسمی که دارای این خصوصیات است خود این جسم صورت مثالی نیست ولی در کمون این جسم یک صورت مثالی هست و انسان در ارتباط با اشیاء خارجی با آن صورت مثالی که در این جسم هست ارتباط برقرار می‌کند و آن را کشف می‌کند و وقتی که به‌واسطۀ این هویت خارجی، آن صورت مثالی را کشف کرد آنگاه می‌توان گفت که بین انسان و اشیاء خارج ارتباط برقرار شده است و این ارتباط به‌‌واسطۀ جسم نیست.

  • جسم، آلت کشف صورت مثالی

  • بله! جسم به‌عنوان آلت و وسیله در اینجا مورد استفاده قرار می‌گیرد که انسان آن صورت مثالی را می‌تواند کشف کند لذا حالاتی برای افراد پیدا می‌شود درحالی‌که آن حالات در جسم نیست. من‌باب‌مثال به یک نفر نگاه می‌کنید و می‌بینید حالتش با شما به‌نحو خاصی است، به او می‌گویید: چه شده است؟! مگر من کاری کردم؟! مگر با من دشمن هستی؟! درحالی‌که قیافه‌اش عوض نشده همین‌طور خیره دارد نگاه می‌کند، اینکه می‌گویید: «دشمنی»، این را از کجا آوردید؟! اینکه روی پیشانی‌اش نوشته نشده است که من با تو دشمنم، امروز از خانه‌اش درآمده و بالای پیشانی‌اش نوشته که امروز با تو دشمن هستم و حواست باشد، دو متر از من فاصله بگیر، خلاصه امروز هوا پس است و بارانی است! این را کشف می‌کنید، این کشف از کجاست؟! یااینکه از نگاه شخص احساس می‌کنید که یک مطلبی در دل دارد و نمی‌خواهد ابراز و اظهار کند، این مسئله را از کجا می‌فهمید؟! درحالی‌که این شخص قیافه‌اش همان است رنگ صورت و چشم‌ و ابرو اینها همه تفاوتی نکرده است این حالتی را که از او احساس می‌کنید؛ حالت فردی با این خصوصیت؛ حالت فردی غضبان، حالت فردی رئوف، حالت فردی مبتسم و حالت فرد رحیم، این حالات مختلف را شما از کجا به‌دست آوردید؟ این حالت آن کیفیت ارتباط بین شما و آن صورت مثالی است که آن صورت مثالی برحسب ادراک و حدّت و ذکاء افراد کشفش مختلف است. مثلاً کسی وارد مجلس می‌شود و شخصی تا یک نگاه به او بکند، می‌گوید: ندیدی فلانی وقتی که آمد این‌طوری بود؟! دیگری می‌گوید: من نفهمیدم، می‌گوید: چطور نفهمیدی؟! حالا این یک ساعت هم نگاه کند مثل گوسفند نمی‌فهمد ولی یکی پیدا می‌شود با همان نگاه اول می‌فهمد! این به چه برمی‌گردد؟! این به آن حالت و کیفیت ادراک برمی‌گردد.

    1. لغت‌نامه دهخدا: «قاس: اندازه.»