
ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان
نقش صورت مثالی در کشف حقایق و ارتباط با ولایت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان مفاهیم «کلی» و «جزئی» در فلسفه پرداخته و نحوه انطباق کلیات ذهنی بر مصادیق خارجی را بررسی میکنند. ایشان با نقد نگاههای سطحی به این مبحث، بر اهمیت «صورت مثالی» بهعنوان حلقه اتصال میان ذهن و عین تأکید میورزند. در ادامه، این بحث به حوزههای معرفتی و عملی کشیده شده و بیان میشود که چگونه ادراک اولیاء الهی از حقایق و مافیالضمیر افراد، ناشی از نفوذ در همین صور مثالی است. در بخش پایانی، استاد با نقد رویکردهای سلیقهای در تفسیر روایات و تاریخ، بر ضرورت تسلیم در برابر ولایت معصوم تأکید کرده و بیان میدارند که احکام ظاهری دین تنها زمانی به حقیقتِ شریعت بدل میشوند که تحت اشراف و تصرف مستقیم ولایت امام قرار گیرند، نه اینکه صرفاً در کنار اعتقاد به امام، به صورت مستقل و بدون اتصال به او اجرا شوند.
ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان
9لذا اینجاست که اختلاف بین افراد پیش میآید که این چرا با این رفاقت میکند؟! این خوب است و این بد است و این فلان است و میآید برای بزرگان تعیین تکلیف میکند درحالیکه آنها میخندند و نگاه میکنند میگویند: خب تو صورت مثالی را اینطور میبینی به آن عمل کن! طبق آن صورتی که میبینی عمل کن ما که با تو دعوا نداریم!! یکدفعه میبینید بعد از پانزده سال دیگر این شخص روی دست هزارتا مثل او زد، کِی؟! پانزده سال دیگر!
در روایت داریم امیرالمؤمنین علیهالسّلام در جنگ صفین ـ این روایت را من خودم دیدم منتها الآن نمیدانم در کدام کتاب هست، ننوشتم، ظاهراً برای امام صادق است ـ وقتی حضرت شمشیر میزد تا چهل پشت او را نگاه میکرد اگر در چهل پشت او یک شیعه درمیآمد او را رد میکرد و سراغ یکی دیگر میرفت، ولی مالک نه، شمشیر میزد و از دَم جلو میرفت! او کاری ندارد او وظیفه دارد بزند جلو برود! البته او هم که دارد میزند و جلو میرود او هم از پشت یک کنترل از راه دوری دارد که نشسته که او کدام را بزند و کدام را نزند و پنهانی تا میخواهد بزند سپر را بالا میآورد، رد میشود و فرار میکند!1 اینها یک چیزهایی است که دیگر آنها را خودشان میدانند! آنطوری که ما میدانیم این است که آن از دم میزد و میرفت ولی حضرت تا نگاه میکرد تا چهل پشت و این چیزها را مشاهده میکرد.
تلمیذ: راجع به امام حسین هم هست؟!
استاد: بله، راجع به سیدالشهدا علیهالسّلام هم هست.
الکلی علی الاصطلاحِ الّذی مَعناهُ بِحَسَبِ ذلک أنَّهُ یَحتَمِلُ الشِرکَةَ أو لا یَمنَعُ الشِرکةَ یَمتَنِع وُقوعُهُ، فی الأعیانِ فإنَّهُ لَو وَقَعَ فی الأعیانِ حَصَلَت لَهُ هُویةٌ مُتشخِّصَةٌ غیرُ مِثالیةٍ فَلا یَصِحُّ فیها الشِرکَةُ.2
کلی بر آن اصطلاحی که تابهحال گفته شده است معنایش این است که «یَحتَمِلُ الشِرکَةَ أو لا یَمنَعُ الشِرکَة» این کلی وقوعش در اعیان ممتنع است و اگر این کلی در اعیان حاصل بشود؛ یعنی خود کلی مثل جنس و فصل باشد یا ماده و صورت که در اعیان، این کلی باشد یک هویت متشخصهای غیر مثالیه برایش پیدا میشود، چون فرض این است که هرچه در اعیان خارجی باشد با ماده و صورت است و آن چیزی که در عین خارجی با ماده و صورت در عین خارجی هست ـ البته در حال ماده ـ دارای تشخّص است و وقتی یک چیزی دارای تشخّص شد، قابل سرایت بر کثیرین نخواهد بود.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به إرشاد القلوب، ترجمه رضائی، ج 2، ص 19، تعلیقه.
- . الحكمة المتعالیة، ج 2، ص 8.
