
ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان
نقش صورت مثالی در کشف حقایق و ارتباط با ولایت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان مفاهیم «کلی» و «جزئی» در فلسفه پرداخته و نحوه انطباق کلیات ذهنی بر مصادیق خارجی را بررسی میکنند. ایشان با نقد نگاههای سطحی به این مبحث، بر اهمیت «صورت مثالی» بهعنوان حلقه اتصال میان ذهن و عین تأکید میورزند. در ادامه، این بحث به حوزههای معرفتی و عملی کشیده شده و بیان میشود که چگونه ادراک اولیاء الهی از حقایق و مافیالضمیر افراد، ناشی از نفوذ در همین صور مثالی است. در بخش پایانی، استاد با نقد رویکردهای سلیقهای در تفسیر روایات و تاریخ، بر ضرورت تسلیم در برابر ولایت معصوم تأکید کرده و بیان میدارند که احکام ظاهری دین تنها زمانی به حقیقتِ شریعت بدل میشوند که تحت اشراف و تصرف مستقیم ولایت امام قرار گیرند، نه اینکه صرفاً در کنار اعتقاد به امام، به صورت مستقل و بدون اتصال به او اجرا شوند.
ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان مفاهیم «کلی» و «جزئی» در فلسفه پرداخته و نحوه انطباق کلیات ذهنی بر مصادیق خارجی را بررسی میکنند. ایشان با نقد نگاههای سطحی به این مبحث، بر اهمیت «صورت مثالی» بهعنوان حلقه اتصال میان ذهن و عین تأکید میورزند. در ادامه، این بحث به حوزههای معرفتی و عملی کشیده شده و بیان میشود که چگونه ادراک اولیاء الهی از حقایق و مافیالضمیر افراد، ناشی از نفوذ در همین صور مثالی است. در بخش پایانی، استاد با نقد رویکردهای سلیقهای در تفسیر روایات و تاریخ، بر ضرورت تسلیم در برابر ولایت معصوم تأکید کرده و بیان میدارند که احکام ظاهری دین تنها زمانی به حقیقتِ شریعت بدل میشوند که تحت اشراف و تصرف مستقیم ولایت امام قرار گیرند، نه اینکه صرفاً در کنار اعتقاد به امام، به صورت مستقل و بدون اتصال به او اجرا شوند.
ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان
11تلمیذ: آیا وجود ذهنی با خارج اشتراک در ماهیت دارد؟
استاد: اصلاً بهطورکلی صورت مثالی همین است، صورت مثالی آن ماهیتِ با اختلاف وجود [است]، یعنی وجود چون از نظر شدّت و ضعف و از نظر تجرد و غیر تجرد دارای مراتب مختلف هست، این موجب میشود که به صور مختلفۀ عینیه دربیاید، آن صور مختلفۀ عینیه با حفظ ماهیت دارای وجودات متفاوت هستند.
منشأ برداشتهای مختلف از یک کلام
تلمیذ: اگر ماهیت از وجود انتزاع میشود چطور میشود که از وجود ذهنی یک نوع انتزاع میشود و از وجود خارجی نوعی دیگر؟!
استاد: نه، ببینید شما از وجود ذهنی انتزاع نمیکنید، شما از همان وجود خارجی یک صورت مثالی را میسازید و به عبارت دیگر کشف میکنید. حالا من یک مثالی بزنم که آن مثال یک مقدار مسئله را نزدیکتر بکند؛ فرض کنید یک شخصی در یک مجلسی یک صحبتی را که میکند و یک حرفی را که میزند شما میبینید به تعداد افرادی که در آن مجلس هستند برداشتهای مختلفی شده است این برداشتهای مختلف ناشی از چیست؟ این ناشی از علل مختلفی است که در اینجا نقش داشته است؛ یکی از آن علل کیفیت ارتباط مستمع با متکلم است، ممکن است یک مستمعی کنار دست متکلم نشسته باشد و بهتر حرف را بشنود و یک مستعمی که آن گوشه نشسته است، خوب نشنود. دیگری عبارت از میزان حواس و آن هوشی است که مستمع آن هوش را به متکلم میدهد؛ کسی کاملاً دقیق دارد به زبان متکلم نگاه میکند و از حرکات چشم و ابرو مطلب درمیآورد.
مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ میگفتند که ما وقتی پیش بزرگان مینشستیم نه از صحبت آنها بلکه از حرکات چشم آنها مطلب را میفهمیدیم. یکی مینشیند همینطور به درودیوار نگاه میکند انگار این شخصی که اینجا نشسته است مشهدی حسن دوغفروش است و نمیفهمد که او کیست! عین عربها که میآمدند میگفتند: یا رسول الله حَدِّثنی! انگار پسرخالهاش است؛ حَدِّثنی! قصه برایم بگو! از این قصهها! و لِنگش را عین الاغ دراز میکرد و همینطوری به پیغمبر میگفت که بیا مشتومال بده! جدی میگویم ها، داریم! خب حالا اگر پیغمبر یک حرفی بزند و یک مطلبی بگوید، اینها چه میفهمند و چقدر ادراک میکنند؟!
