
ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان
نقش صورت مثالی در کشف حقایق و ارتباط با ولایت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان مفاهیم «کلی» و «جزئی» در فلسفه پرداخته و نحوه انطباق کلیات ذهنی بر مصادیق خارجی را بررسی میکنند. ایشان با نقد نگاههای سطحی به این مبحث، بر اهمیت «صورت مثالی» بهعنوان حلقه اتصال میان ذهن و عین تأکید میورزند. در ادامه، این بحث به حوزههای معرفتی و عملی کشیده شده و بیان میشود که چگونه ادراک اولیاء الهی از حقایق و مافیالضمیر افراد، ناشی از نفوذ در همین صور مثالی است. در بخش پایانی، استاد با نقد رویکردهای سلیقهای در تفسیر روایات و تاریخ، بر ضرورت تسلیم در برابر ولایت معصوم تأکید کرده و بیان میدارند که احکام ظاهری دین تنها زمانی به حقیقتِ شریعت بدل میشوند که تحت اشراف و تصرف مستقیم ولایت امام قرار گیرند، نه اینکه صرفاً در کنار اعتقاد به امام، به صورت مستقل و بدون اتصال به او اجرا شوند.
ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان مفاهیم «کلی» و «جزئی» در فلسفه پرداخته و نحوه انطباق کلیات ذهنی بر مصادیق خارجی را بررسی میکنند. ایشان با نقد نگاههای سطحی به این مبحث، بر اهمیت «صورت مثالی» بهعنوان حلقه اتصال میان ذهن و عین تأکید میورزند. در ادامه، این بحث به حوزههای معرفتی و عملی کشیده شده و بیان میشود که چگونه ادراک اولیاء الهی از حقایق و مافیالضمیر افراد، ناشی از نفوذ در همین صور مثالی است. در بخش پایانی، استاد با نقد رویکردهای سلیقهای در تفسیر روایات و تاریخ، بر ضرورت تسلیم در برابر ولایت معصوم تأکید کرده و بیان میدارند که احکام ظاهری دین تنها زمانی به حقیقتِ شریعت بدل میشوند که تحت اشراف و تصرف مستقیم ولایت امام قرار گیرند، نه اینکه صرفاً در کنار اعتقاد به امام، به صورت مستقل و بدون اتصال به او اجرا شوند.
ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان
13این بهخاطر چیست؟! این بهجهت کیفیت انطباق صورتِ مثالی ذهنی شما با آن صورت مثالی خارجی است، صورت مثالی خارجی دوتا که نیست بلکه یک واحد است نه دو خواهد شد و نه سه، عمده این است که ما بتوانیم هرچه دقیقتر و هرچه عمیقتر و هرچه ظریفتر به آن صورت مثالی اطلاع پیدا کنیم و آن صورت مثالی را کشف کنیم. این مسئله مهم است، حالا آن صورت مثالی که برای ما پیدا شده است میگوییم: پس منظور ایشان این بود. پس آنچه در ذهن ما هست آیا واقعاً صورت مثالی خارجی است؟! این را نمیدانیم.
بله، آن عبارت از معلوم بالذاتی است که ما را با آن صورت مثالی خارجی ربط میدهد، فقط ربط میدهد و کار دیگر انجام نمیدهد. لذا فردا میبینیم ایشان میگوید: آقا من چه موقع چنین حرفی زدم؟! اصلاً کِی منظورم این بود؟! میگوییم: اِ فلان! میرویم دوباره نوار را برمیداریم، از اول گوش میدهیم میبینیم عجب! اصلاً این صحبت را اشتباه فهمیدیم! این صحبت را [اشتباه] شنیدیم! این صحبت را روی ذهنیت خودمان آمدیم حمل کردیم!
خب در اینجا این نکته برای انسان واضح میشود که انسان اولاًبلااول باید در کشف صورت مثالی خارجی دقت کند. اینکه اینهمه میگویند: وقتی که روایت میخوانیم، وقتی میگویید: قالَ الصادق و قالَ الباقر علیهماالسّلام، به اینطرف و آنطرف نگاه نکن، به اینکه حسن و حسین چه گفت نگاه نکن، به اینکه فلان آقا و فلان آقا [چه میگویند] نگاه نکن، به اینکه چه کسی این روایت را چطوری تفسیر کرده است نگاه نکن، فقط نگاه کن که امام صادق علیهالسّلام چه فرموده ـ همین ـ این بهخاطر همین است که این نگاه کردن به زید و عمرو و بکر و خالد دیگر نمیگذارد تو قالَ الصادق را بفهمی، قالَ الصادق تراشیدۀ زید را میفهمی و آن را صورت مثالی این روایت قرار میدهی. دیگر اگر به اینکه مشهدی حسن بقال و عطارباشی آمده این روایت قال الباقر را [اینطور] معنا کرده نگاه کنی، ذهنت از اول پر میشود از این روایتی که امام باقر علیهالسّلام فرموده و نمیگذارد آن صورت مثالی روایت، دقیق در ذهنت جا بگیرد، قبل از اینکه این روایت را بخوانی میبینی آقای فلان آمده این را اینطوری معنا کرده است، آهان تا این را شما مطالعه کردید یک صورت مثالی از این تفسیر و از این توضیح در ذهن شما میآید و آنوقت وقتی که دارید این روایت را بدون تفسیر نگاه میکنید میبینید یک مقداری دارد میلنگد و این نفس تمایل به آن معنا و توضیح فلان آقا دارد! فلان آقای عالم که اشتباه و شکمی معنا کرده، ـ روی نفهمی خودش و روی بیسوادی خودش و روی نعوذبالله غرض خودش ـ آمده شما را با خودش برده است.
