
تشخص و تعین وجود ذهنی
تحلیل ماهیت و نحوه انطباق کلیات بر مصادیق خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله تشخص و تعین در وجود ذهنی میپردازند. بحث با بررسی ماهیت وجود ذهنی آغاز میشود و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که هر صورت ذهنی، دارای تشخص خاص خود است و به واسطه وجودش تعین مییابد. در ادامه، استاد با نقد دیدگاههای رایج درباره ماهیت، به تفاوت میان حد وجودی و عدم میپردازند و قدرت عجیب ذهن در تصرف، مونتاژ و جعل مفاهیم را تشریح میکنند. در بخش پایانی، نحوه انطباق کلیات بر مصادیق خارجی و چگونگی تمایز میان افراد یک نوع مورد بررسی قرار میگیرد. این جلسه با تکیه بر مبانی فلسفی، به دنبال روشنسازی این حقیقت است که چگونه ذهن، صورتهای کلی را از جزئیات انتزاع کرده و آنها را بر مصادیق متعدد منطبق میسازد، بدون آنکه نیاز به خلق صورتهای جدید داشته باشد.
تشخص و تعین وجود ذهنی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله تشخص و تعین در وجود ذهنی میپردازند. بحث با بررسی ماهیت وجود ذهنی آغاز میشود و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که هر صورت ذهنی، دارای تشخص خاص خود است و به واسطه وجودش تعین مییابد. در ادامه، استاد با نقد دیدگاههای رایج درباره ماهیت، به تفاوت میان حد وجودی و عدم میپردازند و قدرت عجیب ذهن در تصرف، مونتاژ و جعل مفاهیم را تشریح میکنند. در بخش پایانی، نحوه انطباق کلیات بر مصادیق خارجی و چگونگی تمایز میان افراد یک نوع مورد بررسی قرار میگیرد. این جلسه با تکیه بر مبانی فلسفی، به دنبال روشنسازی این حقیقت است که چگونه ذهن، صورتهای کلی را از جزئیات انتزاع کرده و آنها را بر مصادیق متعدد منطبق میسازد، بدون آنکه نیاز به خلق صورتهای جدید داشته باشد.
تشخص و تعین وجود ذهنی
7این قضیه واقعیت دارد که میگویند: طلبهای یک روز پیش مرحوم آقای بروجردی رفت و گفت: آقا زنم دارد میزاید، آقای بروجردی یک پولی به او داد و رفت. بعد با خودش گفت که او دیگر پیر است و کثرت اشتغالات و درس و بحث و اینها دارد و یادش رفته است! سه ماه دیگر رفت و گفت: آقا عیالم دارد میزاید و فلان و این حرفها! آقای بروجردی دوباره یک پولی به او داد! در آن موقع که بیمارستان نبود، قابله زیاد بود! بعد از سه ماه برای دفعۀ سوم رفت و آقای بروجردی باز هم پول به او داد ولی به او گفت: بیا با تو کار دارم، گفت: خیلی قدر زنت را بدان، زنی که در مدت شش ماه سه دفعه بزاید، مثلش پیدا نمیشود! نه سهقلو بلکه سه دفعه و سهتا پشت سرهم؛ هر سه ماهی یکی، حیوانات هم سه ماه بیشتر طول میکشد تا بزایند! حالا مرغ مثل اینکه بیست روز طول میکشد، اما این زن خلاصه در این سه ماه، سهتا میزاید! آقای بروجردی حافظهاش خوب بود البته حالا این دیگر خیلی اشتباه کرده بود که سه ماه میرفت، اقلاً باید پنج ماه یک بار میرفت، سه ماه خیلی زود بود!
حالا اگر کسی یک صورت انسانی را ببیند تا وقتی که از ذهنش نرفته همۀ افراد را منطبق بر آن میکند و لازم نیست صورت جدیدی دوباره در ذهنش خلق بشود که حیوان باشد و ناطق باشد و از این حرفها! مگر اینکه حافظهاش مثل حافظۀ بنده باشد تا یک چیزی میآید فوراً [زوال] پیدا کند آنوقت دوباره نیاز به یک صورت مجدد داشته باشد.
ثُمَّ إذا أبصَرتَ شَخصاً آخَرَ مِنه لا یَقَعُ فیه صورَةٌ أخریٰ وَ لا یَحتاجُ إلی صورَةٍ أُخریٰ إلاّ إذا غابَتِ الاولیٰ عَن ذِهنِک کَقابِل رَشمٍ مِن طَوابِعٍ جِسمانیةٍ مُتماثِلَةٍ یَقبَلُ رَشماً مِنَ الأوّل وَ لا یَختَلِفُ بِورودِ أشباهِه عَلیه.1
- . الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 11.
