
مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی
نقش ادراک صحیح در شناخت حقایق و اولیاء الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «تشخص» در فلسفه متعالیه میپردازند. ایشان با بررسی تفاوت میان اعتبار و انتزاع، توضیح میدهند که چگونه ذهن انسان صورتهای کلی را به صورتهای ذهنی مبهم تبدیل میکند و چرا این صورتهای ذهنی، برخلاف تصورات اعتباری، ریشه در واقعیت دارند. در ادامه، بحث به آسیبشناسی ادراک ناقص انسان از اولیاء الهی و حقایق عالم ملکوت کشیده میشود. استاد با نقد رویکردهای سطحی و گزینشی در فهم دین، بر اهمیت جرئت در مواجهه با حقیقت تأکید کرده و بیان میکنند که بسیاری از اختلافات کلامی و انحرافات فکری، ناشی از عدم انتزاع صحیح صورتهای ذهنی و حب و بغضهای نفسانی است. این جلسه با تأکید بر لزوم بازگشت به سنت اصیل نبوی و پرهیز از تعصبات کورکورانه، راهکارهایی برای دستیابی به فهمی عمیق و غیرمغرضانه از معارف وحیانی ارائه میدهد.
مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی
6بعد مرحوم انصاری صحبت کردند و کمکم آن شخص درقبال ایشان خیلی خشوع و خضوع کرد و به ایشان گفت که تقاضایی دارم؛ اینکه دارای طیالأرض هستم و میخواهم این را به شما تفویض کنم و کسی را که احساس اطمینان و وثوق به او داشته باشم و اعتماد کنم که یک وقت خلافی انجام ندهد، نیافتم و امشب شما را دعوت کردم که این را به شما بدهم! ولی آقای انصاری فرمودند که ما نیاز نداریم و ما به مطالب دیگر میپردازیم!
خیلی آن شخص شکسته شد و بهاصطلاح [قافیه را] ازدست داد درقبال این منطق و رفض تقاضا از طرف ایشان که ما به یک مطالبی رسیدهایم که دیگر اینها برای ما ارزشی ندارد و بهدنبال اینها نیستیم، شخص خیلی منقلب شد و دیگر همینطور سرش را پایین انداخته بود و رنگش قرمز شد و هیچ صحبتی نمیکرد.
خب ببینید ما هم الآن همینطور هستیم الآن یک تصوری از یک شخصی بکنیم که ببینیم به نظر ما دارای یک نورانیت است میگوییم: این دیگر کارش تمام است و مسئله تمام است و دیگر مطلبی در اینجا نیست! درحالیکه انسان باید لحاظ هر مرتبه برای هر فردی را داشته باشد و آن صورت ذهنیهای را که از یک مرتبهای از قرب تصور میکند آن صورت ذهنیه را برای خود تصحیح کند و درست آن را به ذهن بیاورد تااینکه در انطباق خارجی، خدای نکرده دچار اشکال نشود و آنچه را که باید در ارتباط با یک فرد پنج درصد یا ده درصد یا پانزده درصد قرار بدهد یکمرتبه صد درصد و سیصد درصد نگذارد! بابا باید ده درصد در خدمت این باشی تو دیگر هزار درصد گذاشتی چه خبر است؟! خیلی قضیه بالا رفته دویست درصد گذاشتی صد درصد گذاشتی، ده درصدش کافی است. این که شما میبینید پنج درصد نسبت به آنچه را که شما توقع دارید هست و نود و پنج درصد هنوز کار دارد و هنوز فاصله دارد حالا شما میآیید و براساس صددرصد این را قرار میدهید و این قضیه و این مطلب در مسائل بسیار مهم و حیاتی ظهور پیدا میکند یعنی یکدفعه به یک جریان ممکن است بدل بشود اصلاً به یک مسئلۀ مهم فقهی ممکن است مطلب برگردد یا ممکن است این قضیه به یک اصل و اساس سیاسی و اجتماعی برگردد.
