اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی

نقش ادراک صحیح در شناخت حقایق و اولیاء الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «تشخص» در فلسفه متعالیه می‌پردازند. ایشان با بررسی تفاوت میان اعتبار و انتزاع، توضیح می‌دهند که چگونه ذهن انسان صورت‌های کلی را به صورت‌های ذهنی مبهم تبدیل می‌کند و چرا این صورت‌های ذهنی، برخلاف تصورات اعتباری، ریشه در واقعیت دارند. در ادامه، بحث به آسیب‌شناسی ادراک ناقص انسان از اولیاء الهی و حقایق عالم ملکوت کشیده می‌شود. استاد با نقد رویکردهای سطحی و گزینشی در فهم دین، بر اهمیت جرئت در مواجهه با حقیقت تأکید کرده و بیان می‌کنند که بسیاری از اختلافات کلامی و انحرافات فکری، ناشی از عدم انتزاع صحیح صورت‌های ذهنی و حب و بغض‌های نفسانی است. این جلسه با تأکید بر لزوم بازگشت به سنت اصیل نبوی و پرهیز از تعصبات کورکورانه، راهکارهایی برای دستیابی به فهمی عمیق و غیرمغرضانه از معارف وحیانی ارائه می‌دهد.

مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی

7
  • من در وقتی که در خدمت آیة‌الله مرحوم آقا شیخ مرتضی حائری بودم خیلی با ایشان راجع به مطالب بحث می‌کردیم و سروکله می‌زدیم و ایشان خیلی زیاد به ما محبت داشت. گاهی اوقات ازدست ما عصبانی می‌شد و می‌گفت: این حرف‌هایی که تو می‌زنی من نمی‌فهمم! اینها را برو از بابایت بپرس! من نمی‌فهمم! یک وقتی ما با ایشان طهران می‌آمدیم؛ یعنی مرحوم آقا می‌خواستند به پزشک مراجعه کنند ما در خدمت ایشان داشتیم طهران می‌آمدیم و من در بین راه از این بندۀ خدا سؤال می‌پرسیدم و بحث می‌کردم ـ طبل توخالی همین است! ـ ایشان هم مریض بود و قلبش هم درد می‌کرد، در آنجا سؤال و بحث راجع به ولایت فقیه پیش آمد می‌خواستم نظر ایشان را بدانم یک‌مرتبه ایشان به من شدیداً پرخاش کرد که این حرف‌ها چیست که می‌زنید کدام ولایت؟! و ایشان خیلی شدید با ما برخورد کرد و ما هم که خب یک چیزی‌مان می‌شد! همه را گوش دادیم و دوباره آرام شروع کردیم! این‌دفعه دیگر پایین آمد! ایشان با ما خیلی رفیق و مأنوس بود دادوبیداد هم می‌کرد! دوباره شروع کردیم، آخرش گفت: آقاجان تو دنبال چه هستی؟! آیا می‌خواهی آنچه که مربوط به امام است را برای من و امثال منِ فلانِ ـ یک اسمی برد که نمی‌گویم ـ ثابت کنی؟! می‌خواهی این را بگویی؟! گفتم: نه آقا این را نمی‌خواهم بگویم، بلکه از شما راجع به حدود و ثغور آن می‌خواهم بپرسم که در [این مطالب در] مسائل حسبیّه و تکفّل ایتام یا ادارۀ امور و ... تا چه حد صحیح است؟ ایشان گفت:

  • آقا چراغ دستت بگیر برو چنین کسی را در دنیا پیدا کن!

  • تعریف از شخصیت مرحوم آیة‌الله شیخ مرتضی حائری

  • یعنی رد نکردند. ولی امروزه مسئله به آنجا کشیده شده که آنچه را که به مرتبۀ عصمت مربوط هست به امثال افراد عادی انتساب پیدا می‌کند. ایشان از این مسئله خیلی متغیّر بود و به‌هیچ‌وجه نمی‌خواست راهی را برای ما باز کند که در این مسئله بخواهیم با ایشان بحث کنیم، خدا رحمتشان کند آدم بسیار خوبی بود، آدم از نفس گذشته‌ای بود؛ بی‌نفْس و بی‌هوا بود، مرد بسیار دقیقی بود قطعاً ایشان به نظر من از نظر دقت از مراجع وقت بالاتر بود و در آن شکی ندارم که ایشان از مراجع فعلی آن زمان از نقطه‌نظر دقت، اعلم و أدقّ بود و رأیش نسبت به مسائل صائب‌تر بود. خدا رحمتش کند چقدر خوب است که انسان مطالب را بدون پیش‌فرض، مورد ارزیابی قرار بدهد و مطالب را بدون حبّ و بغض مورد ارزیابی قرار بدهد. به‌طورکلی در مسائل علمی هرکجا که مصالح شخصی به میان بیاید دیگر از علم خبری نیست و علم به کناری رانده می‌شود.