
مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی
نقش ادراک صحیح در شناخت حقایق و اولیاء الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «تشخص» در فلسفه متعالیه میپردازند. ایشان با بررسی تفاوت میان اعتبار و انتزاع، توضیح میدهند که چگونه ذهن انسان صورتهای کلی را به صورتهای ذهنی مبهم تبدیل میکند و چرا این صورتهای ذهنی، برخلاف تصورات اعتباری، ریشه در واقعیت دارند. در ادامه، بحث به آسیبشناسی ادراک ناقص انسان از اولیاء الهی و حقایق عالم ملکوت کشیده میشود. استاد با نقد رویکردهای سطحی و گزینشی در فهم دین، بر اهمیت جرئت در مواجهه با حقیقت تأکید کرده و بیان میکنند که بسیاری از اختلافات کلامی و انحرافات فکری، ناشی از عدم انتزاع صحیح صورتهای ذهنی و حب و بغضهای نفسانی است. این جلسه با تأکید بر لزوم بازگشت به سنت اصیل نبوی و پرهیز از تعصبات کورکورانه، راهکارهایی برای دستیابی به فهمی عمیق و غیرمغرضانه از معارف وحیانی ارائه میدهد.
مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «تشخص» در فلسفه متعالیه میپردازند. ایشان با بررسی تفاوت میان اعتبار و انتزاع، توضیح میدهند که چگونه ذهن انسان صورتهای کلی را به صورتهای ذهنی مبهم تبدیل میکند و چرا این صورتهای ذهنی، برخلاف تصورات اعتباری، ریشه در واقعیت دارند. در ادامه، بحث به آسیبشناسی ادراک ناقص انسان از اولیاء الهی و حقایق عالم ملکوت کشیده میشود. استاد با نقد رویکردهای سطحی و گزینشی در فهم دین، بر اهمیت جرئت در مواجهه با حقیقت تأکید کرده و بیان میکنند که بسیاری از اختلافات کلامی و انحرافات فکری، ناشی از عدم انتزاع صحیح صورتهای ذهنی و حب و بغضهای نفسانی است. این جلسه با تأکید بر لزوم بازگشت به سنت اصیل نبوی و پرهیز از تعصبات کورکورانه، راهکارهایی برای دستیابی به فهمی عمیق و غیرمغرضانه از معارف وحیانی ارائه میدهد.
مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی
18منشأ تفریق صلوات در بین شیعیان
تلمیذ: جمع بین صلوات که شعار شیعه شده از کجای تاریخ آمده است؟
استاد: تقریباً این از سابق نبوده، حتی سنت فقها در سابق ـ تقریباً در حدود دویست، سیصد سال پیش ـ همه بر تفریق در صلوات بوده بعد تقریباً این از ائمۀ جماعات پیدا شد مثلاً امام جماعت برای نماز میآمد بعد دیگر برای نماز عشا زورش میآمد برگردد همه را یکدفعه باهم میخواند! آنچه را که من دیدم این مسئله از حدود صد یا صد و پنجاه سال قبل کمکم بهصورت جمع درآمده است اما قبلاً به این کیفیت نبود. آن بزرگان ما این کار را در گذشتهها نمیکردند، فقها قائل به تفریق بودند؛ یعنی همۀ افراد قائل به تفریق بودند ولی الآن مسئلۀ تفریق طوری شده است که اگر به افراد بگوییم، اصلاً باور نمیکنند!
فرق بین شمس و مولانا
در سفر ترکیهای که تقریباً چند سال پیش با آقای دکتر رفته بودیم، ایشان یک دوستی در آنجا دارند آدم خوبی هم هست و در استانبول که بودیم اینطرف و آنطرف همراه ما بود، قونیه هم به زیارت قبر مولانا رفتیم که خیلی هم خوش گذشت، من نمیدانستم قبر صدرالدین قونوی کجاست صدرالدین هم در همانجا است و شمس تبریزی هم در همانجاست. اینکه میگویند: شمس تبریزی در خوی است اینها همه بیخود است تقریباً حدود سیصدمتری قبر مولانا، قبر شمس هم هست خیلی هم با نور است اصلاً یک سبُکی خاصی دارد و مشخص است بین شمس و مولانا خیلی فرق است. مولانا خیلی ابّهت، جلال و عظمتش زیاد است اما شمس خیلی صاف، خیلی نورانی و خیلی سبک است واقعاً چقدر نفوس فرق دارند!
بعد ایشان آنجا یک دوستی داشتند فرهنگی هم بود، او یک روز به ما میگفت که یک مسجد شیعه در استانبول است که نمازها را جمع میخواند، آنجا مساجد اهلتسنن همۀ نمازها را متفرق میخوانند، امام جماعتهای عالی هم دارند؛ ریش تراشیده، کراواتِ قشنگ! خیلی شیک! آقای حاجی ... جای شما خالی بود که بیایی و ببینی! ولی ما پشت سر اینها مستفیض نشدیم! یک دفعه در مسجد آنها [خواستیم نماز بخوانیم] دیدیم متأسفانه نماز مغرب را خواندهاند! همینکه دیدیم امام جماعت بیرون آمد، دیدیم که بَه! چه امام جماعتی است! یک کلاه فیلی سرش گذاشته یک لباس قشنگ و تمیز و ریش تراشیدۀ سهتیغه است و یک کراوات زده! گفتیم: الحمدلله ما زودتر نرفتیم! والاّ باید پشت سر این آقا نماز میخواندیم! البته بعضیهایشان اینطور بودند، بعضیهایشان ریش هم داشتند، خب اینها زیر نظر اوقاف و دولت هستند وقتی امام جماعت دولتی بشود همین است؛ از کراوات سر درمیآورد!
