اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حقیقت تشخص و جزئیت در وجود

نقش وجود در تمایز ماهوی و استقلال اشیاء خارجی

14٬238
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث «جزئیت» و «تشخص» در فلسفه می‌پردازند. بحث با تحلیل این نکته آغاز می‌شود که چگونه ذهن با سلب استناد صورت ماهوی از وجود، آن را برای انطباق بر اشیاء خارجی آماده می‌کند. در ادامه، استاد با نقد نظریه امکان تکثر ماهیت واحده، به این حقیقت مبنایی اشاره می‌کنند که عامل اصلی تشخص و استقلال هر شیء، تنها «وجود» است و ماهیت به‌تنهایی فاقد چنین قابلیتی است. در این مسیر، تفاوت میان «امتیاز» و «تشخص» بررسی شده و با مثال‌هایی از عالم ماده و مجردات، روشن می‌شود که چگونه وجود برای ظهور و ابراز خود در مرأی و منظر، ناگزیر از تلبس به حدود ماهوی است. این جلسه با تأکید بر مراتب ادراک و لزوم ارتقای وجودی برای درک حقایق، به تبیین این نکته ختم می‌شود که تشخص، امری ذاتی برای وجود است که اشتراک را برنمی‌تابد.

تبیین حقیقت تشخص و جزئیت در وجود

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث «جزئیت» و «تشخص» در فلسفه می‌پردازند. بحث با تحلیل این نکته آغاز می‌شود که چگونه ذهن با سلب استناد صورت ماهوی از وجود، آن را برای انطباق بر اشیاء خارجی آماده می‌کند. در ادامه، استاد با نقد نظریه امکان تکثر ماهیت واحده، به این حقیقت مبنایی اشاره می‌کنند که عامل اصلی تشخص و استقلال هر شیء، تنها «وجود» است و ماهیت به‌تنهایی فاقد چنین قابلیتی است. در این مسیر، تفاوت میان «امتیاز» و «تشخص» بررسی شده و با مثال‌هایی از عالم ماده و مجردات، روشن می‌شود که چگونه وجود برای ظهور و ابراز خود در مرأی و منظر، ناگزیر از تلبس به حدود ماهوی است. این جلسه با تأکید بر مراتب ادراک و لزوم ارتقای وجودی برای درک حقایق، به تبیین این نکته ختم می‌شود که تشخص، امری ذاتی برای وجود است که اشتراک را برنمی‌تابد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت تشخص و جزئیت در وجود

5
  • بنابراین خود وجود فی‌حدّنفسه از نقطه‌نظر تعیّن خارجی و هویت خارجی چاره‌ای ندارد جز اینکه ماهیتی را به استخدام خود دربیاورد تا به‌واسطۀ استخدام این ماهیت و تلبّس وجود به این ماهیت خودش را در مرأی و منظر سایرین قرار بدهد، بدون تلبّس به لباس ماهیت، وجود در مرأی و منظر قرار نمی‌گیرد. حال صحبت در این است که این وجود که خود را به این کیفیت‌ درمی‌آورد این ماهیت را از کجا برای خود آورد و از کجا این ماهیت را به استخدام گرفت و از کجا این ماهیت را بر خود عارض کرد و چسباند؟ این دیگر سؤال ندارد! چون‌که خود آن وجود فی‌حدّنفسه آن تغییر و تحولی را که لازمۀ وساطت وجود و تجرد و صرافت وجود است در خود ایجاد می‌کند و بعد التغیّر و التحوّل و بعد التبدیل و التغییر آن صورت و آن نمود خارجی که به‌واسطۀ این تغییر و تبدیل به تغیّر و تبدّل مبدّل می‌شود، اسم آن را ماهیت می‌گذاریم. قبل از تغییر ماهیتی وجود ندارد، شکلی وجود ندارد، حد و رسمی وجود ندارد و اعراض و اینها وجود ندارند اما این وجود این قدرت را دارد که این تغیّر و تبدّل را به‌واسطۀ جنبۀ فاعلیتِ مغیریّت و مبدّلیت برای خود به‌وجود می‌آورد. آن جنبۀ فاعلی مغیریّت در نفسِ ذاتِ وجود است که این خود را به این شکل و به این قسم ارائه می‌دهد و ظاهر می‌کند و بعد از اینکه ارائه داد و خود را به این قسم ظاهر کرد آن‌وقت شما می‌توانید او را مشاهده کنید و قبل از اینکه این تغییر و تبدیل را در خود به‌وجود بیاورد، شما هرچه چشمتان را به این‌طرف و آن‌طرف بگردانید چیزی نمی‌بیند و وجود و موجودی مشاهده نمی‌کنید! هرچه شما می‌خواهید یک چیزی را لمس کنید، دست شما فقط روی هوا می‌گردد و به چیزی برخورد نمی‌کند و هرچه شامّۀ خود را به‌کار می‌گیرید تا بو و عطر و رائحه‌ای را استشمام کنید، چیزی استشمام نمی‌کنید.

/ 380