اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حقیقت تشخص و جزئیت در وجود

نقش وجود در تمایز ماهوی و استقلال اشیاء خارجی

14٬238
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث «جزئیت» و «تشخص» در فلسفه می‌پردازند. بحث با تحلیل این نکته آغاز می‌شود که چگونه ذهن با سلب استناد صورت ماهوی از وجود، آن را برای انطباق بر اشیاء خارجی آماده می‌کند. در ادامه، استاد با نقد نظریه امکان تکثر ماهیت واحده، به این حقیقت مبنایی اشاره می‌کنند که عامل اصلی تشخص و استقلال هر شیء، تنها «وجود» است و ماهیت به‌تنهایی فاقد چنین قابلیتی است. در این مسیر، تفاوت میان «امتیاز» و «تشخص» بررسی شده و با مثال‌هایی از عالم ماده و مجردات، روشن می‌شود که چگونه وجود برای ظهور و ابراز خود در مرأی و منظر، ناگزیر از تلبس به حدود ماهوی است. این جلسه با تأکید بر مراتب ادراک و لزوم ارتقای وجودی برای درک حقایق، به تبیین این نکته ختم می‌شود که تشخص، امری ذاتی برای وجود است که اشتراک را برنمی‌تابد.

تبیین حقیقت تشخص و جزئیت در وجود

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث «جزئیت» و «تشخص» در فلسفه می‌پردازند. بحث با تحلیل این نکته آغاز می‌شود که چگونه ذهن با سلب استناد صورت ماهوی از وجود، آن را برای انطباق بر اشیاء خارجی آماده می‌کند. در ادامه، استاد با نقد نظریه امکان تکثر ماهیت واحده، به این حقیقت مبنایی اشاره می‌کنند که عامل اصلی تشخص و استقلال هر شیء، تنها «وجود» است و ماهیت به‌تنهایی فاقد چنین قابلیتی است. در این مسیر، تفاوت میان «امتیاز» و «تشخص» بررسی شده و با مثال‌هایی از عالم ماده و مجردات، روشن می‌شود که چگونه وجود برای ظهور و ابراز خود در مرأی و منظر، ناگزیر از تلبس به حدود ماهوی است. این جلسه با تأکید بر مراتب ادراک و لزوم ارتقای وجودی برای درک حقایق، به تبیین این نکته ختم می‌شود که تشخص، امری ذاتی برای وجود است که اشتراک را برنمی‌تابد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت تشخص و جزئیت در وجود

8
  • کیفیت ادراک ملکوت حضرت جبرائیل

  • ثالثاً اگر ما از مرتبۀ مثال پا فراتر بگذاریم و بالاتر برویم، برای ادراک ملکوت جبرائیل در آنجا دیگر نیازی به صورت مثالی نداریم،‌ آنجا آن حقیقت نورانی جبرائیل به صورت یک حقیقت نوریّه ولی دارای شکل برای ما ظهور پیدا می‌کند و در آنجا نه زنی، نه مردی، نه چشم و ابرو، نه بینی و نه دهانی وجود دارد که آن صورت مثالی برای ما تجلّی پیدا کند. بعد در مرتبۀ بالاتر دیگر حتی آن تشکّل نوری هم در آنجا نیست و بعد به مرتبۀ بالاتر [که می‌رود] به جنبۀ معنا می‌رسد و از اینجا به بعد ﴿فَكَانَ قَابَ قَوۡسَيۡنِ أَوۡ أَدۡنَىٰ﴾1 از آنجا به بعد که رفع حدود وجودی است دیگر جبرائیل متوقف می‌شود و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بالا می‌زند و از آنجا بالاتر می‌رود

  • اینها مراتب ادراک ما به میزان مراتب سعۀ وجودی ما از نقطه‌نظر تجرد است؛ ممکن است فرد در مرتبۀ اول باشد و ممکن است فرد مرتبۀ اول و دوم را داشته باشد و ممکن است فرد اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم، دهم و پنجاهم را داشته باشد! یعنی در آنِ واحد نسبت به پنجاه مرتبه اشراف دارد. کجای کاری آقاجان! یعنی در حالِ واحد، هم چشمش این میکروفون را می‌بیند، هم قلبش دارد جای دیگر را می‌بیند، هم ضمیرش به نقطۀ دیگری اطلاع پیدا می‌کند و هم سرّش متصل به عالم قدس است و در تمام این مراحل مختلف هرکدام جایگاه خودش را دارد! ما الآن که در اینجا داریم باهم صحبت می‌کنیم، شما که حواستان به من هست به جای دیگر نمی‌توانید فکر کنید و تا فکرتان در خانه برود که اهل بیت مکرمه از شما چه خواسته است که ظهر که تشریف می‌برید [به خانه ببرید] مثلاً ماست و سبزی و کاهو خواسته است، دیگر نمی‌توانید به عرایض چرندوپرند ما آن‌طوری‌که باید و شاید توجه کنید! بنده هم که این عرایض را خدمت شما عرضه می‌کنم اگر فکرم این باشد که اگر به خانه برنگردم سروکارم با لنگه کفش، دمپایی، هَوَنگ و این چیزهاست و فکرم این باشد که چیزهایی را که امر فرمودند و دستور فرمودند [تهیه کنم دیگر نمی‌توانم به شما توجه کنم]! امر و دستور آنها از امر و دستور پروردگار هم بالاتر است!

    1. 1. سوره نجم (53) آیه 9. اسرار ملکوت، ج 2، ص 363:
      «تا به مقدار فاصلۀ دو قوس و یا كمتر با حضرت حق معیّت حاصل نمود.»
/