
تبیین حقیقت تشخص و جزئیت در وجود
نقش وجود در تمایز ماهوی و استقلال اشیاء خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث «جزئیت» و «تشخص» در فلسفه میپردازند. بحث با تحلیل این نکته آغاز میشود که چگونه ذهن با سلب استناد صورت ماهوی از وجود، آن را برای انطباق بر اشیاء خارجی آماده میکند. در ادامه، استاد با نقد نظریه امکان تکثر ماهیت واحده، به این حقیقت مبنایی اشاره میکنند که عامل اصلی تشخص و استقلال هر شیء، تنها «وجود» است و ماهیت بهتنهایی فاقد چنین قابلیتی است. در این مسیر، تفاوت میان «امتیاز» و «تشخص» بررسی شده و با مثالهایی از عالم ماده و مجردات، روشن میشود که چگونه وجود برای ظهور و ابراز خود در مرأی و منظر، ناگزیر از تلبس به حدود ماهوی است. این جلسه با تأکید بر مراتب ادراک و لزوم ارتقای وجودی برای درک حقایق، به تبیین این نکته ختم میشود که تشخص، امری ذاتی برای وجود است که اشتراک را برنمیتابد.
تبیین حقیقت تشخص و جزئیت در وجود
1درس ششصد و دهم
بحث در جزئی (2)
أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
در بحث جزئیت عرض شد که ذهن تعلق صورت ماهوی شیء را از خودش سلب میکند و نفس آن صورت را برای انطباق با اشیاء خارجی لحاظ میکند؛ یعنی ذهن یک همچنین قدرتی دارد که بتواند استناد آن صورتی را که مستند و متکّی و متدلّی به ذهن است را قطع کند و نفس آن صورت را نگاه دارد و آن را منطبق بر آن مابإزاء خارجی کند.
تعریف جزئی
در مسئلۀ جزئیت مطلب به این نحو عرض شد که جزئی به آن حقیقت و هویتی گفته میشود که قابل کثرت نیست و تعدد برنمیدارد درحالیکه در آن صورت ذهنی این قابلیت را مشاهده میکنیم یعنی قابلیت تعدد، در مابإزاء صورت ذهنی و محکیّ خارجی صورت ذهنی هست گرچه آن صورت محدّد به حدود باشد. لذا شما میتوانید برای یک صورت ذهنی افراد متحدُ الشکلی فرض کنید. اینهایی که صورت آنها به یک نحو هست یااینکه فرض کنید شما در این عکاسی از یک عکس تعداد مختلفی را چاپ میکنید صورت، صورت واحد است ولکن مابإزاء خارجی آن متعدد است؛ در عکاسی یک عکس از یک نفر میگیرند ولیکن فرض کنید بیستتا سیتا پنجاهتا از آن چاپ میکند بهنحویکه شما هرکدام را در کنار دیگری بگذارید عین دیگری است بدون حتی یک سر سوزن اختلاف، درحالیکه هیچ اختلافی وجود ندارد ولکن میبینید که تعداد آن کاغذها مختلف است؛ یکی، دوتا، سهتا، چهارتا تا پنجاهتا کاغذ برای این عکسها پیدا میکنید ولکن میگویید که این همان است و این همان است و همۀ اینها مثل هم است و تا پنجاهمی همه یکی هستند و هیچکدام از اینها دو نمیشوند لذا میگویید که اینها همه یک عکس است، نظیرش یک عکس دیگر بیاور. میگوید که من پنجاهتا کاغذ به شما دادم، میگویید که همه یک عکس است که چاپ شده و ظهور پیدا کرده است.
