اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت تشخص و جزئیت در وجود

نقش وجود در تمایز ماهوی و استقلال اشیاء خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث «جزئیت» و «تشخص» در فلسفه می‌پردازند. بحث با تحلیل این نکته آغاز می‌شود که چگونه ذهن با سلب استناد صورت ماهوی از وجود، آن را برای انطباق بر اشیاء خارجی آماده می‌کند. در ادامه، استاد با نقد نظریه امکان تکثر ماهیت واحده، به این حقیقت مبنایی اشاره می‌کنند که عامل اصلی تشخص و استقلال هر شیء، تنها «وجود» است و ماهیت به‌تنهایی فاقد چنین قابلیتی است. در این مسیر، تفاوت میان «امتیاز» و «تشخص» بررسی شده و با مثال‌هایی از عالم ماده و مجردات، روشن می‌شود که چگونه وجود برای ظهور و ابراز خود در مرأی و منظر، ناگزیر از تلبس به حدود ماهوی است. این جلسه با تأکید بر مراتب ادراک و لزوم ارتقای وجودی برای درک حقایق، به تبیین این نکته ختم می‌شود که تشخص، امری ذاتی برای وجود است که اشتراک را برنمی‌تابد.

تبیین حقیقت تشخص و جزئیت در وجود

4
  • عدم قبول کثرت توسط هویت خارجی

  • بنابراین آن هویت خارجی قبول کثرت را نمی‌کند و خود آن ماهیت گرچه جزئی است ولی در این جزئی بودن خودش هم قابلیت سعه و کشش را دارد شما می‌توانید هزار فرد از یک صورت در خارج تصور کنید گرچه نیست ولی می‌شود تصور کرد. اگر شخصی پیدا بشود که صاحب نفس [قوی] باشد می‌تواند این کار را انجام بدهد، ما نمی‌توانیم ولی آنها می‌توانند انجام بدهند! این برای چیست؟ برای این است که آن ماهیت خودش فی‌حدّنفسه قوام ندارد و قوام عبارت از وجود است.

  • قوام ماهیت به وجود

  • وجود قوام، استقلال، تعیّن، تشخّص و هویت دارد، آن وجود است که ماهیت را در خدمت خود درمی‌آورد و ماهیت را استخدام می‌کند و برای شکل‌گیری خود به‌کار می‌گیرد. همان‌طوری‌که در مباحث گذشته عرض شد وجودِ منبسط قابل ظهور، ارائه، اظهار و ادراک نیست و در مقام ظهور خارجی و در مقام ابراز باید به یک تعیّنی دربیاید و این تعیّن یا عبارت از مرتبۀ وجودی است که در مجردات ظهور پیدا می‌کند یا عبارت از صورت و ماده است که همان جنس و فصل و حدود ماهوی است که این مسئله در اشیاء خارجی و مادی تعیّن پیدا می‌کند. آن وجود برای ابراز و اظهار، چاره‌ای ندارد از اینکه یک ماهیتی را به خود ببندد و بدون آن امکان ندارد که به تشکّل مادی در خارج، دارای تشخّص و تعیّن بشود و ذات باری ‌تعالی گرچه دارای حدود ماهوی نیست ولی وجود آن ذات وجود مادی نیست بلکه وجود حضرت حق وجود مجرد است لذا نفس ‌الوجود خودش نفسُ التعیّنِ و التشخّص است.

  • تعیّن و ماهیت ذات باری و سایر مجردات

  • در ذات باری مسئلۀ تعیّن عبارت از ماهیّته إنیّتُه است و این مربوط به ذات باری است. در مراتب مجرده ماهیّتُهم عبارةٌ عن مراتبِ التَشکیکیةِ فی نفسِ ذاتِهم و هویةِ وجودِهم خود آن مرتبۀ وجودی که یکی بالاتر از دیگری است برای آن موجود خارجی، تعیّن می‌سازد و هویت خارجی درست می‌کند و همان موجب می‌شود که ما او را از دیگری امتیاز بدهیم؛ اسم این را یک و اسم دیگری را دو بگذاریم، او را به این عنوان معنون کنیم و دیگری را معنون به‌عنوان و متصِّف به وصف دیگر کنیم، این قضیه مربوط به مراتب است. اما در مورد اشیاء مادیۀ خارجیه، اینها چاره‌ای جز تلبّس به لباس صورت و ماده که حدود ماهوی ذاتی وجود هست ندارند و همین‌طور سایر اعراض خاصّه و مشترکات عامه که اینها همه بر آنها حمل می‌شود.