
اتحاد نفسانی در علم حضوری
تجلی وحدت وجود در ارتباط اولیاء الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی حکمی پیرامون حقیقت تشخص و علم حضوری میپردازند. بحث با نقد وابستگیهای افراطی به اطرافیان و تأثیرات سوء آن بر نفس آغاز شده و سپس به تحلیل فلسفیِ علم حضوری و اتحاد نفسانی میان مدرِک و مدرَک منتقل میشود. ایشان با بهرهگیری از شواهد عرفانی، تفاوت میان علم حصولی و حضوری را تشریح کرده و با ذکر نمونههای تاریخی همچون اتحاد اویس قرنی با پیامبر اکرم (ص) و کیفیت احرام امیرالمؤمنین (ع)، حقیقتِ وحدت وجود را در مراتب سلوکی تبیین میکنند. در نهایت، این مباحث بهعنوان اسرار ولایت معرفی شده و بر ضرورت پرهیز از ظن و گمانهای شخصی در انتساب آراء به بزرگان تأکید میگردد تا حقیقتِ ولایت از تحریفات مصون بماند.
اتحاد نفسانی در علم حضوری
4مرحوم آقا همیشه به من میگفتند که امان از دست اطرافیان! اصلاً قشنگ میآیند به آدم خط میدهند و راه میبرند و بعد هم دست انسان را میگیرند و میگویند: برو! فقط نمیگویند که برو، دست انسان را هم میگیرند! اصلاً یکطوری برای آدم خط و خطوط میکشند که آدم چارهای جز رفتن در همان مسیری که تعیین شده است ندارد و بعد هم انسان نمیتواند دل را بشکند! آیا میشود دل مرید را شکست؟! آسمان به زمین میرسد! آدم که نمیتواند دل مرید را بشکند، مرید دلش بشکند دیگر هیچ، الفاتحة مع الصلوات!
بسم الله الرحمن الرحیم
فَما نُقِلَ عَنِ الحُکماءِ أنَّ تَشخّصَ الشَیءِ بِنحوِ العلمِ الإحساسی أوِ المُشاهدَةِ الحضوریةِ یُمکن إرجاعُه إلی ما قُلناهُ.1
آنچه که از حکماء در خصوص تشخّص شیء نقل شده است ـ ما گفتیم که تشخّص شیء به وجود است ـ این است که میفرمایند: تشخّص شیء به علم است و آن علم هم به دو قسم است؛ یا علم احساسی است یعنی برای انسان علم حصولی است و از خارج برای انسان حاصل میشود؛ بهواسطۀ احساسِ حواس و آلات مدركه با اتصال به معلوم بالعرض خارجی و مابإزاء خارجی، احساسی که انسان نسبت به شیء میکند، علم حصولی است که برای انسان حاصل میشود. یا بهنحو علم حضوری است یعنی علم یا بهواسطۀ مشاهدۀ حضوریه است و حضور مدرَك عند المدرِک بهنحو اتحاد وجودی ـ نه فقط صرف انتقاش صور ماهویه در ذهن، ـ همانطوریکه در جلسۀ قبل عرض شد نفس وجود و خود وجود شیء در نزد مدرِك حضور دارد و برای ادراک و برای انتقاش صور دیگر نیاز به استعمال آلات و واسطه نیست.
وجود علم حضوری حتی در عوام الناس
وقتی انسان خودش احساس میکند، آن وجود را احساس میکند و این برای انسان پیدا میشود حتی برای افراد عادی هم نسبت به بعضی از موارد احساس میشود مثلاً افرادی که نسبت به فردی علاقۀ مُفرِطى دارند، در بعضی از حالاتشان احساس آن علم حضوری مشاهده شده است نه علم حصولی! کأنّ خود آن محبوب را در نفس خود احساس میکند و نیازی به آن توجه نظر ندارد که فکر را متوجه کند و نظر را به او برگرداند.
- . الحكمة المتعالیة، ج 2، ص 12.
