
قوام تشخص و هویت خارجی موجودات
بررسی نسبت وجود، علم و وحدت در فلسفه اسلامی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون مسئله «تشخص» و عوامل قوامبخش به هویت عینی موجودات میپردازند. بحث با نقد دیدگاههایی آغاز میشود که تشخص را به علم حصولی یا حضوری ارجاع میدهند و با استدلال بر اینکه علم، امری متأخر از رتبه وجود است، بر اصالت وجود در تحقق تشخص تأکید میگردد. در ادامه، ضمن بررسی جایگاه حیات و احدیت به عنوان مساوق با ذات، به تبیین نقش صورت مثالی در بقای اشیاء و نحوه ادراک حقایق مجرد پرداخته میشود. در نهایت، با نقد رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و اشاره به سیره امیرالمؤمنین علیهالسلام در برخورد با شبهات و حفظ مصالح امت، ضرورت بهرهگیری از عقل و برهان در کنار شهود برای فهم حقایق هستی مورد تأکید قرار میگیرد.
قوام تشخص و هویت خارجی موجودات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون مسئله «تشخص» و عوامل قوامبخش به هویت عینی موجودات میپردازند. بحث با نقد دیدگاههایی آغاز میشود که تشخص را به علم حصولی یا حضوری ارجاع میدهند و با استدلال بر اینکه علم، امری متأخر از رتبه وجود است، بر اصالت وجود در تحقق تشخص تأکید میگردد. در ادامه، ضمن بررسی جایگاه حیات و احدیت به عنوان مساوق با ذات، به تبیین نقش صورت مثالی در بقای اشیاء و نحوه ادراک حقایق مجرد پرداخته میشود. در نهایت، با نقد رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و اشاره به سیره امیرالمؤمنین علیهالسلام در برخورد با شبهات و حفظ مصالح امت، ضرورت بهرهگیری از عقل و برهان در کنار شهود برای فهم حقایق هستی مورد تأکید قرار میگیرد.
قوام تشخص و هویت خارجی موجودات
14یک دفعه در یک مجلسی بودیم ـ خدا مرحوم علامه طباطبائی را رحمت کند ـ ما به اتفاق مرحوم آقا برای دیدن مرحوم علامه طباطبائی که آمده بودند منزل دامادشان آقای مناقبی رفته بودیم، آقای مناقبی در زمان سابق جزو منبریهای معروف بود. مرحوم علامه دوتا داماد داشت؛ یکی آقای قدوسی و یکی هم آقای مناقبی بود، ایشان آمده بودند و ما با مرحوم والد و یکی از آشنایشان که الآن در تهران هست برای دیدن مرحوم علامه رفتیم، آنجا افراد زیادی بودند ازجمله اینکه مرحوم فلسفی هم بود و خیلی از ائمۀ جماعات شمیرانات آنجا بودند. یک جلسهای بود که بهخاطر یک قضیهای که در مجلس خبرگان قانون اساسی میخواستند در «مذهب حقّۀ شیعۀ جعفری» کلمۀ «حقّه» را بردارند، ـ بالأخره هم برداشتند، آن زمان یادم است که آقای منتظری رئیسش بود ـ در آن جلسه ائمۀ جماعات شمیران منزل مرحوم آقای مناقبی آمده بودند، ما هم خبر نداشتیم، رفتیم و میخواستیم علامه را ببینیم، با ائمۀ جماعات چهکار داشتیم؟! گفت:
هر کجا تو با منی من خوشدلم *** گر بود در قعر چاهی منزلم1 * * *
هر کجا که یوسفی باشد چو ماه *** جنتست ارچه که باشد قعر چاه2 هرجا علامۀ طباطبائی ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ باشد آنجا جنت است! حالا هرجا میخواهد باشد! ما هم رفتیم ایشان را ببینیم و ایشان را زیارت کنیم و ایشان هم مریضحال بودند. اینها داشتند صحبت میکردند که این «حَقّه» را که حذف کرده بودند همه جمع شده بودند که برای مجلس خبرگان امضا بفرستند که این «حقّه» باید باشد و قاعدهاش هم در آن موقع اینطور بود که تا سه روز اگر کسی اشکال و ایرادی داشت میتوانست اصلاح کند. اینطور یادم هست یعنی آن موقع صحبت این بود که میتوانستند اصلاح کنند و اینها میخواستند سریع این کار را بکنند چون دو روز گذشته بود و فردا دیگر مهلت تمام میشد. آقای فلسفی هم بود خلاصه اینها خیلی صحبت و بحث میکردند.
- . مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر سوم، ص 297:
هر کجا تو با منی من خوشدلم *** ور بود در قعر گوری منزلم - . همان:
هر کجا یوسفرخی باشد چو ماه *** جنتست آن گرچه باشد قعر چاه
- . مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر سوم، ص 297:
