اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قوام تشخص و هویت خارجی موجودات

بررسی نسبت وجود، علم و وحدت در فلسفه اسلامی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون مسئله «تشخص» و عوامل قوام‌بخش به هویت عینی موجودات می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌هایی آغاز می‌شود که تشخص را به علم حصولی یا حضوری ارجاع می‌دهند و با استدلال بر اینکه علم، امری متأخر از رتبه وجود است، بر اصالت وجود در تحقق تشخص تأکید می‌گردد. در ادامه، ضمن بررسی جایگاه حیات و احدیت به عنوان مساوق با ذات، به تبیین نقش صورت مثالی در بقای اشیاء و نحوه ادراک حقایق مجرد پرداخته می‌شود. در نهایت، با نقد رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و اشاره به سیره امیرالمؤمنین علیه‌السلام در برخورد با شبهات و حفظ مصالح امت، ضرورت بهره‌گیری از عقل و برهان در کنار شهود برای فهم حقایق هستی مورد تأکید قرار می‌گیرد.

قوام تشخص و هویت خارجی موجودات

5
  • اشکالی که در اینجا به همۀ این بزرگان وارد است این می‌باشد که چه قبل از علم و ادراک حصولی، که مورد نفی این افراد هم هست، و [چه قبل از] ادراک حضوری، تا تشخّصِ خارجی نباشد مدرِک [چه چیزی] را می‌خواهد تشخّص کند؟! یعنی در این ادراک برفرض صحت کلام مرحوم علامه ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ که قائل به علیّت شهود حضوری و واسطیّت شهود حضوری برای تشخّص هستند باید سؤال بشود که در مرتبۀ علم حضوری باید مدرِک و مدرَکی وجود داشته باشد خصوصاً اینکه این مدرِک و مدرَک دو امر جدای از هم هستند و بعد اتحاد پیدا می‌کنند؛ این مدرِک در اینجا نشسته و آن مدرَک هم من‌باب‌مثال از نظر جسمی چند متر فاصله دارد، خب یک اتحاد وجودی بین او و بین آن شیء در مثال ـ در ماده نمی‌شود ـ یا در صور برزخی هست. [البته] حتی در ماده هم به‌واسطۀ اشراف ممکن است باشد که در یک بحث دقیقی وجود دارد و مسائلی از همین آقایان هست که در آنجا [می‌گویند که] چون ماده تحت علیّت آن جنبۀ مثالی خودش هست لذا اگر این شیء با آن صورت مثالی اتحاد پیدا کند با صورت مادی هم اتحاد پیدا خواهد کرد و این یک چیزی است که ادراکش خیلی مشکل است و حالا إن‌شاء‌الله بحثش را در مسائل نفس بیان می‌کنیم.

  • تلمیذ: آیا علت برای آن شیءِ مادی هم هست؟

  • وجود صورت مثالی برای بدن میّت

  • استاد: حتی برای آن شیء مادی هم علت می‌شود ماده خودش معلول است و استقلال ندارد؛ یعنی جنبۀ مادیت ماده از خودش هویتی ندارد هویت ماده به‌خاطر معلولیت و اشراف معلولیت برای مثال و اشرافی که مثال بر او دارد است. شما اشرافِ مثال را از بدن بگیرید، بدن هبائاً منثورا است و هیچ چیز ندارد اصلاً نه وجودی دارد نه هیچ چیز دیگری، حتی مرده هم وقتی می‌میرد این بدن مرده هم صورت مثالی دارد خیال نکنید حالا که روح از بدن جدا شد دیگر صورت مثالی این بدن ازبین رفت! نه، هنوز صورت مثالی دارد ولی آن موقع صورت مثالی حی داشت و در حال حرکت بود اما الآن صورت مثالی‌اش ثابت است. بعد صورت مثالی آن کم‌کم عوض می‌شود؛ هرچه این جسم به‌سمت بوار برود آن صورت مثالی‌ای که بعد از انتزاع و خلع روح از بدن جایگزین صورت مثالی اول شد [هم عوض می‌شود].