
قوام تشخص و هویت خارجی موجودات
بررسی نسبت وجود، علم و وحدت در فلسفه اسلامی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون مسئله «تشخص» و عوامل قوامبخش به هویت عینی موجودات میپردازند. بحث با نقد دیدگاههایی آغاز میشود که تشخص را به علم حصولی یا حضوری ارجاع میدهند و با استدلال بر اینکه علم، امری متأخر از رتبه وجود است، بر اصالت وجود در تحقق تشخص تأکید میگردد. در ادامه، ضمن بررسی جایگاه حیات و احدیت به عنوان مساوق با ذات، به تبیین نقش صورت مثالی در بقای اشیاء و نحوه ادراک حقایق مجرد پرداخته میشود. در نهایت، با نقد رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و اشاره به سیره امیرالمؤمنین علیهالسلام در برخورد با شبهات و حفظ مصالح امت، ضرورت بهرهگیری از عقل و برهان در کنار شهود برای فهم حقایق هستی مورد تأکید قرار میگیرد.
قوام تشخص و هویت خارجی موجودات
1درس ششصد و سیزدهم
کلام حکماء در مورد تشخّص (3)
أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
در بحث جلسۀ قبل عرض شد که مسئلۀ تشخّص بهواسطۀ وجود است همانطور که مرحوم آخوند بر این مسئله تأکید کردند ولی بعضی آن را بهواسطۀ علم احساسی یا علم حصولی که همان مشاهدۀ حضوری و حضور الشیء و حضور وجوده عند المُدرِک است، میدانند. البته از کلمات ایشان این استفاده میشود که برگشت مسئله به اثبات است یعنی گرچه تشخّص در دایرۀ هویت خود شیء قرار دارد ولکن از نظر اثبات منوط به علم است و آن علم یا علم احساسی است و یا علم حضوری. این تأویلی است که مرحوم آخوند در اینجا کردند و همانطوریکه عرض شد مرحوم علامه در یک بیان و حاشیۀ مفصلی که دارند این واسطیت علم احساسی را نسبت به تشخّص نفی میکنند و میگویند که ارتباطی بین علم احساسی و تشخّص نیست؛ مسئلۀ تشخّص مسئلۀ هویت خارجی و تعیّن خارجی است.
علم حاصل ارتباط معلوم بالعرض و معلوم بالذات
علم یک ارتباطی است که بین معلوم بالعرض که خارج است و معلوم بالذات که مُدرَكِ ذهنی است حاصل میشود خب این به تشخّص و وجود و تعیّن چه ارتباطی دارد؟! بله، تا تعیّنی نباشد این ارتباط حاصل نمیشود خب این مربوط به ذهن است ولی اینکه خود نفس تشخّص، قوام و تحقّقش به چیست، این به علم ما مربوط نیست.
بله، مرحوم علامه این مطلب را در مشاهدۀ حضوریه قبول میکنند که چون در مشاهدۀ حضوریه نفس وجود شیء نزد مُدرِك حاضر است و یک نوع اتحاد وجودی بین او و بین مُدرَك که معلوم بالعرض است و در اینجا معلوم بالذات میشود یعنی خود نفس وجود با نفس وجود مُدرِك اتحاد پیدا میکند و همانطوری که مُدرِك نسبت به ذات و صفات و غرائز خودش سیطره و هیمنه دارد و به همین کیفیت نسبت به وجود مُدرَك سیطره و احاطه و ولایت علمی دارد دراینصورت میتوانیم بگوییم که با مشاهدۀ حضوریه، تشخّص تحقق پیدا میکند ولکن این مسئله با علم احساسی سازگاری ندارد چون علم در مقام اثبات است و بحث ما بحث ثبوت است.
