اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت تشخص و نقش وجود در تعین اشیاء

تحلیل رابطه جعل الهی با ماهیت و وجود خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «تشخص» و عوامل ایجادکننده آن در عالم خارج می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه‌های مختلف حکما پیرامون جزء تحلیلی اشیاء آغاز شده و این پرسش اساسی مطرح می‌شود که چه عاملی باعث می‌شود یک حقیقت واحد، در خارج از قابلیت تکثر خارج شده و به یک موجود مشخص تبدیل شود. استاد با نقد دیدگاه‌های رایج درباره ماهیت و جعل، تبیین می‌کنند که ماهیت به تنهایی فاقد هویت خارجی است و آنچه در مقام جعل و افاضه الهی رخ می‌دهد، تصرف در وجود بسیط و ظهور بخشیدن به آن است. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس، کیفیت ارتباط اشیاء با مبدأ اعلی و نقش وجود در محدود کردن ماهیت و رفع قابلیت کثرت از آن تشریح می‌شود. این مباحث در نهایت به درک عمیق‌تری از معنای جعل، اضافات اشراقیه و چگونگی قوام موجودات به فاعل حقیقی منجر می‌گردد.

تبیین حقیقت تشخص و نقش وجود در تعین اشیاء

8
  • پس کاری که ذات باری در جعل می‌کند، فقط این است که‌ همان وجود خود را که وجود بسیط است در آن دست‌کاری می‌کند و آن دست‌کاری در وجود یعنی ظهور دادن به ماهیت به آن نحو خاص، این معنایش است. ماهیت را ظهور می‌دهد وجود که خودش بوده! وجود که نیاز به ایجاد نداشت! وجود، وجود است. اگر هم مرحوم آخوند و امثاله فرمودند که جعل به وجود تعلق می‌گیرد به‌خاطر این است یعنی به این جهت است، نه‌اینکه وجود را ایجاد می‌کند، وجود که سر جایش هست و ایجاد کردن ندارد. وقتی یک چیزی هست من می‌خواهم دیگر چه‌کارش کنم؟! دوباره به‌وجودش بیاورم؟! این کتاب الآن هست آیا این کتاب را دوباره ایجاد می‌کنند؟! وقتی وجود بسیط بوده وقتی وجود بالصرافه بوده و تعیّن هم داشته تشخّص هم داشته همان مبدأ بوده ایجاد آن چه معنا دارد؟!

  • منظور از ایجاد و اضافۀ اشراقیه

  • پس ایجادی که در السنه هست، این به‌وجود آوردن چیست؟ این به‌وجود آوردن، به‌وجود آوردن ماهیت است؛ یعنی صورت دادن است چون وجود که خودش هست و این ماهیت بدون وجود معنا ندارد در خارج پیدا بشود، مثل نقاشی که بخواهد نقش ذهنی خود را بدون آبرنگ و قلم و دفتر به‌وجود بیاورد، آیا معنا دارد؟! معنا ندارد! لاجرم خدا چاره‌ای ندارد جز اینکه همان وجود منبسط را دست‌کاری کند آن دست‌کاری اسمش «ایجاد» است. آن دست‌کاری را اضافۀ اشراقیه می‌گویند. آن دست‌کاری را جعل می‌گویند. آن دست‌کاری را تعیّن و تشخّص می‌گویند؛ یعنی تعیّن و تشخّصِ بعد از تعیّن؛ التعیّن بعد التعیّن و التشخّص بعد التشخّص ممکن است تشخّصِ بعد از تشخّصِ بعد از تشخّصِ و هلُمَّ‌ جرّا باشد؛ تشخّص اول تشخص وجودِ بالصرافه است که قائم به ذات است تشخّص دوم تشخّص آن جنبۀ معنا و مفهومی شی‌ء است و سومی صورت است تا همین‌طور می‌رسد به تشخّص ادنیٰ که آن تشخّص پایین‌تر از همۀ آن تشخّصات است که تشخّص ماده و صورت خارجی می‌شود. بنابراین در اینجا مسئلۀ کیفیت ارتباط اشیاء با ذات باری روشن شد.