
نقد و بررسی مفهوم تشخص در فلسفه
تحلیل دیدگاه حکما و آخوند در تمایز و تعیّن اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مفهوم تشخص و تمایز در فلسفه میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای حکما پیرامون نحوه امتیاز اشیاء از یکدیگر آغاز شده و با تبیین تفاوت میان «تشخص» به معنای تعیّن وجودی و «امتیاز» به معنای تفاوت اعتباری ادامه مییابد. استاد با تحلیل دقیق جایگاه مقولاتی نظیر وضع و زمان، به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه دو شیء در یک نوع واحد، بدون نیاز به عامل خارجی، از یکدیگر متمایز میشوند. در ادامه، ضمن بررسی دیدگاههای شیخالرئیس و صدرالمتألهین، به تفاوتهای ماهوی میان زمان، عدد و مقولات دیگر پرداخته شده و نقش هر یک در ایجاد تمایز تبیین میگردد. در نهایت، با اشاره به مراتب وجودی، تفاوت میان تشخص به نفس ذات، لوازم ذات و عوارض لاحق بررسی شده و حقیقت نفس و روح در ارتباط با بدن و قوای بدنی تحلیل میشود تا روشن گردد که هر مرتبه از وجود، چگونه هویت خاص خود را مییابد.
نقد و بررسی مفهوم تشخص در فلسفه
1درس ششصد و شانزدهم
نقد مرحوم آخوند به تعریف حکماء از تشخّص
أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
مرحوم آقا میگفتند: پنجساله بودیم، پدرمان ما را اینطرف و آنطرف میبرد، یک دفعه مسجد سپهسالار رفتیم ـ همین مسجدی که الآن در میدان بهارستان هست ـ مجلس ختمی بود و ما نشسته بودیم، افرادی هم میآمدند و میرفتند؛ آقایان، علما، حُجَج میآمدند و دیگر برحسب مراتب یکی بلند میشد یکی بلند نمیشد و دوتا بلند میشدند و صلواتی میفرستادند و... مسئول مدرسه و خادمی که آنجا بود آنها را تحویل میگرفت و به او میگفتند: واردش کن، فلانی آمده؛ آیةالله فلان آمده، او را وارد کن؛ یعنی چندتا هندوانه و خربزه و کدوتنبل بزرگ زیر بغلش بگذار که ابّهتش خیلی بیشتر بشود! گفتند: یکی در این موقع آمد، ما او را میشناختیم بدبخت هرّ را از برّ تشخیص نمیداد، این خادم صلوات پشت صلوات میداد! حضرت آیةالله فلان! صلوات بفرستید! خب همه او را میشناسند، این شخص که اینقدر صلوات نمیخواهد، حالا یکی باشد، خیلی آقا باشد صلواتی میفرستند، بعداً مشخص شد قبل از اینکه بیاید، دَم خادم را دیده بود و مسئله را حل کرده بود!! خلاصه او هم صلوات را تمام نمیکرد، بابا یکی برایش فرستادی دیگر بس است، مردم فیض بردند!! دیگه دوتا سهتا پنجتا چه خبر است؟! ایشان هم خیلی با ابّهت و جلال آمدند.
اینها شعائر است!! شعائر باید محفوظ باشد؛ البته شعائر داریم تا شعائر! کشیدن سجاده از زیر پای مرحوم آقای قاضی هم شعائر است! سنگ زدن و شیشۀ مسجد ایشان را شکستن هم شعائر است! تهدید به قتل هم شعائر است! هر کدامش شعائر است!!
أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
بَحثٌ وَ تَعقیبٌ:
قَد أُورِدَ عَلی قَولهِم إنَّ الشیئَینِ مِن نَوعٍ واحِدٍ یَمتازُ أحَدُهُما عَنِ الآخَرِ إنَّ اتَّحَدَ المَحَلُّ بِالزَّمانِ بِأنَّ الزَّمانَ نَفسَهُ إذا کانَ مِقداراً لِحَرَکَةِ الفَلَکِ فَمَحَلُّه جِسمٌ واحِدٌ فَبِماذا یَمتازُ مَعَ وَحدَةِ المَحَل جُزءٌ مِنه مِن جُزءٍ آخر.1
- . الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 14.
