
اهمیت تهذیب نفس در مسیر کمال
لزوم حفظ آرامش و طمأنینه در فعالیتهای روزمره
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ضرورتِ «تمایز و تمیّز» در شئون وجودی انسان میپردازند و تأکید میکنند که هر لحظه از عمر، ظرفیت و پروندهای اختصاصی برای رشد دارد. ایشان با نقدِ نگاههای افراطی به کار و فعالیت که منجر به غفلت از خویشتن میشود، بر لزومِ حفظِ تعادل میان وظایف اجتماعی و تهذیب نفس تأکید میورزند. در این مسیر، با نقل خاطراتی از توصیههای بزرگان همچون علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی به شاگردانشان، روشن میشود که عملِ بدون طمأنینه و آرامش، انسان را از فیضِ حقیقی محروم میسازد. بحث به اینجا میرسد که اشتغالات علمی یا اجرایی، اگر بدونِ مراقبت و تهذیب باشد، تنها به کثراتِ دنیوی میافزاید و مانع از وصول به حقیقت میشود. در نهایت، ایشان با بیانِ سیره عملی بزرگان در برخورد با مصلحتاندیشیهای کاذب و حفظِ کرامتِ نفس، راهکارِ رسیدن به ثباتِ قدم و اخلاقِ نبوی را در گروِ توجهِ مستمر به خود و پرهیز از غرقشدن در هیاهوی کثرات معرفی میکنند.
اهمیت تهذیب نفس در مسیر کمال
1درس ششصد و هفدهم
بحث تمایز و تمیّز شیء از غیر (1)
أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
فصل (3) فی أنحاءِ التعیّن:
قَد مَضىٰ أنَّ تعیّنَ الشیءِ غیرَ تَشَخُّصِهِ إذ الأولُ أمرٌ نسبیٌ دونَ الثانی لأنَّه نحوُ وجودِ الشیءِ و هویتِه لا غیرَ فالتعیّنُ ما به امتیازُ الشیءِ عن غیرِه بِحَیثُ لا یُشارِکُه فیه.1
این بحث، بحث تمایز و تمیّز شیء از غیر است؛ در بحث تمیّز مسئله فقط به افتراق بین شیء و غیر شیء برمىگردد و كارى به تشخّص و مسئلۀ ماهیت نوعیۀ او ندارد، همینكه یك شیئی از آن شیء دیگر متمایز شد مىگویند که این شیء متمایز است و غیر از اوست و این شیء با او تفاوت دارد و فرق مىكند.
برگشت هر تمیّزى به یك منشأ انتزاع
البته شكى نیست كه هر تمیّزى به یك منشأ انتزاعى برمىگردد و به یك منشأ مِیْزى برمىگردد، مابهالاِمتیاز باید وجود داشته باشد حتى در مورد محل واحد، باز باید منشأ انتزاع و آن مابهالاِمتیاز متفاوت باشد، در مابهالاِمتیاز بهواسطۀ اضافۀ یك وصفى به آن محل است یا بهواسطۀ عدم وصفى از آن محل است. شخصى كه در حال تحصیل هست هر روز خود را متمایز از روز دیگر احساس مىكند، این تمایز امروز از آن روز دیگر بهواسطۀ اضافۀ علوم و مدركاتى است كه هر روز براى او حاصل میشود و در روز قبل فاقد آن بود و همینطور فردا نسبت به امروز است.
شرح روایت «مَن اِسْتَوَى یومَاهُ»
حضرت فرمودند: «مَن استَوَى یوماهُ فَهُوَ مَغبونٌ»؛2 كسى كه دو روزش به یك كیفیت بگذرد و احساس اضافى در مدركات نسبت به روز گذشته نداشته باشد مغبون است. چرا؟ چون خداى متعال براى هر روز از این فرد پروندۀ خاص خودش را قرار داده است، اگر در امروز آن پرونده امضاء شد این بهرهاش را از آن پرونده گرفته است و اگر نگرفته باشد آن پرونده بدون امضاء و بدون فائده سپرى شده است. ما نباید به این فكر باشیم كه حالا بعداً یك درى به تختهاى خواهد خورد، ده سال دیگر بالأخره وضعیتى پیش خواهد آمد، نه! همین الآن و همین امروز و همین ساعاتى كه براى ما هست، همین ساعات براى خودش حساب خاص خودش را دارد و اگر از این ساعت استفاده نشد دیگر تا آخر عمر اگر به مقام قابَ قوسین هم برسید به آنچه را كه ازدست دادید نخواهید رسید! این مسئله است كه براى انسان در هر ساعتى صفحۀ مخصوصى هست كه باید آن صفحه را پُر كند و نباید آن صفحه را مهمل بگذارد.
- . الحكمة المتعالیة، ج 2، ص 15.
- . إرشاد القلوب, ج ۱, ص ۸۷.
