
ماهیت وحی و کیفیت ارتباط با عالم ملکوت
تبیین تفاوت میان تشخص و امتیاز در حقایق وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان دو مفهوم فلسفی «تشخص» و «امتیاز» میپردازند و با بررسی مراتب وجودی، چگونگی ارتباط حقایق مجرده با عالم مادی را واکاوی میکنند. ایشان با نقد برداشتهای عامیانه و مادیانگارانه از مفهوم وحی، آن را نه یک پدیده بیرونی و فیزیکی، بلکه حاصل اتحاد وجودی نفس نبی با عالم ملکوت معرفی میکنند. در ادامه، با تفکیک میان وحی تشریعی و وحی افاضی، به این نکته اشاره میشود که چگونه اولیای الهی با رسیدن به مقام وحدت و طهارت مطلق، بدون نیاز به مقدمات ظاهری، به حقایق عالم بالا دست مییابند. این بحث در نهایت به تبیین این حقیقت میانجامد که حضور ملائکه یا شیاطین در قلب انسان، نه یک حضور فیزیکی در کنار او، بلکه ناشی از اتحاد وجودی و تغییر صورت برزخی انسان در اثر افعال و نیات اوست.
ماهیت وحی و کیفیت ارتباط با عالم ملکوت
6پس در مِیز دوئیت وجود دارد كه آن دوئیت لازمۀ استقلال است؛ وقتى كه آن وجود، وجود مستقل است این مِیز وجود دارد و وقتى كه آن استقلال تبدیل به نوعى اتحاد شد در واقع آن مِیز هم ازبین مىرود و وجود هم وجود علمى مىشود و علم هم علم حضورى مىشود و دیگر در آنجا حصود معنا ندارد و احساس این حالت در وجود خود یعنى احساس جبرائیل امین! دقت مىكنید كمكم چه مىخواهم بگوییم! احساس حضور عینی كه در وجود خود مىكنید این همان احساس ملائكه است، احساس وجود و ارتباط با ملائكه است كه بهواسطۀ این مسئله كمكم یكىیكى صور افاضه مىشوند و مدام معانى، مفاهیم، صور و حقایق مىآید و روشن مىشود، در همین حال یكدفعه به نظر شما یك جرقه مىزند که فلان قضیه این است، فلان آیه این معنا را مىدهد، فلان مطلب این را مىرساند، این وحی مىشود، این حالتى كه براى شما در این ارتباط با صور بهوجود میآید [وحی است].
استمرار وحی بعد از زمان پیغمبر
حالا نگویید که در زمان سابق وحى بوده است و حالا دیگر وحى قطع شده است! بله، وحى نسبت به تشریع قطع شد؛ بله! از زمان رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم به بعد دیگر تشریع قطع شد و «حلالُ محمدٍ حلالٌ أبَداً إلَى یومِ القیامَةِ وَ حرامُهُ حرامٌ أبَداً إلَى یومِ القیامة».1 این تمام شد و دیگر بعد از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم به امیرالمؤمنین علیهالسّلام و امام حسن و حسین علیهماالسّلام و تا حالا به امام زمان علیهالسّلام هم وحى نمىشود، وحى در زمان پیغمبر بهعنوان احکام تمام شد و تفاصیلش در نفس امام علیهالسّلام وجود دارد ولى دیگر امام علیهالسّلام نمىتواند آن حلال رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم را حرام كند چون دیگر وحى قطع شده است، بله! ممكن است حلالى از دیدگان ما بهواسطۀ اخفاء و بهواسطۀ ظلم ظالمین و بهواسطۀ مسائلى حالا یا سماوى یا غیرسماوى مخفى مانده است و امام علیهالسّلام مىآید از آن حلال یا حرام پرده برمىدارد، احكام را تفسیر و تبیین مىكند؛ این كار، كار امام علیهالسّلام است ولى امام علیهالسّلام دیگر نمىتواند تشریع بكند. امام زمان علیهالسّلام هم باشد دیگر نمىتواند تشریع كند چون تشریع بعد از رسول خدا قطع شده است.
- . الکافی, ج 1، ص 5۸.
