
ماهیت وحی و کیفیت ارتباط با عالم ملکوت
تبیین تفاوت میان تشخص و امتیاز در حقایق وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان دو مفهوم فلسفی «تشخص» و «امتیاز» میپردازند و با بررسی مراتب وجودی، چگونگی ارتباط حقایق مجرده با عالم مادی را واکاوی میکنند. ایشان با نقد برداشتهای عامیانه و مادیانگارانه از مفهوم وحی، آن را نه یک پدیده بیرونی و فیزیکی، بلکه حاصل اتحاد وجودی نفس نبی با عالم ملکوت معرفی میکنند. در ادامه، با تفکیک میان وحی تشریعی و وحی افاضی، به این نکته اشاره میشود که چگونه اولیای الهی با رسیدن به مقام وحدت و طهارت مطلق، بدون نیاز به مقدمات ظاهری، به حقایق عالم بالا دست مییابند. این بحث در نهایت به تبیین این حقیقت میانجامد که حضور ملائکه یا شیاطین در قلب انسان، نه یک حضور فیزیکی در کنار او، بلکه ناشی از اتحاد وجودی و تغییر صورت برزخی انسان در اثر افعال و نیات اوست.
ماهیت وحی و کیفیت ارتباط با عالم ملکوت
7کیفیت وحى در باب افاضۀ معانی
اما وحى در سایر مطالب دیگر مثل وحى در باب افاضۀ معانی، وحى در باب افاضۀ علوم، وحى در باب «رَبِّ زِدنی فیکَ تَحَیراً»،1 وحى در باب سیر در اسماء و صفات كلّى الهى براى چه باید بعد از پیغمبر قطع شود؟! چرا قطع بشود؟! آنكه تشریع نیست، آنكه دیگر احكام حلال و حرام نیست، آنكه دیگر قواعد برائت و استصحاب نیست. پس آنها هستند و آنها هم هركدام مراتب خودشان را دارند.
برداشتهای اشتباه دیگران نسبت به وحی
و مطلب اینجاست كه خیلىها اشتباه كردند؛ هم آنهایى كه خواستند وحى را به یك جاهاى دیگر بكشانند و هم آنهایى كه خواستند جواب بدهند همه بههم ریختند، همه خیال كردند كه وحی مثل این است که یك فرشته به شکل كبوتر بال بزند و بیاید بنشیند مثل این هلىكوپترهایى كه هستند صدا مىكنند بیاید كنار پیغمبر بنشیند و دست در گوش پیغمبر بگذارد و كسى هم نشنود ـ چون وحى اختصاص به او دارد ـ ما هم او را بهصورت دحیه كلبى و جوان زیبا و رعنا مىبینیم و پیغمبر هم نگاهش مىكند و قشنگ وحى را تلقى مىكند، بعد هم مىگوید: یا رسول الله اجازه میفرمایید؟! بفرمایید، دیگر خبرى نیست و فعلاً امروز به این مقدار كفایت میکند و بعد عین هلىكوپتر با صدا بلند مىشود و بالا مىرود، اسم این را وحی گذاشتند! آقا اینكه وحى نشد، این هلىكوپتر بازى است! این وحى اینطورى نیست. من كه مىگویم و شما میخندید ولی این واقعیت دارد یعنى برداشت مردم همین است و منظور از مردم فقط عامى و اینها نیستند بلکه عامى و عالمش این برداشت را از وحى مىكند كه وحى یك مسئلهاى است كه از خارج مىآید و ... البته میگویند که فرد، فرد صالحى است! خیلى ممنون كه نگفتید از دیوار بالا مىرود! به زعم آنها پیامبر فقط از دیوار بالا نمىرود، پیغمبر دست در جیب كسی دیگر نمىكند! خوب است این مقدار احترام را برای پیغمبر گذاشتند!
- . الفتوحات المکیة، ج 3، ص 490. اسرار ملكوت، ج 3، ص 172:
«پروردگارا پیوسته حیرت مرا نسبت به مراتب بىنهایت و اطلاقى اسماء و صفاتت بیشتر و بیشتر گردان.»
- . الفتوحات المکیة، ج 3، ص 490. اسرار ملكوت، ج 3، ص 172:
