
تبیین تفاوتهای تعیّن و تشخّص در فلسفه
نقش تعلقات نفسانی در ایجاد اختلافات و تضادهای انسانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوتهای فلسفی میان دو مفهوم «تعیّن» و «تشخّص» میپردازند. ایشان با بیان اینکه تشخّص به اصل وجود و هویت شیء بازمیگردد، تعیّن را امری نسبی و ناشی از حدود و امتیازات میدانند که در مراتب وجودی معلولها پدیدار میشود. در ادامه، این مبحث به عرصۀ اخلاق و عرفان کشیده شده و با استناد به کلام مولانا، تبیین میشود که چگونه «اسیر رنگ شدن» و تعلقات نفسانی، منشأ اصلی اختلافات و درگیریهای انسانی است. استاد با ذکر نمونههای تاریخی از سیره بزرگان، نشان میدهند که چگونه رهایی از این تعلقات و تعیّنات زائد، انسان را به آرامش و آزادی حقیقی میرساند. در پایان، مباحثی پیرامون احکام شرعی و مسائل مبتلابه در مجالس و تعاملات اجتماعی مطرح شده و بر ضرورت نگاه دقیق به مبانی شرعی و پرهیز از تسامح در امور دینی تأکید میگردد.
تبیین تفاوتهای تعیّن و تشخّص در فلسفه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوتهای فلسفی میان دو مفهوم «تعیّن» و «تشخّص» میپردازند. ایشان با بیان اینکه تشخّص به اصل وجود و هویت شیء بازمیگردد، تعیّن را امری نسبی و ناشی از حدود و امتیازات میدانند که در مراتب وجودی معلولها پدیدار میشود. در ادامه، این مبحث به عرصۀ اخلاق و عرفان کشیده شده و با استناد به کلام مولانا، تبیین میشود که چگونه «اسیر رنگ شدن» و تعلقات نفسانی، منشأ اصلی اختلافات و درگیریهای انسانی است. استاد با ذکر نمونههای تاریخی از سیره بزرگان، نشان میدهند که چگونه رهایی از این تعلقات و تعیّنات زائد، انسان را به آرامش و آزادی حقیقی میرساند. در پایان، مباحثی پیرامون احکام شرعی و مسائل مبتلابه در مجالس و تعاملات اجتماعی مطرح شده و بر ضرورت نگاه دقیق به مبانی شرعی و پرهیز از تسامح در امور دینی تأکید میگردد.
تبیین تفاوتهای تعیّن و تشخّص در فلسفه
18در یك سفرى براى ما اتفاق افتاده بود که ما با یك كاروانى بودیم ـ خیلى وقت پیش؛ ده یا دوازده سال پیش ـ اتفاقاً كاروان لبنانىها هم بود یك كاروانى بود با عنوان حملة السلام، ما آزاد رفته بودیم ولى در آنجا به كاروان آنها ملحق شدیم، در آنجا خیلى از آنها مقلدین بعضى از افراد و اشخاص بودند كه مىشناسید، اینها مىآمدند پیش ما و مسئله مىپرسیدند، ما كه نظر آنها را نمىگفتیم! مىگفتند: این نظر، نظر آنهاست؟! مىگفتم: من خودم اصلاً او را نمىشناسم تااینكه بخواهم نظر و فتوایش را بدانم، من نظر خودم را مىگوییم اگر نظر من را نمیخواهید سؤال نكنید و بروید از كسى سؤال كنید كه نظر او را بداند! اینها ماندند كه چهكار كنند! چون مىرفتند سؤال مىكردند مسئله مشكل مىشد، از من مىپرسیدند آسان مىشد! آخرِ كار همه رها كردند و گفتند که اصلاً نخواستیم! همه آمده بودند فقط از ما مىپرسیدند و ما مىگفتیم که درست است، درست است، هرچه هست درست است! مىگفتند: سید راحتمان كرد! آن مسئول كاروان اول کمی حرصوجوش مىخورد ولى وقتى دید گوش آنها بدهكار نیست او هم رها كرد و بعد مىآمد از من مسئله مىپرسید! گفتند: خدا پدر این سید را بیامرزد ما را راحت كرد. مىگفتند: باید نماز طواف را دو دفعه بخوانید، من مىگفتم که اصلاً هم نمىخواهد! بنشین نمازت را بخوان، حمد و سورهات را بخوان ببینم درست است؟! میدیدم درست است. به تمام آنهایى كه آنجا بودند گفتم که نمازشان درست است و به ذمۀ من! آنها میگفتند: نه باید بروى استیجار كنى و فلان كنى و ...!
خلاصه مجتهد حق ندارد شرعاً فتواى فردى كه مخالف با نظر اوست مطرح كند. این حرفها الآن مطرح نیست حالا ما مبسوطاً به این حرفها در آن اجتهاد و تقلید مرحوم آقا مىپردازیم.
تلمیذ: ولى شیخ طوسى فتاوى اهلسنت را نقل میکند.
