اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین تفاوت‌های تعیّن و تشخّص در فلسفه

نقش تعلقات نفسانی در ایجاد اختلافات و تضادهای انسانی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت‌های فلسفی میان دو مفهوم «تعیّن» و «تشخّص» می‌پردازند. ایشان با بیان اینکه تشخّص به اصل وجود و هویت شیء بازمی‌گردد، تعیّن را امری نسبی و ناشی از حدود و امتیازات می‌دانند که در مراتب وجودی معلول‌ها پدیدار می‌شود. در ادامه، این مبحث به عرصۀ اخلاق و عرفان کشیده شده و با استناد به کلام مولانا، تبیین می‌شود که چگونه «اسیر رنگ شدن» و تعلقات نفسانی، منشأ اصلی اختلافات و درگیری‌های انسانی است. استاد با ذکر نمونه‌های تاریخی از سیره بزرگان، نشان می‌دهند که چگونه رهایی از این تعلقات و تعیّنات زائد، انسان را به آرامش و آزادی حقیقی می‌رساند. در پایان، مباحثی پیرامون احکام شرعی و مسائل مبتلابه در مجالس و تعاملات اجتماعی مطرح شده و بر ضرورت نگاه دقیق به مبانی شرعی و پرهیز از تسامح در امور دینی تأکید می‌گردد.

تبیین تفاوت‌های تعیّن و تشخّص در فلسفه

1
  • درس ششصد و نوزدهم

  • اقسام تعیّن

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • این بحث دربارۀ اقسام تعیّن است كه با تشخّص فرق مى‌كند. مسئلۀ تعیّن به صرف امتیاز برمى‌گردد و امتیاز بین دو شی‌ء به حیثى است كه انسان افتراق بین آن دو شی‌ء را در تشخّص خارجى مشاهده مى‌كند حالا چه اشیاء خارجى متحدةالحقیقه و مشترکةالحقیقه و متّفقة‌الحقیقه باشند یا مختلفة‌الحقایق باشند از این نقطه‌نظر تفاوتى ندارد. آنچه كه باعث امتیاز مى‌شود عبارت از خصوصیاتى است كه به‌واسطۀ خود ماهیتِ ذاتى یا به‌واسطۀ عوارض، عارض بر آن شی‌ء مى‌شود.

  • حد، باعث تعیّن و امتیاز

  • در تشخّص صحبت از این است هرچه كه لباس وجود به خود مى‌پوشد آن داراى تحقق خارج است، درقبال قائلین اصالت ماهیت كه ماهیت را اصل مى‌دانند و وجود را یك امر عارض و اعتبارى و انتزاعی می‌دانند. در بحث تشخّص خود آنچه كه لباس وجود دارد آن متحقق است و عین خارجى است و این تعیّن خارج یا به‌نحو وجود اطلاقى و بسیط است یا به‌نحو وجود محدود است. حد باعث تشخّص نمى‌شود بلكه حد باعث تعیّن و امتیاز مى‌شود. اینكه الآن دو نفر مانند هم متّفقةالحقیقه هستند ولكن در تعیّن خارجى اختلاف دارند به‌خاطر حدود آنهاست و اگر آن حدود خارجى آنها از آنها سلب بشود همان مسئلۀ متّفقةالحقیقه و متحدة التعیّن براى آنها ثابت خواهد شد.

  • بی تعلق بودن ذات

  • آن‌وقت در اینجا خیلى مطالب هست كه عرفاء هم در همان مباحث خودشان در رفع حدود و تعیّنات این مسئله را بیان كردند. آنچه كه موجب دقت است این است كه ما در كلام عرفاء مى‌بینیم که آنها رفع تشخّص نمى‌گویند بلكه رفع تعیّن مى‌گویند، رفع تشخّص به رفع الوجود است درحالى‌كه وجود متصف به عدم نمى‌شود. وقتى كه یك ماهیتى لباس وجود پوشید دیگر بر او عدم عارض نمى‌شود چون اینها متعارضین و متناقضین هستند. بنابراین در نفس تحقق خارج آنچه كه ما لازم داریم همان موجودیة‌الشی‌ء است، آن موجودیت موجب تحقق خارج است ولى از آنجایى كه هر معلولی نسبت به علت مافوق خودش از محدودیت بیشترى برخوردار است بنابراین این معلول در اینجا كه عبارت از تعیّنات خارجى است، این معالیل به‌واسطۀ آن حدود وجودیه‌اى كه دارند داراى امتیاز و تفارق بین یكدیگر خواهند شد. به قول مولانا كه مى‌فرماید: