
تحلیل دقیق تمایزات ماهوی در فلسفه اسلامی
بررسی تفاوتهای جنس و فصل با ماده و صورت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی در باب تصور ماهیت و تمایزات میان جنس، فصل، ماده و صورت میپردازند. بحث با تأکید بر اهمیت دقتنظر در مفاهیم ذهنی آغاز میشود و با نقد رویکردهای سطحی در فلسفه غرب، جایگاه رفیع حکمت متعالیه در تحلیل حقایق هستی تبیین میگردد. استاد با بهرهگیری از کلام مرحوم آخوند، کیفیت لحاظ ماهیت به صورت لابشرط و بشرطلا را تشریح کرده و نشان میدهند که چگونه این دقتهای ذهنی، راهگشای فهم مسائل عمیق توحیدی و عرفانی است. در ادامه، ضمن اشاره به ضرورت اصلاح نفس و پرهیز از قضاوتهای نادرست درباره دیگران، بر لزوم درک صحیح واقعیتهای خارجی تأکید میشود. در نهایت، با بازگشت به مباحث منطقی، تفاوتهای دقیق میان جنس و فصل در مقام حمل و تعریف، و نسبت آنها با ماده و صورت در خارج، به عنوان ابزاری برای شناخت دقیق حقایق تبیین میگردد.
تحلیل دقیق تمایزات ماهوی در فلسفه اسلامی
1درس ششصد و بیست و دوم
ارتباط کیفیت لحاظ ماهیت در نوع و جنس و فصل بودن (1)
اهمیت مکان برای ذکر گفتن
... هوای سرد به کلیهها آسیب میرساند لذا باید حتما چیزی بسته باشد.
مرحوم قاضى ـ رضوان الله تعالی علیه ـ مىگفتند: اگر یكجا نشستید كه ذكر بگویید و دیدید حال پیدا نكردید جایتان را عوض كنید؛ هرجایی كه مىبینید احساستان احساس بهترى است [آنجا ذکر بگویید] چون [مكان] فرق مىكند. این مکانها و زمانها چطور آثار مىگیرند! خیلى عجیب است!
اثرپذیری مکانها
شخصى از دوستان ـ خدا رحمتش كند ـ مىگفت كه پسر بچهاى [خدا به ما داد]، خیلى شبها گریه مىكرد، تااینكه یك شب مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به منزل ایشان رفته بودند، نشسته بودند و اینها هم بچه را براى اذان و اقامه و دعا [پیش ایشان] برده بودند، بعد شب [در آنجا بودند] و رفتند، آن شب ما دیدیم این بچه گریه نكرد. فردا شب شد دوباره این بچه شروع به گریه كردن كرد، نمىدانم دلدرد گرفته بود یا هرچه خلاصه بچه که همینطوری گریه نمیکند، دیدیم نمىخواهد بگذارد ما بخوابیم! خوابمان مىآید، بچهها معمولاً نمىگذارند پدر و مادرها بخوابند، حالا بیدار هم باشند باید بچهدارى كنند! اینطور نیست كه بچه خودش به خودش مشغول باشد، بالأخره باید بچهدارى كرد! مىگفت كه یكدفعه به ذهنمان رسید و این بچه را برداشتیم و گذاشتیم همان جایى كه دیشب مرحوم آقا نشسته بودند؛ تا او را آنجا گذاشتیم دیدیم خوابش برد! دیگر هر شب كارمان همین بود! تا گریه مىكرد مىگذاشتیم همانجا! حالا یا مىخوابید و یا دیگر بچه مزاحم نبود! علیٰکلّحال گفتیم که اى كاش آقا زودتر مىآمد! خیلى این فضا و مكان عجیب است.
أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
فصلٌ (4) فى الفرقِ بین الجنسِ و المادةِ و بَینَ النّوعِ و الموضوع.1
ماحصل مطلب ایشان در اینجا این است كه در تصور ماهیت، یك وقت آن ماهیت لابشرطشیء تصور مىشود یك وقت آن ماهیت بشرطشیء است و یك وقت لابشرط مُطلق؛ لا بِشرط شیءٍ مَعَه، كه همان بشرطلا مىشود و در تصور ماهیت اگر ذهن آن ماهیت را لابشرطِ از انضمام او با امر دیگر و خود آن مفهوم را فىحدّنفسه تصور كند دراینصورت این یا جنس است و یا فصلِ تنها و فىحدّنفسه است و دلیلش هم مشخص است زیرا هر نوعى مركب از جنس و فصل است و ذهن تا براى جنس یك معناى لابشرطشیء تصور نكند نمىتواند او را جزءِ مركب براى نوع قرار بدهد؛ باید لحاظ اوّلیه در مورد آن شیء در ذهن تام باشد تا بعد ذهن او را به انضمامِ امر دیگری ـ هردو را ـ یك نوع از انواع قرار بدهد.
- . الحكمة المتعالیة، ج 2، ص 16.
