
ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل
تحلیل جایگاه هیولا و حقیقتِ مرز میان ماده و مجرد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون ماهیت، جنس، فصل و تفاوتهای وجودی آنها میپردازند. بحث با تحلیل مفهوم «لابشرط» و «بشرطلا» در تصورات ذهنی آغاز شده و به چگونگی شکلگیری انواع و اصناف در خارج منتهی میشود. در ادامه، استاد با ورود به مبحث «هیولا» و مادةالمواد، مرز میان عالم ماده و مجردات را ترسیم کرده و چگونگی تنزل حقایق از مراتب عالی به صورتهای مادی و جسمانی را تشریح میکنند. در بخش پایانی، با تکیه بر روایات و سیره اولیاء الهی، به موضوع «مقام ستاریت» و نحوه برخورد با خطاهای دیگران در جامعه پرداخته میشود. این جلسه با هدف تبیین پیوند میان مبانی دقیق فلسفی و اخلاق عملی در سیره معصومین و اولیاء دین، به بررسی چگونگی فعلیت یافتن استعدادهای انسانی و ضرورت حفظ حریم و آبروی مؤمنان در پرتو معرفت توحیدی میپردازد.
ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون ماهیت، جنس، فصل و تفاوتهای وجودی آنها میپردازند. بحث با تحلیل مفهوم «لابشرط» و «بشرطلا» در تصورات ذهنی آغاز شده و به چگونگی شکلگیری انواع و اصناف در خارج منتهی میشود. در ادامه، استاد با ورود به مبحث «هیولا» و مادةالمواد، مرز میان عالم ماده و مجردات را ترسیم کرده و چگونگی تنزل حقایق از مراتب عالی به صورتهای مادی و جسمانی را تشریح میکنند. در بخش پایانی، با تکیه بر روایات و سیره اولیاء الهی، به موضوع «مقام ستاریت» و نحوه برخورد با خطاهای دیگران در جامعه پرداخته میشود. این جلسه با هدف تبیین پیوند میان مبانی دقیق فلسفی و اخلاق عملی در سیره معصومین و اولیاء دین، به بررسی چگونگی فعلیت یافتن استعدادهای انسانی و ضرورت حفظ حریم و آبروی مؤمنان در پرتو معرفت توحیدی میپردازد.
ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل
18وجود تمام قابلیتها در انسان
لذا همۀ قابلیتها در انسان هست؛ یزید هم این قابلیت را دارد! شمر هم دارد، منتها به هوا، هوس، دنیا و ریاسات گذراندند و خودشان را ازبین بردند! خودشان را نابود كردند! خودشان را هلاك كردند!
سازگاری مکاشفات با ستارالعیوب بودن خدا
تلمیذ: بعضیها میگویند که این حالات و مكاشفات با ستارالعیوبى خداوند نمىسازد؟!
استاد: مسئلۀ ستارالعیوب جنبهاى است كه خود خدا نسبت به اعمال و رفتار بندگانش دارد و كسى هم كه چنین مكاشفهاى پیدا مىكند باید این را داشته باشد نهاینكه نداشته باشد، خود ذات، آثار، منش، روش و آن كیفیت تعامل خدا با بندگانش بر ستارالعیوبى و حفظ این مسائل است. كسى كه دارد یك گناهى انجام مىدهد خدا نمىآید این گناه را براى مردم فاش كند ولى شما اگر رفتید از پشت پنجره نگاه كردید خب یعنى خدا باید از آن بالا شما را پایین بیندازد تااینكه نگاه نكنید؟! نه، شما كه مىروید از پشت پنجره نگاه مىكنید و مىبینید این گناه انجام شد ستارالعیوبى اقتضاء مىكند که صدایتان درنیاید، خب حالا گناه كرده است كرده است چرا مىروى به همه مىگویی؟!
ناسازگاری غیبت کردن با ستارالعیوب بودن خدا
چرا مىروى غیبت مىكنی؟! غیبت یك امر واقعى و خارجى است که مستور است. شما مىآیید این را فاش مىكنید، این با ستارالعیوبى خدا نمىسازد لذا خدا عقاب مىكند نهاینكه خدا جلوى یك امر واقعى را بگیرد. روش و منش خدا بر اخفاء است «یا مَن أظهَرَ الجَمیلَ وَ سَتَرَ القَبیحَ»1 این روش، روش خداست. اولیاء خدا همین روش را پیدا مىكنند پس این منافات ندارد؛ اولیاء خدا به مقام ستاریت كه مىرسند خداگونه مىشوند یعنى آن اوصافى را كه خدا دارد او هم دارد، خدا مىبیند و سَتر مىكند، او هم مىبیند و سَتر مىكند. دیگران اینطور نیستند و تا چیزى مىبینند عَلَمَش مىكنند که أیها الناس بیایید! انتخابات که بشود روزنامهها و... میگویند که این فلان مال را از آنجا برداشت! این فلان كار را كرد! این فساد اخلاقى داشت! فساد اخلاقى داشت و... خب به تو چه ربطى دارد؟! چه ربطى به انتخابات دارد؟! رها كن بگذار برود، چند سالى هم حالا سر یك صندلى بنشیند دلش خوش باشد! بالأخره خیلىها بردند بگذارید او هم ببرد! چرا مىروید گناهش را فاش مىكنید؟! چرا وقتى كه بدبخت مدرك ندارد، میگویید که قلابى است؟! رهایش كن بگذار باشد، اوضاع كه شیردرشیر است این هم بگذار باشد!
- . المصباح، کفعمی، ج ۱، ص ۲۹.
