
ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل
تحلیل جایگاه هیولا و حقیقتِ مرز میان ماده و مجرد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون ماهیت، جنس، فصل و تفاوتهای وجودی آنها میپردازند. بحث با تحلیل مفهوم «لابشرط» و «بشرطلا» در تصورات ذهنی آغاز شده و به چگونگی شکلگیری انواع و اصناف در خارج منتهی میشود. در ادامه، استاد با ورود به مبحث «هیولا» و مادةالمواد، مرز میان عالم ماده و مجردات را ترسیم کرده و چگونگی تنزل حقایق از مراتب عالی به صورتهای مادی و جسمانی را تشریح میکنند. در بخش پایانی، با تکیه بر روایات و سیره اولیاء الهی، به موضوع «مقام ستاریت» و نحوه برخورد با خطاهای دیگران در جامعه پرداخته میشود. این جلسه با هدف تبیین پیوند میان مبانی دقیق فلسفی و اخلاق عملی در سیره معصومین و اولیاء دین، به بررسی چگونگی فعلیت یافتن استعدادهای انسانی و ضرورت حفظ حریم و آبروی مؤمنان در پرتو معرفت توحیدی میپردازد.
ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون ماهیت، جنس، فصل و تفاوتهای وجودی آنها میپردازند. بحث با تحلیل مفهوم «لابشرط» و «بشرطلا» در تصورات ذهنی آغاز شده و به چگونگی شکلگیری انواع و اصناف در خارج منتهی میشود. در ادامه، استاد با ورود به مبحث «هیولا» و مادةالمواد، مرز میان عالم ماده و مجردات را ترسیم کرده و چگونگی تنزل حقایق از مراتب عالی به صورتهای مادی و جسمانی را تشریح میکنند. در بخش پایانی، با تکیه بر روایات و سیره اولیاء الهی، به موضوع «مقام ستاریت» و نحوه برخورد با خطاهای دیگران در جامعه پرداخته میشود. این جلسه با هدف تبیین پیوند میان مبانی دقیق فلسفی و اخلاق عملی در سیره معصومین و اولیاء دین، به بررسی چگونگی فعلیت یافتن استعدادهای انسانی و ضرورت حفظ حریم و آبروی مؤمنان در پرتو معرفت توحیدی میپردازد.
ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل
19خدا ستار است؛ مىگوید که بابا این هر چقدر تا حالا کار كرده، ده سال پانزده سال مدرك جعل كرده آورده است، من كارى با او نداشتم و آبرویش را نبردم حالا شما مىآیید آبرویش را مىبرید؟! حالا مگر شما خودتان چه کسی هستید؟! بگذار حالا دل این هم خوش باشد! گفت:
گر حکم شود که مست گیرند *** در شهر هر آنچه هست گیرند1
عمر نصف شب رفت یك جا صدایی شنید، گفت: الآن موقع نماز شب است دارد صدا مىآید؟! ـ حالا خودش پدرسوخته خمره خمره عرق میخورد، با آب قاطی می کرد و میگفت که نمیخورم با آب قاطی میکنم2 ـ حالا تدیّنش گرفته بود لذا از دیوار مردم بالا میرود که داخل خانه برود و ببیند چهکار مىكنند! [آن شخص گفت که] چرا از دیوار مردم بالا میروى؟! خودت دهتا گناه كردی! بلند شو برو دنبال كار خودت باش!3 او مىآید این كار را مىكند چون نفهم است و معرفت ندارد!
شب زنى زنا كرده بود نزد امیرالمؤمنین علیهالسّلام مىآید، حضرت مىگوید که این حرفها چیست؟ این چرت و پرتها چیست؟ خواب دیدى، فلان كردى، هذیان مىگویی! مىگوید: من زنا كردم! میفرماید: مگر به تو نگفتم که بلند شو برو.4
رسیدن خدمت اولیاء باعث پاک شده از گناهان
حضرت مدام مىخواهد او را رد كند، چرا مىخواهد این كار را بكند؟ چون او خداگونه شده است. خدا مىگوید: تو این غلط را كردى، رها كن و برو توبه كن و پى كارت برو، حالا مقدسمآبیت گرفته که میگویی: بروم بگویم؟! حتماً حد به من جارى بشود؟! حد را چه کسی باید بزند؟! منِ [علی] باید بزنم؟! نمىخواهم به تو حد بزنم، برو. بیچارۀ بدبخت همینکه نزد امیرالمؤمنین علیهالسّلام آمد خودش معناى توبه است! «طَهِّرنى یا على» یعنى همان توبه و معنایش توبه است. توبه كرده است كه آمده است.
جریان ستاریت خدا در جامعه توسط امیرالمؤمنین
آن امیرالمؤمنین داراى معرفت و بینش است که ستاریت خدا را در جامعه اینطوری پیاده مىكند؛ زنا كرده مىگوید: برو! ولی آن مردک از دیوار بالا مىرود! این بهخاطر همین قضیه است، نهاینكه امیرالمؤمنین نداند او این كار را كرده است. نه، جایش را هم مىداند، وقتش را هم مىداند، با چه کسی كرده را هم مىداند! همه را میداند.
- . امثال و حكم دهخدا، ج 3، ص 1289.
- . فتح الباری، ج 10، ص 37؛ ربیع الأبرار، ج 5، ص 10؛ الموطا، ج 2، ص 894؛ کنز العمال، ج 5، ص 522؛ مکاشفة القلوب، باب 91، باب عقوبة الشارب الخمر، ص 425.
- . الدر المنثور، ج 7، ص 568. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسى، ج 11، ص 348.
- . جهت اطلاع بیشتر به الکافی، ج ۷، ص ۱۸5.
