
ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل
تحلیل جایگاه هیولا و حقیقتِ مرز میان ماده و مجرد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون ماهیت، جنس، فصل و تفاوتهای وجودی آنها میپردازند. بحث با تحلیل مفهوم «لابشرط» و «بشرطلا» در تصورات ذهنی آغاز شده و به چگونگی شکلگیری انواع و اصناف در خارج منتهی میشود. در ادامه، استاد با ورود به مبحث «هیولا» و مادةالمواد، مرز میان عالم ماده و مجردات را ترسیم کرده و چگونگی تنزل حقایق از مراتب عالی به صورتهای مادی و جسمانی را تشریح میکنند. در بخش پایانی، با تکیه بر روایات و سیره اولیاء الهی، به موضوع «مقام ستاریت» و نحوه برخورد با خطاهای دیگران در جامعه پرداخته میشود. این جلسه با هدف تبیین پیوند میان مبانی دقیق فلسفی و اخلاق عملی در سیره معصومین و اولیاء دین، به بررسی چگونگی فعلیت یافتن استعدادهای انسانی و ضرورت حفظ حریم و آبروی مؤمنان در پرتو معرفت توحیدی میپردازد.
ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل
10تلمیذ: خب بحث بین ماده و مجرد است.
استاد: آهان، یعنى همان ماده و مجردى را كه مىخواهید به او ربط بدهید؛ به قول امروزىها آن استارتی كه مىخواهد زده بشود و نقطۀ شروع از آنجا مىخواهد راه بیفتد. تابهحال صورتِ مثالى و برزخى داشت، حقایق، حقایقِ برزخى بودند چون اینها در سلسلۀ علل قرار دارند، حالا این سلسلۀ علل مىخواهد بیاید و بیاید و معلولى از خود بسازد كه با قبلش تفاوت ماهوى دارد. تا حالا خصوصیات ماده را نداشت شما آنچه را كه در خواب یا در مكاشفه مىبینید خصوصیات ماده را دارد؟! وزنش چند كیلو است؟! پدرتان که به رحمت خدا رفته را در خواب مىبینید آیا كشیدید ببینید چند كیلو وزنش است؟! نه آقا، میگوید که روى آب هم راه مىرود یکدفعه مىبینید یک قدم گذاشتید به آنجا رسیدید، خصوصیات ماده را ندارد ولى شكل دارد بعد حقیقتى كه مافوق این است شكل ندارد اینها همه مراتب علّى و معلولى هستند كه از آن لاشكل و لاحد و لارسمى مدام به تشكّل و تعیّنش تنزّل پیدا مىكنند و این تعیّن و تنزّل ادامه دارد تا به ماده مىرسد، درست شد؟!
تعبیر دیدن بعضی صور برزخیه در خواب
همین مسئله در مورد آن هم هست؛ شما در مورد تبدّل و تحوّل یك حقیقت معنوى مجرد از صورت به مثال چه فرضی مىكنید؟ منتها در آنجا مىگویید که راحت است، نه چنان راحت هم نیست. چطور وقتى که شما یك امر و حقیقتی را در خواب مىبینید فرض كنید میبینید که در آب دارید شنا مىكنید، مىگویند كه رحمت خدا و نورانیت بر شما نازل میشود، نورانیت كه آب نیست! آب اکسیژن و هیدروژن است. آن آبى كه دارید در مكاشفه و خواب در آن شنا مىكنید با این آبى كه اینجا در حوض حیاط فیضیه است یكى است؟! یااینكه فرض کنید مىگویند که دارید شیر مىخورید، تعبیری هم که از خوردن شیر در خواب یا مكاشفات و اینها میکنند میگویند: علم است. یااینكه مىگویند: فرض كنید که ماهى در آب حكایت از ثروت و پول و اینها مىكند. این شیرى كه الآن شما دارید مىخورید یا این آبى كه دارید در آن شنا میکنید یك حقیقت نورانى و روحانى است كه الآن براى شما در خواب و مكاشفه جلوه پیدا كرده است. چطور شد؟! آن حقیقت نورانى كه به شكل شیر، آب، ماهى و مار نیست.
