
ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل
تحلیل جایگاه هیولا و حقیقتِ مرز میان ماده و مجرد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون ماهیت، جنس، فصل و تفاوتهای وجودی آنها میپردازند. بحث با تحلیل مفهوم «لابشرط» و «بشرطلا» در تصورات ذهنی آغاز شده و به چگونگی شکلگیری انواع و اصناف در خارج منتهی میشود. در ادامه، استاد با ورود به مبحث «هیولا» و مادةالمواد، مرز میان عالم ماده و مجردات را ترسیم کرده و چگونگی تنزل حقایق از مراتب عالی به صورتهای مادی و جسمانی را تشریح میکنند. در بخش پایانی، با تکیه بر روایات و سیره اولیاء الهی، به موضوع «مقام ستاریت» و نحوه برخورد با خطاهای دیگران در جامعه پرداخته میشود. این جلسه با هدف تبیین پیوند میان مبانی دقیق فلسفی و اخلاق عملی در سیره معصومین و اولیاء دین، به بررسی چگونگی فعلیت یافتن استعدادهای انسانی و ضرورت حفظ حریم و آبروی مؤمنان در پرتو معرفت توحیدی میپردازد.
ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل
11شخصی خواب دیده بود که مارى پشت كتابهایش هست، به مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ عرض کرد، مرحوم آقا فرمودند که «به این کتابها تعلق داری» گفت که یك مار سبزى هم بود! گفتند: «به این کتابها تعلق دارید» خب این تعلق مگر شكل و وزن و طول دارد؟! این حقیقتى كه الآن دارد نازل مىشود و به شكل یك مار براى انسان جلوه مىكند و واقعیت هم دارد دلیلش چیست؟ دلیلش این است كه تعبیر میکنند و درست هم است، آن مُعبِّرى كه دارد این مار را تعبیر به تعلق مىكند دروغ مىگوید یا راست مىگوید؟! اگر دروغ مىگوید که هیچ و اگر راست مىگوید، چه حقیقتى پشت این مسئله نهفته است؟! چه واقعیتى در این قرار دارد كه او تعبیر به تعلق میکند و تعبیر به اینكه نماز شب مىخوانى نمىكند؟! چرا تعبیر نمىكند به اینكه شما زیاد قدم مىزنید یااینكه زیاد مىخورید؟! چرا تعبیر نمىكند كه شما زیاد مطالعه مىكنید؟! مىگوید که شما تعلق دارید! این تعلق یك حالتِ نفسانى است، به مار چه ربطى دارد؟! به رنگ مار چه مربوط است؟! گاهى اوقات انسان حتى مار خوش خطوخال هم مىبیند، این صورى كه مىگویند: انسان به صورتهای مختلف هست حتى همین الآن هم هست که مىگویند که صورت برزخى یكى به شكل سگ است، یکی هم به شکل گربه و دیگرى هم به شكل روباه است، این بزرگان كه وقتى نگاه مىكنند از صورت افراد صورت برزخى را تشخیص مىدهند چگونه است؟!
من خودم از مرحوم آقاى مطهرى شنیدم ـ ایشان در آن جلساتى كه آن سالها مىآمدند ـ که داشتند به مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ مىگفتند كه من از آیةالله آقا سید احمد خوانسارى که آن موقع هنوز حیات داشتند شنیدم كه میگفت: من از مرحوم آقا شیخ حسنعلى نخودكى اصفهانى در نجف كه ایشان مدتى در نجف بود شنیدم كه وقتى از حرم امیرالمؤمنین علیهالسلام بیرون مىآید بعضى از اجلّۀ علماء نجف را به شكل خوك مىبینم! ناقل مرحوم آقاى مطهرى است و بنده خودم شنیدم نه شخصِ دیگر؛ سلسلۀ سند را هم خدمتتان بگویم! حالا اگر در من شك مىكنید که خب بگویید؛ این دارد دروغ مىگوید!! شنیدیم این آقایانى كه بر ضد عرفان هستند مطلبى را كه یكى از قول مرحوم آقا در كتابى نقل كرده است گفتند که این مطلب دروغ است! گفتم: خیلى خب دیگر پدرمان هم كذّاب شد. وقتى كه قرار بر لجاجت باشد این لجاجت كار آدم را به اینجا مىرساند! یعنى همین آقایى كه تا قبل از این حكایت مىگوید كه آقاى سید محمدحسین طهرانى فردى صادق و شخصى منزّه و وارسته است تا یك مسئلهاى پیش مىآید كه با مرامش سازگار نیست همین آقا كاذب مىشود؛ ﴿ثُمَّ كَانَ عَٰقِبَةَ ٱلَّذِينَ﴾ خب چیست؟! یك مقدار فكر كنید ﴿ثُمَّ كَانَ عَٰقِبَةَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔواْ ٱلسُّوٓأَىٰٓ أَن كَذَّبُواْ بَِٔايَٰتِ ٱللَهِ وَكَانُواْ بِهَا يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾1 معنایش این است. نادان تو براى چه كسى دارى این كارها را انجام مىدهی؟! اگر براى خدا انجام مىدهى پس چرا تا آخرش جلو نمىآیى؟! چرا تا نصفه مىآیی؟! پس معلوم است از اوّلش هم نبودی، از اوّلش هم براى نفس بود، راستِ راست است.
- . سوره روم (30) آیه 10. معادشناسی، ج 8، ص 195:
«و پس از آن، نتیجه و عاقبت كسانى كه بدى نمودند، بدى و تباهى شد به جهت آنكه آیات خدا را دروغ شمرده و تكذیب نمودند؛ و آن آیات را مسخره نموده و استهزاء كردند»
- . سوره روم (30) آیه 10. معادشناسی، ج 8، ص 195:
