
ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل
تحلیل جایگاه هیولا و حقیقتِ مرز میان ماده و مجرد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون ماهیت، جنس، فصل و تفاوتهای وجودی آنها میپردازند. بحث با تحلیل مفهوم «لابشرط» و «بشرطلا» در تصورات ذهنی آغاز شده و به چگونگی شکلگیری انواع و اصناف در خارج منتهی میشود. در ادامه، استاد با ورود به مبحث «هیولا» و مادةالمواد، مرز میان عالم ماده و مجردات را ترسیم کرده و چگونگی تنزل حقایق از مراتب عالی به صورتهای مادی و جسمانی را تشریح میکنند. در بخش پایانی، با تکیه بر روایات و سیره اولیاء الهی، به موضوع «مقام ستاریت» و نحوه برخورد با خطاهای دیگران در جامعه پرداخته میشود. این جلسه با هدف تبیین پیوند میان مبانی دقیق فلسفی و اخلاق عملی در سیره معصومین و اولیاء دین، به بررسی چگونگی فعلیت یافتن استعدادهای انسانی و ضرورت حفظ حریم و آبروی مؤمنان در پرتو معرفت توحیدی میپردازد.
ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل
8هیولا هم مطلبش به همین كیفیت است ـ حالا از اسم هیولا نترسید ـ این هیولا عبارت از همان مادةالمواد است از نقطهنظر ماده و جنسش تمام مادههایى كه شما در خارج ببینید هركدام از اینها انواع مختلفِ داراى خصوصیات مختلف هستند كه از عناصر متفاوتى تشكیل شدهاند كه اجتماع و تركیب آن عناصر متفاوت كه یكصدوخردهاى است بهاضافۀ چیزهاى دیگر مواد خارجى و انواع خارجى را تشكیل مىدهد. نمك، آهن، سنگ و كلسیم یكى از همین انواع خارجى هستند که هركدام از این انواع خارجى فىحدّنفسه در تركیب و امتزاج باهم یك نوع را تشكیل مىدهند، مثلاً ید و سدیم را شما باهم تركیب كنید نمك مىشود ولى خود یُد فىحدّنفسه یكى از انواع است یعنى یك نوع خارجى است كه در تحت آن نوع افرادى قرار دارد؛ یُد در اینجا، در آنجا، در آن شهر، در آن كشور، در آن منطقه، در آن دریا، در آن شورهزار و در میوهها که خود میوهها هم داراى ید هستند، هركدام از اینها خودشان مصداق یا صنفى ـ چون خود ید هم صنف دارد ـ براى آن ماهیت خارجی و هویتى هستند كه در خارج تشكیل شده است.
تعریف هیولا
حالا صحبت در این است كه آیا ما مىتوانیم چیزى را پیدا كنیم كه خود ید و كلسیم را با همدیگر پوشش بدهد و هردو را شامل بشود؟ بله، اسم آن هیولا مىشود، یعنى آن مادۀ اولیهاى كه خود را به هر شكل و صورتى كه درآورد شما در آنجا اسم یك معدن از معدنیات یا اسم یك ویتامین از ویتامینها و یا اسم یك هویت از هویتها را بر او مىگذارید، اسم آن مادۀ اولیه كه دیگر واحد است و همۀ اینها به او برمىگردند را مادة المواد و هیولای اولیه مىگذارند. اگر شما بخواهید هیولاى اولیه را تعریف كنید نمىتوانید روی شیء محسوسى دست بگذارید، عقل مىآید و همۀ این انواع مختلفه را، آن مابهالاِشتراك که همان ماده باشد، آن مادۀ در اینها كه بر همۀ انواع عنوان جنس كلى دارد را در همۀ اینها مىگیرد و همینكه عقل مىگوید که این بالأخره ماده است یا نیست، از قسم ماده هست یا نه، آن ماده را در ذهن خودش مىآورد و اسم هیولا را روى او مىگذارد، بعد ظهور خارجى آن ماده را اسمگذارى مىكند؛ اسم یكى را ید مىگذارد، یکی را کلسیم و دیگری را منیزیم و امثالذلک مىگذارد. تمام این اسامى كه مىگذارد براساس همان صورتبخشى است كه آن مادۀ اولیه و هیولاى اولیه در آنجا آن صورت را بهوجود آورده است. خب ما چندتا هیولا داریم؟! ماده هم كه همان است؛ یعنى در اینجا یك ماده بیشتر نداریم و آن ماده عبارت از همین نوعى است كه فقط یك فرد دارد.
