
ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل
تحلیل جایگاه هیولا و حقیقتِ مرز میان ماده و مجرد
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون ماهیت، جنس، فصل و تفاوتهای وجودی آنها میپردازند. بحث با تحلیل مفهوم «لابشرط» و «بشرطلا» در تصورات ذهنی آغاز شده و به چگونگی شکلگیری انواع و اصناف در خارج منتهی میشود. در ادامه، استاد با ورود به مبحث «هیولا» و مادةالمواد، مرز میان عالم ماده و مجردات را ترسیم کرده و چگونگی تنزل حقایق از مراتب عالی به صورتهای مادی و جسمانی را تشریح میکنند. در بخش پایانی، با تکیه بر روایات و سیره اولیاء الهی، به موضوع «مقام ستاریت» و نحوه برخورد با خطاهای دیگران در جامعه پرداخته میشود. این جلسه با هدف تبیین پیوند میان مبانی دقیق فلسفی و اخلاق عملی در سیره معصومین و اولیاء دین، به بررسی چگونگی فعلیت یافتن استعدادهای انسانی و ضرورت حفظ حریم و آبروی مؤمنان در پرتو معرفت توحیدی میپردازد.
ماهیت و مراتب وجود در تبیین جنس و فصل
9البته در اینجا ما نمىتوانیم نوع به معناى جنس و فصل را مدّنظر قرار بدهیم چون آن نقطۀ شروعى كه استارت براى تنوع زده مىشود دیگر نمىتواند جنسى باشد كه در اینجا فصل آمده باشد، این نقطه همان نقطهاى است كه در مرز بین مجرد و ماده هست که ما در آن مرز این تبدّل مجرد به ماده را مورد نظر قرار مىدهیم و از آنجایى كه خودِ وجود فىحدّنفسه داراى جنس و فصل نیست بلكه عارضى بر جنس و فصل است و محقِّقِ جنس و فصل خارجى است نهاینكه خودش در تحت مقولهاى از مقولات باشد و محكوم به جنس و فصل باشد، در اینجا آن اولین نقطۀ شروع ماده بودن نیز نمىتواند داراى جنس باشد بلكه آن عبارت از همان حقیقتى است كه آن حقیقت خودش فىحدّنفسه یك نوع است و مُتِحَوِّلٌ إلى الأنواع که از آنجا به بعد انواع، جنس، فصلها و اختلاف در اصناف شروع مىشود. ولى در آن نقطهای كه مرز است و این حقیقت میخواهد پایش را از مجرد بیرون بگذارد و لباس جسمیت بپوشد دیگر در آنجا جنسیت معنا ندارد چون ما در آنجا امر مشتركى كه بین او و مجرد دراینصورت مشترك است نداریم تااینكه فصلیت او عبارت از همین تلبس به لباس ماده است باشد. در آنجا خود وجود جنس نیست، خود ظهورِ وجود در یك تشكّل است كه آن تشكّل اولین نقطۀ ایجاد جنس و فصل است، وقتى آن نقطه تشكّل پیدا كرد از آنجا به بعد مسئلۀ جنس و اختلاف و این مطالب در آنجا پیش مىآید.
تلمیذ: آیا امر موهوم است؟
استاد: نه، مسئلۀ موهوم نیست بلکه مسئلۀ خارجى است.
تلمیذ: از این بابت موهوم است که ما گریزى از مرز این نقطه نداریم چون نه جنس دارد و نه فصل دارد.
استاد: شما گریز از تحقق یك وجود هم ندارید؛ شما براى وجود چه جنس و فصلى را درنظر مىگیرد؟
