
ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی
تأثیر تعلق نفس به ماده در ادراک حقایق ماوراءالطبیعه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ماهیت در نظام هستی میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که ماهیت، امری انتزاعی و عدمی نیست، بلکه حقیقتی است که ذهن انسان را به اختلاف مراتب وجود رهنمون میسازد. بحث با بررسی چگونگی ادراک مراتب مختلف هستی توسط نفس آغاز شده و به این نقطه میرسد که تعلق نفس به ماده و غلبه ظلمت بر آن، مانع اصلی درک حقایق ماوراءالطبیعه است. استاد با اشاره به وقایع تاریخی همچون صلح حدیبیه و مواجهه مردم با معجزات، نشان میدهد که چگونه انانیت و دلبستگی به دنیا، قدرت پذیرش حقایق را از انسان سلب میکند. در نهایت، راهکار برونرفت از این حجابها، تهذیب نفس، مراقبت و هجرت از محیطهای آلوده به مادیات معرفی میشود تا با صفا یافتن باطن، حقایق هستی بر قلب انسان طلوع کند.
ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی
4اینكه پیغمبر مىآید و سنگریزه را به صدا درمىآورد1 براى ما خیلى مُعجب است! هان چه شد؟! چون در خود نمیبینیم كه بتوانیم این كار را بكنیم و این مطلب را چون احساس نمىكنیم لذا این عمل غیر عادى رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم براى ما باعث شده است كه برویم پشت سر پیغمبر نماز بخوانیم! این عمل غیر عادى باعث شده كه ما به این سمت جذب بشویم و از این مرحله عبور نكردیم و نیامدیم که این پوسته را كنار بزنیم و بگوییم که حالا كه این عمل، عمل غیر عادى است پس یك حقیقتی ماوراء این هست و پشت این یك مطلبى هست که ما باید سراغ آن برویم؛ چه این عمل غیر عادى تكرار بشود یا نشود، چه این قضیه اتفاق بیفتد یا اتفاق نیفتد، ما در همین پوسته توقف مىكنیم و تا وقتى كه این پوسته موجود است ما هم هستیم، وقتى كه پوسته نبود [ما نیستیم]! بالأخره یك روزى هم عُمرِ پیغمبر به سر مىآید، یك روزى هم عمر امیرالمؤمنین علیهالسّلام به سر مىآید، عمر امام حسن علیهالسّلام باید یك روزى به سر بیاید!
وقتى كه این پوسته سر آمد ما همان هستیم! دوباره منتظریم كسی بیاید درخت را به صدا دربیاورد، دوباره منتظریم كسی بیاید از دل كوه شتر بیرون بیاورد، دوباره منتظریم ببینیم کسی سنگریزهای را به صدا دربیاورد! تازه اگر شك نكنیم كه شعبده نكرده است والاّ در همان زمان پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم گفتند كه سحر و فلان است. در همان زمان پیغمبر گفتند که سحر است؛ ﴿ٱقۡتَرَبَتِ ٱلسَّاعَةُ وَٱنشَقَّ ٱلۡقَمَرُ * وَإِن يَرَوۡاْ ءَايَةٗ يُعۡرِضُواْ وَيَقُولُواْ سِحۡرٞ مُّسۡتَمِرّٞ﴾2 در آنجا هم حتى نسبت به حضرت شك كردند! دیدید دیگر! ماه را نصف كردم!3 به خدا نصف كردم! همه چشمهایتان هم دید! یكى دوتا که نبود! تازه باور نكردند و گفتند: مىرویم از قافلههایى كه دیشب آمدند و حضور نداشتند از آنها سؤال مىكنیم و مطلب را كشف مىكنیم؛ اگر آنها گفتند: بله، معلوم است خبرى بوده است! رفتند و از آنها پرسیدند و آنها هم گفتند كه ما دیشب چیز عجیبى دیدیم، باز قبول نكردند! چرا قبول نمىكنند؟! یعنى مقداری از مسئله، مسئلۀ استنكار و استكبار و أنانیّت است یعنى أنانیّت و آن مواجه بودن و خلاصه بههم ریختن دمودستگاه و اینها باعث قبول نکردن میشود!
- . بحار الانوار، ج 17، ص 373.
- . سوره قمر (54) آیه 1 و 2. نور ملكوت قرآن، ج 2، ص 110:
«ساعت قیامت نزدیك شد، و ماه شكاف برداشت و پاره شد.* و اگر آیهاى را ببینند، روى مىگردانند و مىگویند: از جانب محمد سحرى است مستمرّ.» - . تفسیر القمی، ج 2، ص 341؛ الاِحتجاج، ج 2، ص 287.
