اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی

تأثیر تعلق نفس به ماده در ادراک حقایق ماوراءالطبیعه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ماهیت در نظام هستی می‌پردازد و بر این نکته تأکید می‌کند که ماهیت، امری انتزاعی و عدمی نیست، بلکه حقیقتی است که ذهن انسان را به اختلاف مراتب وجود رهنمون می‌سازد. بحث با بررسی چگونگی ادراک مراتب مختلف هستی توسط نفس آغاز شده و به این نقطه می‌رسد که تعلق نفس به ماده و غلبه ظلمت بر آن، مانع اصلی درک حقایق ماوراءالطبیعه است. استاد با اشاره به وقایع تاریخی همچون صلح حدیبیه و مواجهه مردم با معجزات، نشان می‌دهد که چگونه انانیت و دلبستگی به دنیا، قدرت پذیرش حقایق را از انسان سلب می‌کند. در نهایت، راهکار برون‌رفت از این حجاب‌ها، تهذیب نفس، مراقبت و هجرت از محیط‌های آلوده به مادیات معرفی می‌شود تا با صفا یافتن باطن، حقایق هستی بر قلب انسان طلوع کند.

ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی

11
  • شب‌هنگام چند نفر براى دزدی به داخل خانه‌ای رفتند، یك بز بدبختی هم آنجا آویزان بود و آقای خانه هم با خانمش ظاهراً داشت استراحت مى‌كرد، دید دزدها دارند با‌هم حرف مى‌زنند و مى‌گویند که چه‌کار كنیم؟! یكى گفت که اول مرد را مى‌كشیم بعد هم مى‌رویم این بز را كباب مى‌كنیم و بعد خدمت مخدره مى‌رویم! مرد به زنش گفت که شنیدى چه گفتند؟! گفت که بله! حالا چه‌کار كنیم؟! گفت: چاره‌اى جز صبر نیست!

  • مرد گفت: این صبر براى من و آن بز بدبخت هیچ صرف ندارد ولى براى تو خیلى صرف دارد که چند نفر...!!

  • من یك وقت كتاب‌هاى این بهائى‌ها را مى‌خواندم تقریباً این‌قدر من از این بهائى‌ها كتاب خواندم که به‌اندازۀ دو متر ارتفاع بود! اصلاً این قضایا را اینها رو نمى‌كنند و می‌گویند که باید این قضایا را نسیاً منسیاً كرد! یكى از برگ‌هاى سفید تاریخ این بهائى‌ها همین مسئلۀ حمام گرگان است كه یک خانمی آمد و شادى‌كنان و پاى‌كوبان گفت که حضرت باب، شریعت قبل را نسخ فرمودند و هنوز شریعت جدید هم نیاورده‌اند، ظاهراً چهل یا پنجاه نفر هم در آنجا حضور داشتند و خلاصه این بندۀ ‌خدا به یك فیض كاملى رسید!!

  • حالا اصلاً تصور ما این است كه یك چیز جدید و یك مسئلۀ جدید و یك مطلب جدیدى هست! ولى وقتى كه انسان بیاید و وارد بشود و در آن فضا قرار بگیرد كم‌كم آن حقائق مى‌آید و در نفس او ظهور مى‌كند و واقعیت را نشان می‌دهد و هر مقدارى كه آن تجرّد بیشتر بشود طلوع آن احكام و حقائق بر نفس قوى‌تر مى‌شود. اینجاست كه محى‌الدّین در آنجا دارد: وقتى كه عارف به مقام تجرّد برسد به آن محل و منشأ وحى اشراف پیدا مى‌كند، نه مستقلاً بلکه از همان‌ دریچه‌ای نفس رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم که بر او این حقائق منتشر شد، این به همان دریچۀ نفس اتصال پیدا مى‌كند و مطالب را از آنجا مى‌تواند اخذ بكند1 این به‌خاطر این مسئله است.

    1. فصوص الحكم، ج 2، ص 217 و 218.