
ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی
تأثیر تعلق نفس به ماده در ادراک حقایق ماوراءالطبیعه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ماهیت در نظام هستی میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که ماهیت، امری انتزاعی و عدمی نیست، بلکه حقیقتی است که ذهن انسان را به اختلاف مراتب وجود رهنمون میسازد. بحث با بررسی چگونگی ادراک مراتب مختلف هستی توسط نفس آغاز شده و به این نقطه میرسد که تعلق نفس به ماده و غلبه ظلمت بر آن، مانع اصلی درک حقایق ماوراءالطبیعه است. استاد با اشاره به وقایع تاریخی همچون صلح حدیبیه و مواجهه مردم با معجزات، نشان میدهد که چگونه انانیت و دلبستگی به دنیا، قدرت پذیرش حقایق را از انسان سلب میکند. در نهایت، راهکار برونرفت از این حجابها، تهذیب نفس، مراقبت و هجرت از محیطهای آلوده به مادیات معرفی میشود تا با صفا یافتن باطن، حقایق هستی بر قلب انسان طلوع کند.
ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی
11شبهنگام چند نفر براى دزدی به داخل خانهای رفتند، یك بز بدبختی هم آنجا آویزان بود و آقای خانه هم با خانمش ظاهراً داشت استراحت مىكرد، دید دزدها دارند باهم حرف مىزنند و مىگویند که چهکار كنیم؟! یكى گفت که اول مرد را مىكشیم بعد هم مىرویم این بز را كباب مىكنیم و بعد خدمت مخدره مىرویم! مرد به زنش گفت که شنیدى چه گفتند؟! گفت که بله! حالا چهکار كنیم؟! گفت: چارهاى جز صبر نیست!
مرد گفت: این صبر براى من و آن بز بدبخت هیچ صرف ندارد ولى براى تو خیلى صرف دارد که چند نفر...!!
من یك وقت كتابهاى این بهائىها را مىخواندم تقریباً اینقدر من از این بهائىها كتاب خواندم که بهاندازۀ دو متر ارتفاع بود! اصلاً این قضایا را اینها رو نمىكنند و میگویند که باید این قضایا را نسیاً منسیاً كرد! یكى از برگهاى سفید تاریخ این بهائىها همین مسئلۀ حمام گرگان است كه یک خانمی آمد و شادىكنان و پاىكوبان گفت که حضرت باب، شریعت قبل را نسخ فرمودند و هنوز شریعت جدید هم نیاوردهاند، ظاهراً چهل یا پنجاه نفر هم در آنجا حضور داشتند و خلاصه این بندۀ خدا به یك فیض كاملى رسید!!
حالا اصلاً تصور ما این است كه یك چیز جدید و یك مسئلۀ جدید و یك مطلب جدیدى هست! ولى وقتى كه انسان بیاید و وارد بشود و در آن فضا قرار بگیرد كمكم آن حقائق مىآید و در نفس او ظهور مىكند و واقعیت را نشان میدهد و هر مقدارى كه آن تجرّد بیشتر بشود طلوع آن احكام و حقائق بر نفس قوىتر مىشود. اینجاست كه محىالدّین در آنجا دارد: وقتى كه عارف به مقام تجرّد برسد به آن محل و منشأ وحى اشراف پیدا مىكند، نه مستقلاً بلکه از همان دریچهای نفس رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم که بر او این حقائق منتشر شد، این به همان دریچۀ نفس اتصال پیدا مىكند و مطالب را از آنجا مىتواند اخذ بكند1 این بهخاطر این مسئله است.
- . فصوص الحكم، ج 2، ص 217 و 218.
