اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی

تأثیر تعلق نفس به ماده در ادراک حقایق ماوراءالطبیعه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ماهیت در نظام هستی می‌پردازد و بر این نکته تأکید می‌کند که ماهیت، امری انتزاعی و عدمی نیست، بلکه حقیقتی است که ذهن انسان را به اختلاف مراتب وجود رهنمون می‌سازد. بحث با بررسی چگونگی ادراک مراتب مختلف هستی توسط نفس آغاز شده و به این نقطه می‌رسد که تعلق نفس به ماده و غلبه ظلمت بر آن، مانع اصلی درک حقایق ماوراءالطبیعه است. استاد با اشاره به وقایع تاریخی همچون صلح حدیبیه و مواجهه مردم با معجزات، نشان می‌دهد که چگونه انانیت و دلبستگی به دنیا، قدرت پذیرش حقایق را از انسان سلب می‌کند. در نهایت، راهکار برون‌رفت از این حجاب‌ها، تهذیب نفس، مراقبت و هجرت از محیط‌های آلوده به مادیات معرفی می‌شود تا با صفا یافتن باطن، حقایق هستی بر قلب انسان طلوع کند.

ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی

12
  • لذا بزرگان خیلى در این قضیه تأكید كردند كه انسان چطور باید خودش را در معرض این نحوه از استفاضه دربیاورد و موانع را كنار بزند چون همۀ اینها در این مسئله دخالت دارند؛ فضا دخالت دارد، گناه دخالت دارد، توجه به دنیا دخالت دارد، عدم مراقبات دخالت دارد، صحبت زیاد كدورت مى‌آورد و دخالت دارد، رفتن در جاهایى كه از نظر فضا در نفس انسان تأثیر مثبت مى‌گذارد دخالت دارد، همۀ اینها در مطالب دخالت دارند. اگر یك روایت از امام صادق علیه‌السّلام بخوانید این دخالت دارد؛ روایت امام صادق را بخوانید و درمقابل هم یك صفحه كتاب از این نویسندگان چرت‌وپرت‌ها بخوانید آن‌وقت فرق بین این دوتا را مى‌فهمید! یك صفحه از اصول كافى را بخوانید بعد بروید یك مقاله هم از یك آدم عوضى بخوانید، ده دقیقه از صحبت بزرگان و اولیاء خدا را گوش بدهید بعد بروید نیم ساعت یا بیست دقیقه صحبت آنهایی را كه اهل دنیا هستند گوش كنید، خودتان تغییر را مى‌فهمید، و این اختلاف را خودتان احساس و ادراک مى‌كنید و این مسئله را به‌دست مى‌آورید.

  • توصیۀ مرحوم بوعلی به شاگردان دربارۀ نمازشب

  • لذا در اینجا برای رسیدن به این مطالب، انسان باید غیر از اینها خودش را هم آماده بكند، اینجاست كه مرحوم بوعلى به شاگردانشان مى‌فرمودند:

  • بدون خواندن نماز شب، فردا به درس من نیایید!

  • البته‌ ایشان دیگر اواخر عمر این مطالب را مى‌گفتند كه یك تغییر و تبدّلاتى در حالاتش بود و سال‌های آخر عمرش خیلى فرق مى‌كرد؛ حال تهجدّش زیاد شده بود ابتهالش زیاد شده بود مشخص بود. او چه چیزى را احساس مى‌كرد؟! چه مسئله‌اى را احساس مى‌كرد كه این مطلب را مى‌گفت؟! عجیب اینكه وقتى كه شاگردان یک روز آمده بودند و ایشان سؤال مى‌كرد دید اینها امروز همین‌طور بیربیر دارند نگاه مى‌كنند یا مثلاً یكى حرف مى‌زند، خیلى ناراحت شد و گفت که حال شما را امروز دگرگون مى‌بینیم، دیشب چه كردید؟! منظورش نشستن به هرهر و كركر و فرض بكنید گَعدۀ صفا و...! گفت: آقا این صفاها را براى روز بگذارید، شب بنشینید درستان را بخوانید، مطالعه‌تان را بكنید، حالا اگر مستحباتى مى‌خواهید انجام دهید، كتابى یا دعایی بخوانید، از شب استفاده كنید، روز هم مى‌شود بنشینید و با‌هم چند كلمه‌اى صحبت كنید. خلاصه آن احساسى كه براى تَفهُّم مطالب باید در وجود آنها باشد، آن احساس را ندید، آن تلقّى را ندید، آن گرفتن مطالب را كه روى هوا مى‌زنند را ندید، احساس نكرد و این یك مطلبى است كه شوخى‌بردار نیست إن‌شاءالله كه خدا همۀ ما را حفظ كند.