
ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی
تأثیر تعلق نفس به ماده در ادراک حقایق ماوراءالطبیعه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ماهیت در نظام هستی میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که ماهیت، امری انتزاعی و عدمی نیست، بلکه حقیقتی است که ذهن انسان را به اختلاف مراتب وجود رهنمون میسازد. بحث با بررسی چگونگی ادراک مراتب مختلف هستی توسط نفس آغاز شده و به این نقطه میرسد که تعلق نفس به ماده و غلبه ظلمت بر آن، مانع اصلی درک حقایق ماوراءالطبیعه است. استاد با اشاره به وقایع تاریخی همچون صلح حدیبیه و مواجهه مردم با معجزات، نشان میدهد که چگونه انانیت و دلبستگی به دنیا، قدرت پذیرش حقایق را از انسان سلب میکند. در نهایت، راهکار برونرفت از این حجابها، تهذیب نفس، مراقبت و هجرت از محیطهای آلوده به مادیات معرفی میشود تا با صفا یافتن باطن، حقایق هستی بر قلب انسان طلوع کند.
ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی
13نحوۀ برخورد با بهائیها
تلمیذ: در ارتباطات با بهائیها چگونه باید رفتار کرد؟
استاد: این بهائىها كه فعلاً مسئولیتشان برعهدۀ حكومت است و حاكم شرع باید نسبت به اینها تصمیم بگیرد و البته اینها خیلىهایشان از مستضعفین هستند و نمىفهمند ولى اگر اینها بخواهند [در حکومت اسلامی] باشند، باید ملتزم به قوانین حكومت باشند و اشاعۀ خلاف و تبلیغِ خلاف نکنند، چون این مخالف با آن اصول ذِمّه است و اگر قرار باشد اینها بخواهند این كار را بكنند، مسئله مشكل است و برخورد با اینها باید برخورد شدیدى باشد.
تلمیذ: در ارتباط با بهائیهایی که از اقوام مسلمانان هستند چگونه باید رفتار کرد؟
استاد: البته بهائى بودن اینها مثل یهودى و نصارىٰ بودن است. یك وقتى او بهائى است و اهل عناد است و خودش هم در مرامش پاى كار است خب این ارتباط باید قطع بشود و بههیچوجه ارتباط جایز نیست.
ترویج سنّیگری در ایران
یك وقتى نه، مثلاً از نظر فكرى مستضعف است و این قضیه حتى در خود مسلمانها هم هست؛ منبابمثال مسلمانهایى هستند كه اگر یك سختى پیش بیاید شروع مىكند به پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فحش دادن! خب این دیگر چیزى نیست كه بگویى این سبّ النّبى كرده است! اصلاً سعۀ وجودىاش این مقدار است! مردم در این حد هستند خیلىهایشان فهم ندارند؛ فهم درست ندارند، معرفت ندارند، شناخت ندارند و شروع به فحش دادن به پیغمبر مىكنند و اگر در این محدوده باشد اشكال ندارد. ولى در بین همین مسلمانها بعضىها اسماً مسلمان هستند ولى اصلاً برنامه و وضعیتش، تبلیغ بر علیه دین و دیانت و این مسائل خلاف است؛ اسماً مسلمان است و بهائى و زرتشتى و این چیزها نیست ولیكن وقتى مىنشیند شروع مىكند [به گفتن مطالب خلاف اعتقادات اسلام] یعنى اصلاً مرض دارد و میخواهد که اعتقادات همه را زیر سؤال ببرد! مخصوصاً در این زمانه سنّىگرى دارد یك مقدارى [ترویج] مىشود و مسخره كردن و زیر سؤال بردن و مبانى تشیّع را بهطورکلی استهزاء كردن و اینها رواج پیدا کرده است؛ چنین قضیهاى دارد اتفاق مىافتد و اتفاقاً در ایران هم دارد اتفاق مىافتد كه خیلى [تلاش میکنند] معتقَدات را سست كنند و آن صلابت ایمان را بگیرند و شنیدم اینطرف و آنطرف حتى در كلاسهاى درس خدمات عُمر نسبت به ممالك اسلام و اینها را مىشمارند و میگویند که اگر عُمر نبود الآن ایران، اسلام نداشت و حتى از بركت عُمر ما الآن مسلمان هستیم و ...!
