اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی

تأثیر تعلق نفس به ماده در ادراک حقایق ماوراءالطبیعه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ماهیت در نظام هستی می‌پردازد و بر این نکته تأکید می‌کند که ماهیت، امری انتزاعی و عدمی نیست، بلکه حقیقتی است که ذهن انسان را به اختلاف مراتب وجود رهنمون می‌سازد. بحث با بررسی چگونگی ادراک مراتب مختلف هستی توسط نفس آغاز شده و به این نقطه می‌رسد که تعلق نفس به ماده و غلبه ظلمت بر آن، مانع اصلی درک حقایق ماوراءالطبیعه است. استاد با اشاره به وقایع تاریخی همچون صلح حدیبیه و مواجهه مردم با معجزات، نشان می‌دهد که چگونه انانیت و دلبستگی به دنیا، قدرت پذیرش حقایق را از انسان سلب می‌کند. در نهایت، راهکار برون‌رفت از این حجاب‌ها، تهذیب نفس، مراقبت و هجرت از محیط‌های آلوده به مادیات معرفی می‌شود تا با صفا یافتن باطن، حقایق هستی بر قلب انسان طلوع کند.

ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی

16
  • یك شب همان دو یا سه سال آخر حیات مرحوم پدرمان رضوان الله تعالیٰ علیه ـ زمان سابق ـ که ما قم بودیم به اصفهان رفتیم، مى‌خواستیم منزل یكى از رفقا برویم، آدرس آنجا را گم كردیم بعد دیگر تماس گرفتیم و قرار شد یك جایى سراغمان بیایند! ما رفتیم کنار یك هتلى که كنار زاینده‌رود است ـ اسمش هتل كوثر است ـ ایستادیم و قرار گذاشتیم که آنجا بیایند و ما را ببرند و یك نیم ساعتی یا بیشتر طول كشید تااینكه آمدند و ما را پیدا كردند چون آنها مدتى رفته‌ بودند و گشته‌ بودند و اتفاقاً شب جمعه هم بود و ما به فیض كامل رسیدیم! حدود پنج یا شش منظره از مناظر جَنّت دیدیم! عروسى مفصّلی بود مثل اینكه آن شب خیلى‌ها هم مى‌خواستند به فیض برسند؛ هم به فیض برسانند و به فیض هم برسند! آنجا آمدند و خیابان را بستند و پیاده شدند شروع به بزن‌وبکوب کردند! حالا خود آن عروس و داماد هم با همان وضع پیاده شدند یعنى بدون اینكه اصلاً یك حجاب و ستاری داشته باشند! مثل اینكه خیلى آنها قائل به وحدت و توسعه بودند! خلاصه شروع به زدن و كوبیدن كردند و همه با همدیگر رقصیدند، بعد كه در مرائى و منظر دلى از عزا درآوردند...؛ خلق‌الله هم جمع شده بودند و برایشان دست مى‌زدند! ـ عجب اصفهانی‌هایی! ـ به‌جاى اینكه مانع بشوند و امر به معروف كنند و نهى از منكر كنند شروع كردند به تشویق كردن و دست زدن و بعد اینها رفتند و گروه بعدى آمدند!! همین‌طور حدود پنج یا شش مورد دیدیم كه بعضى‌هایشان خب یك مقدار بهتر بودند و التزامِ کمی داشتند، ولی بقیه نه! این‌هم حال‌وهواى مردم است. اینها مسلمان‌هاى ما هستند! ما اسممان را مسلمان گذاشتیم! بیچاره بهائی‌ها!

  • اللهم صل علی محمد و آل محمد