اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی

تأثیر تعلق نفس به ماده در ادراک حقایق ماوراءالطبیعه

14٬228
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ماهیت در نظام هستی می‌پردازد و بر این نکته تأکید می‌کند که ماهیت، امری انتزاعی و عدمی نیست، بلکه حقیقتی است که ذهن انسان را به اختلاف مراتب وجود رهنمون می‌سازد. بحث با بررسی چگونگی ادراک مراتب مختلف هستی توسط نفس آغاز شده و به این نقطه می‌رسد که تعلق نفس به ماده و غلبه ظلمت بر آن، مانع اصلی درک حقایق ماوراءالطبیعه است. استاد با اشاره به وقایع تاریخی همچون صلح حدیبیه و مواجهه مردم با معجزات، نشان می‌دهد که چگونه انانیت و دلبستگی به دنیا، قدرت پذیرش حقایق را از انسان سلب می‌کند. در نهایت، راهکار برون‌رفت از این حجاب‌ها، تهذیب نفس، مراقبت و هجرت از محیط‌های آلوده به مادیات معرفی می‌شود تا با صفا یافتن باطن، حقایق هستی بر قلب انسان طلوع کند.

ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ماهیت در نظام هستی می‌پردازد و بر این نکته تأکید می‌کند که ماهیت، امری انتزاعی و عدمی نیست، بلکه حقیقتی است که ذهن انسان را به اختلاف مراتب وجود رهنمون می‌سازد. بحث با بررسی چگونگی ادراک مراتب مختلف هستی توسط نفس آغاز شده و به این نقطه می‌رسد که تعلق نفس به ماده و غلبه ظلمت بر آن، مانع اصلی درک حقایق ماوراءالطبیعه است. استاد با اشاره به وقایع تاریخی همچون صلح حدیبیه و مواجهه مردم با معجزات، نشان می‌دهد که چگونه انانیت و دلبستگی به دنیا، قدرت پذیرش حقایق را از انسان سلب می‌کند. در نهایت، راهکار برون‌رفت از این حجاب‌ها، تهذیب نفس، مراقبت و هجرت از محیط‌های آلوده به مادیات معرفی می‌شود تا با صفا یافتن باطن، حقایق هستی بر قلب انسان طلوع کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت و نقش آن در درک مراتب هستی

16
  • یك شب همان دو یا سه سال آخر حیات مرحوم پدرمان رضوان الله تعالیٰ علیه ـ زمان سابق ـ که ما قم بودیم به اصفهان رفتیم، مى‌خواستیم منزل یكى از رفقا برویم، آدرس آنجا را گم كردیم بعد دیگر تماس گرفتیم و قرار شد یك جایى سراغمان بیایند! ما رفتیم کنار یك هتلى که كنار زاینده‌رود است ـ اسمش هتل كوثر است ـ ایستادیم و قرار گذاشتیم که آنجا بیایند و ما را ببرند و یك نیم ساعتی یا بیشتر طول كشید تااینكه آمدند و ما را پیدا كردند چون آنها مدتى رفته‌ بودند و گشته‌ بودند و اتفاقاً شب جمعه هم بود و ما به فیض كامل رسیدیم! حدود پنج یا شش منظره از مناظر جَنّت دیدیم! عروسى مفصّلی بود مثل اینكه آن شب خیلى‌ها هم مى‌خواستند به فیض برسند؛ هم به فیض برسانند و به فیض هم برسند! آنجا آمدند و خیابان را بستند و پیاده شدند شروع به بزن‌وبکوب کردند! حالا خود آن عروس و داماد هم با همان وضع پیاده شدند یعنى بدون اینكه اصلاً یك حجاب و ستاری داشته باشند! مثل اینكه خیلى آنها قائل به وحدت و توسعه بودند! خلاصه شروع به زدن و كوبیدن كردند و همه با همدیگر رقصیدند، بعد كه در مرائى و منظر دلى از عزا درآوردند...؛ خلق‌الله هم جمع شده بودند و برایشان دست مى‌زدند! ـ عجب اصفهانی‌هایی! ـ به‌جاى اینكه مانع بشوند و امر به معروف كنند و نهى از منكر كنند شروع كردند به تشویق كردن و دست زدن و بعد اینها رفتند و گروه بعدى آمدند!! همین‌طور حدود پنج یا شش مورد دیدیم كه بعضى‌هایشان خب یك مقدار بهتر بودند و التزامِ کمی داشتند، ولی بقیه نه! این‌هم حال‌وهواى مردم است. اینها مسلمان‌هاى ما هستند! ما اسممان را مسلمان گذاشتیم! بیچاره بهائی‌ها!

  • اللهم صل علی محمد و آل محمد

/ 260