اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی

تبیین نسبت میان مقام احدیت، واحدیت و ظهورات مادی

14٬740
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت لحاظ ماهیت و مراتب آن در هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل کلام شیخ‌الرئیس در شفا درباره ماهیت لابشرط، بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز شده و با استفاده از مثال‌های ملموس، به تشریح مراتب معرفت و تفکیک میان آن‌ها می‌رسد. محور اصلی بحث، تبیین مقام هوهویت به عنوان مقام اطلاق ذاتی است که در آن، اطلاق نه یک قید اعتباری، بلکه حقیقتی است که استعداد ظهور در تمامی مراتب، اعم از مجردات و مادیات را دارد. در ادامه، با نقد نگاه‌های سطحی به اصل وجود، به این نتیجه می‌رسیم که وجود باری‌تعالی، حقیقتی مجرد و مستعد برای تمامی اشکال و مصادیق است. جلسه با بررسی تاریخی و تحلیلی پیرامون وقایع دوران ائمه اطهار و تبیین جایگاه تقیه و صلح امام حسن علیه‌السلام، به این نکته ختم می‌شود که امامت، حقیقتی فراتر از اوهام عقل‌های بشری است که تنها با درک مقام ولایت قابل فهم است.

مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت لحاظ ماهیت و مراتب آن در هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل کلام شیخ‌الرئیس در شفا درباره ماهیت لابشرط، بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز شده و با استفاده از مثال‌های ملموس، به تشریح مراتب معرفت و تفکیک میان آن‌ها می‌رسد. محور اصلی بحث، تبیین مقام هوهویت به عنوان مقام اطلاق ذاتی است که در آن، اطلاق نه یک قید اعتباری، بلکه حقیقتی است که استعداد ظهور در تمامی مراتب، اعم از مجردات و مادیات را دارد. در ادامه، با نقد نگاه‌های سطحی به اصل وجود، به این نتیجه می‌رسیم که وجود باری‌تعالی، حقیقتی مجرد و مستعد برای تمامی اشکال و مصادیق است. جلسه با بررسی تاریخی و تحلیلی پیرامون وقایع دوران ائمه اطهار و تبیین جایگاه تقیه و صلح امام حسن علیه‌السلام، به این نکته ختم می‌شود که امامت، حقیقتی فراتر از اوهام عقل‌های بشری است که تنها با درک مقام ولایت قابل فهم است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی

14
  • استاد: خب بله! مسئله‌اى نداریم، قضیه همین است! وقتى بایزید مى‌گوید: «لَیسَ فى جُبَّتى إلا الله»1 كه الآن همه دارند ایراد مى‌گیرند كه بایزید گفت: خدا در جیب من است، یا فرض كنید در عبارت محى‌الدین هست كه اتفاقاً در افق وحى2 آوردم و مجبور بودم؛ می‌فرماید: «الحَمدُلله الَّذى خَلَقَ الأشیاء وَ هُوَ عَینَها»؛3 این به همین معناست كه این وجود حضرت حق وقتى ظهور پیدا مى‌كند، ظهور كه از مُظهِر جدا نیست همان مُظهِر است که الآن در اینجا ظهور پیدا كرده است. معناى ظهور عبارت از تجلّى خود شخص است، تجلّى هم مختلف است. فرض بفرمایید من كه الآن سیماى مبارك و جمال آقاى آقا سید محمد را دارم مى‌بینم، آن مقدارى كه من الآن تشخیص مى‌دهم همین سیماى ایشان است و بیش از این نمى‌توانم ببینم. ایشان در اینجا به‌صورت یک جوان برومند، پاك، تمیز، نظیف نشستند. اگر كسى چشم برزخى داشته باشد صورت نورانیت ایشان را هم مى‌بیند، این را دیگر من نمى‌بینم، من قدرت ندارم من چشمم همین‌قدر مى‌بیند! حالا یك فردى هست كه نفوس را مى‌بیند صور را مى‌بیند، او ایشان را به همین شكل دیگر مى‌بیند، یك کسی بالاتر از او را مى‌بیند که از صورت تجاوز نمى‌كند، یك چیزى این درون هست كه بعد مى‌فهمد! این را حتی آن كسى كه صورت را مى‌بیند، دیگر نمى‌فهمد! همۀ اینها درست است منتها هركدام از اینها مرتبۀ خاص خودش را دارند، من چشمم فقط یك سیما مى‌بیند، شخص دیگر چشمش یك مقدار صورت برزخى مى‌بیند، آن كسى كه قوی‌تر است مى‌رود و داخل‌تر را مى‌بیند! اینها همه درست است و هركدام در رتبۀ خودش درست است، پس هم مى‌توانم بگویم که ایشان این است. هم مى‌توانم بگویم که ایشان آن است و هم مى‌توانم بگویم که ایشان نه این و نه آن است! هركدام در ظهور و مراتب مختلف است. درست شد؟

  • تلمیذ: پس الله أحد چه می‌شود؟

    1. . مشارق الدّرارى، ص 634.
    2. . افق وحى، ص 650.
    3. . الفتوحات المکیة، ج 2، ص 459، با قدری اختلاف.
/ 260