اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی

تحلیل نسبت میان ذات باری‌تعالی و ظهورات عالم وجود

14٬294
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت مقام هوهویت و نسبت آن با ظهورات کثرت در عالم وجود می‌پردازند. بحث با واکاوی اختلاف‌نظر میان مرحوم کمپانی و مرحوم سید احمد کربلایی در نحوه تصویر بساطت وجود و صرافت آن آغاز می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که وجود باری‌تعالی را به گونه‌ای بشرط‌لا از ماده و صورت تصویر می‌کنند که مانع از ظهورات کثرت می‌شود، به تبیین مقام لابشرطی می‌پردازند که می‌تواند با حفظ بساطت ذات، منشأ ظهورات مختلف در عالم باشد. در ادامه، با استناد به روایت «کانَ اللهُ وَ لَم یَکُن مَعَهُ شَیءٌ و الآن کما کان»، بر لزوم پذیرش مقام جمعیت تأکید شده و در نهایت، ضمن نقد برخوردهای سطحی و تحجری با عرفان و بزرگان این مسیر، بر ضرورت برخورد منطقی و علمی با انحرافات و پرهیز از شعارزدگی در مباحث معرفتی تأکید می‌گردد.

تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت مقام هوهویت و نسبت آن با ظهورات کثرت در عالم وجود می‌پردازند. بحث با واکاوی اختلاف‌نظر میان مرحوم کمپانی و مرحوم سید احمد کربلایی در نحوه تصویر بساطت وجود و صرافت آن آغاز می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که وجود باری‌تعالی را به گونه‌ای بشرط‌لا از ماده و صورت تصویر می‌کنند که مانع از ظهورات کثرت می‌شود، به تبیین مقام لابشرطی می‌پردازند که می‌تواند با حفظ بساطت ذات، منشأ ظهورات مختلف در عالم باشد. در ادامه، با استناد به روایت «کانَ اللهُ وَ لَم یَکُن مَعَهُ شَیءٌ و الآن کما کان»، بر لزوم پذیرش مقام جمعیت تأکید شده و در نهایت، ضمن نقد برخوردهای سطحی و تحجری با عرفان و بزرگان این مسیر، بر ضرورت برخورد منطقی و علمی با انحرافات و پرهیز از شعارزدگی در مباحث معرفتی تأکید می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی

14
  • مكتب حق پذیرای همه

  • اینها چیزهایى است كه دنیا دارد به ما مى‌خندد، اگر اسم شمر، یزید، عمر و ابوبکر بیاید همه تا آخر مى‌نشینند! من خودم در هال نشسته بودم و مرحوم آقا کنار من نشسته بودند، او بلند شد رفت و خداحافظى هم نكرد! حالا اگر روى منبر منبری داشت از عمر مى‌گفت، شما چه‌کار مى‌كردید؟! چه شد؟! بایزید بدتر از عمر شد؟! اینها همه پوچى و پوكى است؛ مغز پوك! این‌همه داریم که امام صادق علیه‌السّلام با آغوش باز دهری را ـ دهری یعنی كمونیست ـ می‌آوردند و با آنها صحبت می‌کردند.1 آنها را در مسجدالحرام مى‌آوردند، ملحدین در خود مسجدالحرام مى‌آمدند و مى‌نشستند و با امام صادق صحبت مى‌كردند! حضرت نمى‌گفتند که بروید گم شوید، نجس هستید، دور شوید، نیایید، اعلامیه صادر نمی‌كردند. نفرمودند که یكى از اینها مرتد است، كافر است، بیرونش كنید، تبعیدش كنید و چه كنید و... چرا؟ چون مكتب حق همه را مى‌پذیرد و ترس ندارد، مكتب اهل‌بیت كه ترس ندارد. مى‌آید با امام صادق صحبت مى‌كند و بعد هم شیعه مى‌شود. قبول مى‌كند و مى‌پذیرد.

  • خصوصیت مکتب باطل

  • آن مكتب كه مكتب باطل است مدام رد مى‌كند و مى‌ترسد و نمى‌گذارد نزدیك شود. مدام نمى‌گذارد این فاصله نزدیك شود چون اگر فاصله نزدیك بشود خودش باید كنار برود پس این ترس از خودش است نه ترس از مكتب چون بر خودش مى‌ترسد لذا نمى‌گذارد كه افراد نزدیك بشوند والاّ آقاجان بلند شو بیا مقاله بده، من هم مى‌خواهم روشن بشوم، من هم مى‌خواهم بفهمم، من هم بالأخره یك فردایى را قبول دارم، مثل تو كه تنت مى‌لرزد بالأخره یك مقدار ما هم برای فردایمان تنمان مى‌لرزد، بیا مقاله بده ما هم جواب مى‌دهیم و صحبت مى‌كنیم. شاید ما حرف شما را پذیرفتیم.

  • توجیه اشعار مولانا مربوط به خلفاء ثلاثه

  • بله آقا بنده هم مى‌دانم که در مطالب مولانا اشعار مربوط به خلفاء هست ولى همین جنابعالى كه روایت امام صادق علیه‌السّلام را معنا مى‌كنى كه اگر عمل ناپسندی از مؤمنی دیدید تا هفتاد مرتبه فعلش را تأویل به حسن و خوبی کنید و حسن ظن داشته باشید و اگر بعد از این تأویل‌ها باز دل‌هاى شما آرامش پیدا نكرد خودتان را سرزنش کنید،2 چرا در اینجا انجام نمى‌دهی؟! اینجا هم انجام بده. بله بنده هم با همین چشمم دیدم مولانا راجع به عمر و ابوبكر و عثمان هم شعر گفته است ولى این را مى‌خواهم از شما بپرسم بینکم و بین الله آنچه را كه راجع به عمر و ابوبكر گفته با آنچه كه راجع به على گفته کنارهم بگذارید، آن‌وقت نمى‌گویید: او شیعه است؟! بگذارید دیگر کلاهتان را قاضى كنید اگر نرسیدید شیعه است پس کله‌تان پوك است. كسى كه شعرى را راجع به على گفته:

    1. . التوحید، شیخ صدوق، ج 1، ص 298.
    2. . مصباح الشریعة، ج ۱، ص ۱۷۳.
/ 260