اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی

تحلیل نسبت میان ذات باری‌تعالی و ظهورات عالم وجود

14٬294
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت مقام هوهویت و نسبت آن با ظهورات کثرت در عالم وجود می‌پردازند. بحث با واکاوی اختلاف‌نظر میان مرحوم کمپانی و مرحوم سید احمد کربلایی در نحوه تصویر بساطت وجود و صرافت آن آغاز می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که وجود باری‌تعالی را به گونه‌ای بشرط‌لا از ماده و صورت تصویر می‌کنند که مانع از ظهورات کثرت می‌شود، به تبیین مقام لابشرطی می‌پردازند که می‌تواند با حفظ بساطت ذات، منشأ ظهورات مختلف در عالم باشد. در ادامه، با استناد به روایت «کانَ اللهُ وَ لَم یَکُن مَعَهُ شَیءٌ و الآن کما کان»، بر لزوم پذیرش مقام جمعیت تأکید شده و در نهایت، ضمن نقد برخوردهای سطحی و تحجری با عرفان و بزرگان این مسیر، بر ضرورت برخورد منطقی و علمی با انحرافات و پرهیز از شعارزدگی در مباحث معرفتی تأکید می‌گردد.

تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت مقام هوهویت و نسبت آن با ظهورات کثرت در عالم وجود می‌پردازند. بحث با واکاوی اختلاف‌نظر میان مرحوم کمپانی و مرحوم سید احمد کربلایی در نحوه تصویر بساطت وجود و صرافت آن آغاز می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که وجود باری‌تعالی را به گونه‌ای بشرط‌لا از ماده و صورت تصویر می‌کنند که مانع از ظهورات کثرت می‌شود، به تبیین مقام لابشرطی می‌پردازند که می‌تواند با حفظ بساطت ذات، منشأ ظهورات مختلف در عالم باشد. در ادامه، با استناد به روایت «کانَ اللهُ وَ لَم یَکُن مَعَهُ شَیءٌ و الآن کما کان»، بر لزوم پذیرش مقام جمعیت تأکید شده و در نهایت، ضمن نقد برخوردهای سطحی و تحجری با عرفان و بزرگان این مسیر، بر ضرورت برخورد منطقی و علمی با انحرافات و پرهیز از شعارزدگی در مباحث معرفتی تأکید می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی

9
  • معناى روایت «كانَ اللهُ وَ لَم یَكُنْ مَعَهُ شَیءٌ و الآنَ كما كان»

  • حالا صحبت ما در این است که این وجود بارى كه خودش وجود حق است كه قابل صورت نیست یعنى خودش فى‌حدّذاته صورت ندارد، رنگ ندارد، در ذات خودش حیوان نیست، خدا در ذات خودش حیوان است؟ خدا كه حیوان نیست. در ذات خودش بارى تعالىٰ حجر نیست، در ذات خودش مدر و شجر نیست. این یك حقیقت است. و از طرف دیگر شما شجر، نهر، دریا، مدر، كهكشان، افلاك و همۀ اینها را هم مى‌بینید و همۀ اینها وجودشان را از خانۀ خاله كه نیاوردند. اینكه مرحوم سید احمد مى‌گوید: ما از خانۀ خاله‌مان نیاوردیم این را مى‌خواهد بگوید كه اگر از خانۀ خاله‌مان نیاوردیم پس از کجا آوردیم؟! از همان هوهویت آوردیم یا نه؟ نمى‌شود آن هوهویت با آمدن تغییر پیدا كند و از هوهویت بیفتد. الآن همان هوهویتِ بدون خلق، هوهویت با خلق است. همان هوهویت بدون ظهور الآن همان هوهویت با ظهور است.

  • این همان معناى روایت کانَ اللهُ وَ لَم یَکُن مَعَهُ شَیءٌ و الآن کما کان»‌ است قشنگ دودوتا چهارتا این حدیث امام موسى بن جعفر علیهما‌السّلام بنا و مبنای عرفاء در اجتماع و جمع و پذیرش مقام هوهویت با مقام واحدیت است كه الآن همین است و به این مقام جمعیت مى‌گویند. اگر مقام، مقام جمعیت نباشد [نمی‌شود]. شنیده‌اید که مى‌گویند: فلانی با حفظ سِمَت مسئول فلان اداره هم هست؟! مثلاً طرف مسئول شهردارى است مى‌گویند که مدیرکل فلان وزارت هم مى‌شود. خب قابلیت هردو را دارد، اشكال ندارد که انسان در دو قسمت، سه قسمت، ده قسمت خدمت كند! هیچ اشكال ندارد! اگر قرار باشد بر اینكه این جمعیت كه با حفظ سمت فلان موقعیت را بپذیرد اگر نتواند به آن سمت اول بپردازد كه دیگر جمعیت نیست بلکه ‌این یكى مى‌شود. جمعیت در آن جایى است كه تو هم بتوانى با حفظ سمت در این اداره خدمت كنى، مثلاً چهار یا پنج ساعت را در این اداره بگذارى، پنج ساعت را در ادارۀ دیگر بگذارى، شش ساعت را در ادارۀ دیگر بگذارى، صد ساعت از بیست ‌و چهار ساعت تو در هر اداره‌ای بگذرد، این مقام جمعیت مى‌شود كه كسى ندارد غیر از بعضى‌ها!! والاّ اگر شما با این حفظ سمت بتوانید آن شغل اول را ازدست بدهید دیگر جمعیتى در اینجا حاصل نشده است! بعضى از افراد شغل دوم كه پیدا مى‌كنند شغل اول یادشان مى‌رود خب این دومی مهم‌تر است فقط ارتقاء مهم است! می‌گویند: اوّلى را رها كن! یك‌دفعه فردا شغل سوم پیدا مى‌كند! ارتقاء است دیگر! به آن دوتا شغل اول مى‌گویید که برو دنبال کارت! آن دوتا شغل اول را همه مى‌توانند انجام بدهند من در اینجا فقط مى‌توانم از عهدۀ تكلیف این قضیه بربیایم و كسى در اینجا نمى‌تواند از این عهده در اینجا بربیاید. این دیگر جمعیت نیست.

/