
تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی
تحلیل نسبت میان ذات باریتعالی و ظهورات عالم وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت مقام هوهویت و نسبت آن با ظهورات کثرت در عالم وجود میپردازند. بحث با واکاوی اختلافنظر میان مرحوم کمپانی و مرحوم سید احمد کربلایی در نحوه تصویر بساطت وجود و صرافت آن آغاز میشود. استاد با نقد دیدگاههایی که وجود باریتعالی را به گونهای بشرطلا از ماده و صورت تصویر میکنند که مانع از ظهورات کثرت میشود، به تبیین مقام لابشرطی میپردازند که میتواند با حفظ بساطت ذات، منشأ ظهورات مختلف در عالم باشد. در ادامه، با استناد به روایت «کانَ اللهُ وَ لَم یَکُن مَعَهُ شَیءٌ و الآن کما کان»، بر لزوم پذیرش مقام جمعیت تأکید شده و در نهایت، ضمن نقد برخوردهای سطحی و تحجری با عرفان و بزرگان این مسیر، بر ضرورت برخورد منطقی و علمی با انحرافات و پرهیز از شعارزدگی در مباحث معرفتی تأکید میگردد.
تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی
4توضیح مقام لابشرطى وجود
پس شما باید در آن إنّیّت بارى تجدیدنظر كنید و یك تصویری از آن إنّیّت در خودتان بهوجود بیاورید كه بتواند با این مخلوقات در كنار هم قرار بگیرند بالأخره یك وقتى بارى، بارى بود و هیچ نبود و الآن هم نیست، بسیار خوب ما مىتوانیم بگوییم كه ماهیت بارى یك ماهیتى است كه اصلاً قابل جمع با ماده نیست فرض كنید این افلاك نبود، این عالم ماده نبود، این ظهورات نبود، همان «کانَ اللهُ وَ لَم یَکُن مَعَهُ شَیءٌ و الآن کما کان»1 كه این را قشریین معنا مىكنند ـ كه اصلاً هیچ فهمى از فلسفه ندارند ـ و مىگویند: این روایت از امام نیست! فرض كنید که اگر اینها نبودند و فقط بارى بود و خودش بدون هیچگونه ظهور و تجلى بود یعنی نه ملائكه بودند، نه نفوس بودند، نه ارواح بودند، نه صادر اول بود، نه صادر دوم، نه صادر دهم و هیچ در اینجا نبود، در اینجا نمىتوانیم بگوییم که باری داراى صورت و ماده بود چون حقیقة الوجود اصلاً نه صورت دارد و نه ماده دارد! خود اصل و نفس حقیقة الوجود صورت ندارد ولى این به این معنا نیست كه صورت نمىپذیرد و این دوتا است این را باید توجه كنیم! اینکه وجود صورت ندارد یك مسئله است و اینکه وجود قبول صورت نمىكند یک مسئلۀ دیگرى است و این دو باهم فرق مىكنند؛ بله، وجود صورت ندارد چون همینكه صورت پیدا كند محدود مىشود و اگر صورت وجود صورت بیاضیت است پس دیگر نمىشود صورتش، صورت اصفراریت یا احمراریت باشد. اگر صورتش احمراریت است پس دیگر نمىشود صورت او صورت زردى باشد.
بنابراین اینكه وجود هردو صورت را دارد و ما مىبینیم این دو صورت باهم تفاوت مىكنند؛ سفیدى، سفید است و زرد نیست و زردى، زرد است و سفید نیست و وجود هردو است بنابراین وجود صورت ندارد ولى قبول صورت مىكند. ما نباید این نكتۀ باریکبین دو حلقه را ازدست بدهیم. این همان مقام لابشرطى است.
- . جامع الأسرار، ص 56. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به توحید علمى و عینى، ص 114.
