
تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی
تحلیل نسبت میان ذات باریتعالی و ظهورات عالم وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت مقام هوهویت و نسبت آن با ظهورات کثرت در عالم وجود میپردازند. بحث با واکاوی اختلافنظر میان مرحوم کمپانی و مرحوم سید احمد کربلایی در نحوه تصویر بساطت وجود و صرافت آن آغاز میشود. استاد با نقد دیدگاههایی که وجود باریتعالی را به گونهای بشرطلا از ماده و صورت تصویر میکنند که مانع از ظهورات کثرت میشود، به تبیین مقام لابشرطی میپردازند که میتواند با حفظ بساطت ذات، منشأ ظهورات مختلف در عالم باشد. در ادامه، با استناد به روایت «کانَ اللهُ وَ لَم یَکُن مَعَهُ شَیءٌ و الآن کما کان»، بر لزوم پذیرش مقام جمعیت تأکید شده و در نهایت، ضمن نقد برخوردهای سطحی و تحجری با عرفان و بزرگان این مسیر، بر ضرورت برخورد منطقی و علمی با انحرافات و پرهیز از شعارزدگی در مباحث معرفتی تأکید میگردد.
تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی
1درس ششصد و بیست و هفتم
ارتباط کیفیت لحاظ ماهیت در نوع و جنس و فصل بودن (5)
أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
در بحث گذشته عرض شد كه باید نسبت به این مطلب دقت شود و این را مورد لحاظ قرار داد كه مسئلۀ لابشرط اطلاقى در خود ماهیت و لابشرط اطلاقى بهعنوان قید باهم تفاوت مىكنند و همین مسئله است كه براى بعضىها موجب اشتباه شده است و تصور آنها بر این است كه لابشرط اطلاقى در نفس ماهیت، همان نفس لابشرط اطلاقى بهعنوان قید در قسم براى ماهیت است. لذا اشكالى كه كردند این است كه تَقسیمُ الشیء إلى نفسه و إلى غیره لازم مىآید و از این نظر این تقسیم باطل است.
مرحوم آخوند از این مطلب شیخ پاسخ مىدهند و مىفرمایند كه این نكته در اینجا مغفولٌ عنه واقع شده كه لابشرط اطلاقى در خود ماهیت بدون تعبیر لفظى عبارت از مقسم است و همان مقسم است كه به سه قسم تقسیم مىشود؛ ماهیت یا به بشرطشیء تقسیم مىشود كه جنس همراه با فصل باشد كه در آنجا منظور ما از این جنس نوع خواهد بود، یا ماهیت بشرطلا كه خود همان جنس تنها مورد نظر است بدون اقتران با فصل در آنجایى كه ما بخواهیم خود معناى جنسیت یا فصلیت را مدّنظر قرار بدهیم و جداگانه بر آنها حكم كنیم كه به این ماهیت جنس گفته مىشود و به این ماهیت فصل گفته مىشود، به این ماهیت ذاتى گفته مىشود و خود ذات به این ماهیت گفته مىشود.
اینها چیزهایى است كه ما روى ماهیت بشرطلا صحبت مىكنیم و یك قسم هم ماهیت لابشرطشیء و بشرطلا است یعنى این «لا» هم بر سر نفى مىرود و نفى را نفى و سلب مىكند، و هم بر سر اثبات مىرود و اثبات را برمىدارد پس هردو قسم را نفى مىكند كه منظور در اینجا همان كیفیت اطلاقى آن مسئله است. در جنس نیز مطلب به همین كیفیت است؛ یك وقتى شما حیوان را درنظر مىگیرید و مىخواهید فقط خود همان حیوانیت را تعریف كنید و امتیاز حیوان را از فصل بیان كنید و فرق بین حیوان و سایر اجناس عالیه یا اجناسى كه در ردیف حیوان هستند را مىخواهید بیان كنید در اینجا جنس به معناى بشرطلائى است كه همان حیوان باشد. یك وقتى منظور شما از حیوان اعم است یعنى آن حیوانى كه با فصل در اقتران و در تركیب یكدیگر، نوع خارجى را متشكل كنند یا حیوان تنها و منظوری از این نظر ندارید؛ فرض كنید مىگویید: الآن چقدر حیوان در اینجا هست؟! مىگویید: تا بخواهی در این مملكت حیوان پیدا مىشود! خب اینكه حیوان پیدا مىشود منظور این نیست كه حتماً حیوان چهارپا مقصود است یا حیوان دوپا مقصود است بالأخره همۀ افراد آدمى هم در جنسِ مشترك با بقیۀ از انواع حیوانات شریک هستند حالا به كسى برنخورد بالأخره همه حیوانیم! حالا این بیچارهها و معصومها و زبانبستهها گناهى نكردند كه ما خودمان را با اینها مقایسه مىكنیم و آنها به ما اعتراض مىكنند که شما آمدید و جایگاه...
