اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان هویت ماهوی و انضمام فصول نوعیه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مباحث منطقی و فلسفی پیرامون ماهیت، جنس و فصل می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه‌های حکما درباره نحوه لحاظ ماهیت لابشرط و تفاوت آن با اعتبارات بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز می‌شود. استاد با نقد و بررسی اشکالات مطرح‌شده بر کلام شیخ‌الرئیس در کتاب شفا، به تبیین این نکته می‌پردازند که چگونه انضمام فصل به جنس، موجب خروج ماهیت از هویت خویش نمی‌شود و این دو چگونه در کنار هم نوع را تشکیل می‌دهند. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، به تفاوت میان جنس و فصل و نحوه حمل آن‌ها بر یکدیگر اشاره شده و در نهایت، با رویکردی اخلاقی، بر ضرورت بهره‌گیری از استعدادهای وجودی و پرهیز از غفلت در مسیر کمال تأکید می‌گردد. این جلسه راهگشای فهم دقیق‌تر مبانی هستی‌شناختی در تقسیمات ماهوی است.

تبیین ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

1
  • درس ششصد و بیست و هشتم

  • ارتباط کیفیت لحاظ ماهیت در نوع و جنس و فصل بودن (6)

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • در بحث جلسۀ گذشته عرض شد كه مُعتَبِر در لابشرط مَقسَمى یك وقت فقط خود آن حقیقت اطلاقیۀ مفهوم را بدون اینكه خود اطلاق را لحاظ كند درنظر مى‌گیرد دراین‌صورت این ماهیت و این مفهوم و این طبیعت مى‌تواند مَقسَم براى اقسام خودش واقع بشوند و از جملۀ آن اقسام لابشرط اطلاقى است كه خود اطلاق در آنجا قید بشود و متكلم در مقام بیان به اطلاق مقید كند نه‌اینکه آن را به همین نحو بدون اطلاقى خودش بخواهد بیان بكند.

  • اشکال صدرالمتألهین به شیخ دربارۀ لابشرط مَقسَمى و قسمی

  • بنابراین اشكالى كه در اینجا نسبت به مرحوم شیخ شده این است كه اولاً شما در ماهیت با حفظ جهت اطلاقى خودِ ماهیت باز ماهیت لابشرط را قِسم براى او قرار دادید، این عبارت از تقسیمُ الشیء إلی نَفسِه و إلی غیره هست درحالی‌كه این اشكال وارد نمى‌شود و این توضیحى است كه از مرحوم آخوند نسبت به كلام شیخ در آنجا صحبت شد.

  • اشكال دیگرى كه بر كلمات شیخ در اینجا شده است این است كه در مورد ماهیت لابشرط‌شی‌ء خود آن ماهیت فی‌حدّنفسه‌ مورد نظر است. وقتى كه شما مى‌خواهید جنس را تعریف كنید آن تعریفى كه براى او مى‌آورید عبارت از ذاتیاتى است كه در آن ذاتیات انواع مختلف شركت دارند! این تعریف، تعریف جنس است و در این تعریف فصل داخل نیست. اگر فَصل داخل بشود بنابراین شما نوع را در اینجا تعریف كردید و دیگر جنس تعریف نشد و آن تركیب بین جنس و فصل در اینجا ازبین خواهد رفت و هم‌چنین امتیاز بین جنس و فصل هم ازبین خواهد رفت. از این نقطه‌نظر اشكالات زیاد است.

  • صِرف ضَمّ ضمیمه به یك ماهیت، موجب خروج آن ماهیت از محدودۀ هویت خویش

  • یك وقتى شما برنج را تعریف مى‌كنید و مى‌گویید که برنج یك ماده‌اى است كه داراى این خصوصیات است مثلاً نشاسته دارد و چه دارد و از این مواد تشكیل شده و مادۀ اصلى او همین مادۀ نشاسته است، این جنس براى او مى‌شود. اما یك وقتى شما یك برنج خاص را تعریف مى‌كنید، این دو مسئله و دو قِسم است یااینكه چیز دیگرى را كه در مادۀ نشاسته‌ای‌ با این برنج شركت دارد مى‌خواهید در اینجا بیان كنید، بنابراین اینكه بیایید ذاتى یك شی‌ء را به‌عنوان خود آن حقیقت شی‌ء تعریف كنید و براى او حدّى بیاورید یعنى تعریف كنید و تفسیر كنید، این باید انضمام به شی‌ء دیگرى در آن لحاظ نشده باشد زیرا صِرف ضَمّ ضمیمه به یك ماهیت موجب خروج آن ماهیت از محدودۀ هویت خویش به یك محدودۀ دیگر است كه آن محدوده او را از آن هویت خویش جدا مى‌كند.