اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان هویت ماهوی و انضمام فصول نوعیه

14٬246
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مباحث منطقی و فلسفی پیرامون ماهیت، جنس و فصل می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه‌های حکما درباره نحوه لحاظ ماهیت لابشرط و تفاوت آن با اعتبارات بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز می‌شود. استاد با نقد و بررسی اشکالات مطرح‌شده بر کلام شیخ‌الرئیس در کتاب شفا، به تبیین این نکته می‌پردازند که چگونه انضمام فصل به جنس، موجب خروج ماهیت از هویت خویش نمی‌شود و این دو چگونه در کنار هم نوع را تشکیل می‌دهند. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، به تفاوت میان جنس و فصل و نحوه حمل آن‌ها بر یکدیگر اشاره شده و در نهایت، با رویکردی اخلاقی، بر ضرورت بهره‌گیری از استعدادهای وجودی و پرهیز از غفلت در مسیر کمال تأکید می‌گردد. این جلسه راهگشای فهم دقیق‌تر مبانی هستی‌شناختی در تقسیمات ماهوی است.

تبیین ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مباحث منطقی و فلسفی پیرامون ماهیت، جنس و فصل می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه‌های حکما درباره نحوه لحاظ ماهیت لابشرط و تفاوت آن با اعتبارات بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز می‌شود. استاد با نقد و بررسی اشکالات مطرح‌شده بر کلام شیخ‌الرئیس در کتاب شفا، به تبیین این نکته می‌پردازند که چگونه انضمام فصل به جنس، موجب خروج ماهیت از هویت خویش نمی‌شود و این دو چگونه در کنار هم نوع را تشکیل می‌دهند. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، به تفاوت میان جنس و فصل و نحوه حمل آن‌ها بر یکدیگر اشاره شده و در نهایت، با رویکردی اخلاقی، بر ضرورت بهره‌گیری از استعدادهای وجودی و پرهیز از غفلت در مسیر کمال تأکید می‌گردد. این جلسه راهگشای فهم دقیق‌تر مبانی هستی‌شناختی در تقسیمات ماهوی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

13
  • اینكه در اینجا حیوان را در جواب زید کیست آوردیم این چیست؟! آن حیوان فصلیت را تَضَمُّن دارد و این اشكال ندارد؛ چرا؟ چون اعم و جنس مشترك است؛ همان كه جنس است یعنى همان قابلیت نوعیت را دارد نه شی‌ء دیگر، منتها این قبول نوعیتش به‌واسطۀ فعلیتى است كه از فصل پیدا مى‌كند ولى باز همین است. من وقتى این كاغذ را در دست مى‌گیرم، مى‌گویم که ماده‌اى است كه تبدیل به كاغذ شده و به این صورت درآمد، یك وقت هم مى‌گویم که این چوب است و هردویش یكى است منتها نه چوبى كه هنوز الوار جنگل است و هنوز تبدیل به كاغذ نشده است. نه! بلکه آن را به كارخانه آوردند و تخمیرش کردند و روی آن‌ كار كردند و موادى به آن زدند و او را به این صورتى درآوردند كه قابل براى این صورت نوعیه شد. پس هردوى آنها درست است؛ چه اینكه بگوییم: چوبى است كه این خصوصیت را دارد كه در آنجا خود آن چوب بودن به‌عنوان جنس خودش مدّنظر است یااینكه اصلاً بگوییم که این چوب است و از این نظر تفاوتى نمى‌كند. علیٰ‌کلّ‌حال همان مثال حیوان از همه بهتر است!

  • لأنَّ المُرادَ هُوَ أن لا یَدخُلُ فیه غَیره على ما صَرَّحَ بِهِ الشیخ حَیثُ قالَ إذا أخَذنا الجِسمَ جوهَراً ذا طولٍ و عرضٍ و عمقٍ من جَهِةٍ ما لَهُ هذا و یُشتَرَطُ أنَّه لَیسَ داخِلاً فیه مَعنی غَیرُ هذا بَل بِحیث لَو انضَمُ إلیهِ مَعنىً غَیرُ هذا مثل حِس أو تَغَذٍّ أو غَیرِ ذلک کان معناً خارِجاً عَنه فالجِسم مادَة.

  • مراد این است كه در این ماهیت و در این مفهوم غیرش داخل نشود چون خودش را تعریف مى‌كنید نه‌اینکه چیز دیگر را داخلش كنید! شیخ فرموده است وقتى كه ما جسم را درنظر بگیریم كه جوهرى است که از نظر جسمیت داراى طول و عرض و عمق است و به شرط اینكه در آن معنا غیر از این نباشد یااینكه بگوییم در آن معناى غیر از این نباشد بلكه اگر غیر از طول و عرض و عمق یك معناى دیگرى را ضمیمه كنیم، مثلاً بگوییم که جسم آن است كه طول و عرض و عمق دارد و در ضمن حس و حركت هم دارد، صحبت هم مى‌كند و مى‌خندد. خب این را که دیگر نمى‌توانیم در آن داخل بكنیم دراین‌صورت این معنا خارج از جسمیت است چون در جسمیت كه حس نیست، نطقیت و این حرف‌ها نیست. اگر جسم را شما به این معنا بگیرید، پس این جسم ماده مى‌شود!

/ 260