اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان هویت ماهوی و انضمام فصول نوعیه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مباحث منطقی و فلسفی پیرامون ماهیت، جنس و فصل می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه‌های حکما درباره نحوه لحاظ ماهیت لابشرط و تفاوت آن با اعتبارات بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز می‌شود. استاد با نقد و بررسی اشکالات مطرح‌شده بر کلام شیخ‌الرئیس در کتاب شفا، به تبیین این نکته می‌پردازند که چگونه انضمام فصل به جنس، موجب خروج ماهیت از هویت خویش نمی‌شود و این دو چگونه در کنار هم نوع را تشکیل می‌دهند. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، به تفاوت میان جنس و فصل و نحوه حمل آن‌ها بر یکدیگر اشاره شده و در نهایت، با رویکردی اخلاقی، بر ضرورت بهره‌گیری از استعدادهای وجودی و پرهیز از غفلت در مسیر کمال تأکید می‌گردد. این جلسه راهگشای فهم دقیق‌تر مبانی هستی‌شناختی در تقسیمات ماهوی است.

تبیین ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

4
  • ضیق وقت!

  • خلاصه آن مرد بیچاره مُرد و تشییعش كردند البته من تشییعش را ندیدم ولى عكسش را دیدم كه به دَر و دیوار زدند كه دیروز وقتى به حمّال بیچاره در حین حملِ بار خبر ‌برنده شدن بلیت بخت‌آزمایى را دادند این بیچاره جان به جان‌آفرین تسلیم كرد و آن را براى ورثه گذاشت! چه ورثۀ شانس‌دارى بودند! الآن هم ورثه‌ها شانس دارند آن بابای بدبخت مى‌رود پدر خودش را درمى‌آورد یك‌دفعه مى‌میرد و آن بچه صاف‌صاف [اموال] را بالا مى‌كشد! الآن هم قضیۀ همان حمّال بیچاره است و تفاوت ندارد. آخر آدم عاقل كه بلند نمى‌شود برود این‌قدر خودش را به زحمت بیندازد و به كار بیندازد، شكمت سیر شد دیگر دنبال هزارتا كار و دنبال هزار برنامه و هزارتا بیچارگی كه دارى برو؛ هیچ خبر ندارى كه فردا چه بر سرت مى‌آید، آخر فرصت و مجال نمى‌دهند! آن ورثه هم خدا دارند. ما نمى‌گوییم که آنها را گرسنه نگه‌دار ولى نه‌اینکه خودت را به هزارتا دردسر بیندازی و اعصاب و قلب و همه چیز را خراب بكنى كه چه؟! دوتا صفر به آن صفرهاى سرمایه‌ات اضافه بشود؟!

  • علیٰ‌کلّ‌حال اینها از آن دسته‌اند و جناب سعدى مى‌فرماید که اینها را بیدارش نمایید كه بس خفته نماند! به او بگویید: كجا نشسته‌اى بدبخت که عمرت دارد مى‌رود! عمرت را صرف چه مى‌كنى؟! چه گیرت مى‌آید؟! حواست را جمع كن!

  • مصداق «مُتِعَلِّمٌ عَلى سَبیلِ نَجاة» در کلام امیرالمؤمنین علیه‌السّلام

  • «آن كس كه نداند و نداند كه نداند»؛ آن كسی که نمى‌داند؛ نه مى‌داند و نه مى‌داند كه نمى‌داند، یا آن كس كه نداند و بداند كه بداند ـ هردو مى‌شود ـ آن كس كه نداند و بداند كه نداند خودش متذكّر نفهمى خودش است و غیر از این دومى است، این دومى نمى‌فهمد كه مستعد است ولى این مى‌فهمد که مستعد است ولى دستش بسته است، بلند مى‌شود و دنبال قضیه مى‌رود؛ مى‌رود مسئله را تعقیب مى‌كند این‌طرف مى‌رود آن‌طرف مى‌رود این در را مى‌زند آن در را می‌زند پیش این آقا مى‌رود پیش آن آقا مى‌رود. شاید پیش این آقا چیزى گیرش نیامد نمى‌گوید که همه‌شان این‌طوری هستند، نه! مى‌رود باز دنبالِ یكى دیگر، چرا؟! چون مى‌بیند درد دارد و مى‌خواهد آن درد درمان بشود لذا نمى‌گوید که این نفهم است پس همه نفهمند، این حرف را نمى‌زند و نمى‌گوید که این تشخیص نداد پس اصلاً كسى نیست! نمى‌گوید که این آقا خلاف كرد پس در اسلام نماز نیست و نماز را هم‌ كنار بگذاریم و نماز را دیگر نخوانیم! اسلام همین است؛ نه این را نمى‌گوید بلکه بلند مى‌شود دنبال [مطلب] مى‌رود و خدا هم كمكش مى‌كند چون رفته ﴿وَٱلَّذِينَ جَٰهَدُواْ فِينَا لَنَهۡدِيَنَّهُمۡ سُبُلَنَا1 این آیه برای این افراد است یا در آنجا که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام مى‌فرمایند: «عالِمٌ رَبّانى و مُتِعَلِّمٌ عَلى سَبیلٍ نَجاة»2 كه منظور از «مُتِعَلِّمٌ عَلى سَبیلِ نَجاة» این افراد هستند. 

    1. . سوره عنکبوت (29) آیه 69. معاد شناسى، ج‌ 8، ص 18:
      «كسانى كه در راه ما جهاد مى‌كنند ما آنها را به راه‌هاى خود هدایت مى‌نماییم.»
    2. نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص 4۹5.