اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان هویت ماهوی و انضمام فصول نوعیه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مباحث منطقی و فلسفی پیرامون ماهیت، جنس و فصل می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه‌های حکما درباره نحوه لحاظ ماهیت لابشرط و تفاوت آن با اعتبارات بشرط‌لا و بشرط‌شیء آغاز می‌شود. استاد با نقد و بررسی اشکالات مطرح‌شده بر کلام شیخ‌الرئیس در کتاب شفا، به تبیین این نکته می‌پردازند که چگونه انضمام فصل به جنس، موجب خروج ماهیت از هویت خویش نمی‌شود و این دو چگونه در کنار هم نوع را تشکیل می‌دهند. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، به تفاوت میان جنس و فصل و نحوه حمل آن‌ها بر یکدیگر اشاره شده و در نهایت، با رویکردی اخلاقی، بر ضرورت بهره‌گیری از استعدادهای وجودی و پرهیز از غفلت در مسیر کمال تأکید می‌گردد. این جلسه راهگشای فهم دقیق‌تر مبانی هستی‌شناختی در تقسیمات ماهوی است.

تبیین ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی

5
  • آن كس كه نداند و بداند كه نداند***لنگان خرك خویش به مقصد برساند1
  • بالأخره مى‌آید و دنبال مى‌كند و مطلب را پیدا مى‌كند. اما بدبخت و بیچاره و حیوان آن كسى است كه «نداند و بداند كه بداند» اى ددم واى! یا «[نداند و] نداند كه نداند» هردویش یكى است، این در جهل مركب تا روز قیامت بماند! در جهل مركب اَبدالدَّهر بماند! این برای آنهایى است كه به قول بعضى‌ها خودشان را به خواب مى‌زنند. بعضى‌ها خواب هستند آدم یك تكان به آنها مى‌دهد یا صدا مى‌زند بیدار مى‌شوند ولی كسى خودش را به خواب مى‌زند چطورى می‌توانید بیدارش كنید؟! خودش را به خواب مى‌زند می‌دانید یعنى چه؟! یعنى آقاجان بنده مى‌خواهم خر بمانم؛ دودوتا چندتا؟ هفت‌تا! حالا هرچه آیه بیاورى و... می‌گوید: نه آقا هفت‌تا است خودت مى‌دانى، حالا تو چهار مى‌دانى، براى خودت مى‌دانى دودوتا هفت‌تا است!

  • حکایت سلطان محمود غزنوى و زندانی کردن ابوریحان بیرونى

  • سلطان محمود غزنوى وقتى كه ابوریحان بیرونى نزد او رفت که جریانش مفصّل است، بعد به او گفت: رأى رأى كیست؟ گفت: رأى رأى اعلىٰ‌حضرت است گفت که احسنت چند ماه زندان خوب حالت را جا آورد. قبلش مى‌گفت: رأى رأى واقع است، رأى رأى حق است به او گفت که حالا چند ماه در زندان آب خنك بخور [تا بفهمی] بعد دیگر شفاعتش را كردند و بیچاره را بیرون آوردند؛ آمد، گفت که رأى كیست؟ گفت که رأى، آن است كه پادشاه بگوید، گفت: بارک الله بارک الله این از مكاشفات زندان است؟! آنجا برایت این كشف شد؟! چقدر آدم خوبى هستی، تو باید پیش من باشی، این‌قدر تو الآن خوب شدی، دست‌آموز شدی، حالا سرحال آمدى كه الآن لیاقت‌ دارى در خدمت سلطان محمود باشى و معزز و محترم در آنجا قرار گرفت.2 درست؟!

  • تذکر کافی و وافی حضرت علامه طهرانی نسبت به عیوب افراد

  • روش مرحوم علامه طهرانی در بیان عیوب افراد به آنها

    1. . منسوب به جناب سعدی.
    2. چهارمقاله نظامی عروضی، مقالت سوم، بخش ۳: حکایت دو: ابوریحان و سلطان محمود.