اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت جنس و فصل در اعتبارات عقلی

تحلیل تفاوت‌های ماهوی و اعتباری در مقولات منطقی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه جنس و فصل در نظام منطقی و تفاوت آن با واقعیت‌های خارجی می‌پردازند. بحث با بررسی اعتبارات سه‌گانه ماهیت (لابشرط، بشرط‌لا و بشرط‌شیء) آغاز می‌شود و چگونگی انتزاع جنس و فصل توسط ذهن از حقایق خارجی مورد واکاوی قرار می‌گیرد. ایشان با تفکیک میان ترکیب‌های اعتباری و ذاتی، توضیح می‌دهند که جنس و فصل در ظرف ذهن برای تکمیل ماهیت ناقص به کار می‌روند، در حالی که در خارج، ماده و صورت با یکدیگر متحد هستند. در ادامه، تفاوت میان عروض عوارض بر موضوع و تشکل ماده به صورت تبیین شده و بر این نکته تأکید می‌شود که نیاز جنس به فصل، نه برای تمایز، بلکه برای تتمیم ذات در مرتبه عقل است. در نهایت، این بحث به نتیجه می‌رسد که بسیاری از مفاهیم منطقی، ابزارهای ذهنی برای درک واقعیت هستند و نباید با حقایق عینی اشتباه گرفته شوند.

ماهیت جنس و فصل در اعتبارات عقلی

3
  • لذا عمامۀ سیاه هیچ رجحانى براى نماز ندارد منتها الآن به‌صورت یك امتیاز و شعارى درآمده است که براى حفظ نسب، این عمامه در اینجا مورد پسند است. عمامۀ بعضى‌ها هم ‌اصلاً سبز است و عمامۀ سیاه ندارند. شخصی را در مشهد می‌دیدم عمامۀ سبز مى‌گذاشت و گاهی مى‌رفت و می‌آمد، معمم بود ولى عمامۀ او سبز بود.

  • خلاصه این بیاضیت که الآن در اینجا به‌عنوان عَرَض ملاحظه شده است، در آن لحاظ اعتبار عقلانى‌اش لابشرط است ولى همین بیاض را اگر بخواهید بشرط‌لا تصور كنید حقیقت محسوسه‌اى مى‌شود كه چیزى ضمیمۀ او نشود و همراه با او چیزى نیاید و خود همان كیفیت نوعیت خاص را درنظر مى‌گیرد و این بیاض را كه الآن در اینجا عرض است بشرط‌شی‌ء و به شرط عروضش بر یك موضوعى بخواهید درنظر بگیرید، دیگر در اینجا جنبۀ عرضیت پیدا مى‌كند و أبیض مى‌شود.

  • بنابراین در اینجا فرق بین عرض و عرضى در اعتبار است، شما الآن مى‌گویید: هذا بیاضٌ، هم مى‌توانید أبیضٌ بگویید و هم مى‌توانید بیاضٌ بگویید، این بیاضى كه در اینجا مقسم است، به لحاظ عروضش به آن موضوع خارجى مورد نظر و مدّنظر قرار گرفته است، پس در اینجا عرض و عرضى یكى شده است که مجموع هردوى اینها مورد نظر است كه بشرط‌شی‌ء است و همین‌طور در سایر احوال و اینها هم این اعتبارات آورده مى‌شوند. این یك مطلبى بود كه از بحث گذشته در اینجا مانده بود.

  • مطلب دیگرى كه مرحوم آخوند در اینجا ذكر مى‌كنند این است كه مى‌فرمایند: این جنبۀ فصلیت كه گفتیم قوام جنس به فصل است، این نسبت به جنس، مقوّم جنس است و جنس را در مرتبۀ ذات‌ و ماهیت خود كه ناقص است و نیاز به تتمیم و تكمیل دارد، او را در آن مرتبه قوام مى‌بخشد و معناى او را كامل مى‌كند و معناى او را در وعاء ذهن به‌صورت یك نوع درمى‌آورد والاّ حتى ذهن هم نمى‌تواند براى حیوانیتى را كه مستقلاً تصور مى‌كند، یك صورت نوعیه ترسیم كند كه آن صورت نوعیه وجود خارجى نداشته باشد؛ یعنى در ضمن انواع خارجی، آن صورت نوعیه نباشد، در ضمن غنم، انسان، جمل و امثال‌ذلك نباشد بلکه یك حقیقتى براى جنس تصویر كنید كه آن حقیقت بدون ملاحظۀ با فصل درنظر گرفته بشود، آیا یك هم‌چنین كارى مى‌توانیم بكنیم؟! نمى‌توانیم انجام بدهیم! اگر كسى بتواند یك هم‌چنین كارى را بكند، معجزه كرده است! ولى او هم یك هم‌چنین كارى را نخواهد كرد.