
تفاوت جنس در وعاء عقلی و وجود خارجی
تحلیل ماهیت جنس و صورت در مراتب هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان «جنس» در ظرف ذهن و «جنس» در عالم خارج میپردازند. بحث با بررسی ماهیت مبهم جنس در ذهن آغاز میشود که برای تحقق یافتن، نیازمند ضمیمه شدن به فصل است. در ادامه، استاد با نقد نگاههای سطحی به مقام علمی اولیاء الهی و ائمه معصومین، تفاوت میان ادراک ذهنی و حقیقت نوریِ ربطِ نفس با ملکوت را تشریح میکنند. ایشان تأکید دارند که جنس در خارج، برخلاف ذهن، دارای تعین و قوام مستقل است و صورتهای گوناگون، حقیقتِ جسمیت را دگرگون نمیکنند. این جلسه با هدف اصلاح نگاههای مادیگرایانه به معجزات و علم غیب ائمه، بر ضرورت تزکیه و تربیت نفس برای دستیابی به فهم صحیح از مراتب تجرد و حقایق هستی تأکید میورزد و نشان میدهد که بدون عبور از حجابهای نفسانی، درک مقام قدس و طهارت اولیاء الهی ممکن نخواهد بود.
تفاوت جنس در وعاء عقلی و وجود خارجی
1درس ششصد و سی و پنجم
جنس در وعاء عقلى و فرق آن با وجود خارجی
أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
و مِمّا یَجِبُ أن یُعلَمَ أنَّهُ فَرقٌ ما بَینَ الجِنسِ فِى المُرَکّباتِ الخارِجیَةِ وَ بَینَهُ فى البَسائِطِ فَإنَّ الجِنسَ فى المُرَکّباتِ الخارجیةِ یُمکِنَ أن یُجَرَّدَ عَن جِنسیَتِه وَ یُؤخَذَ بِحَیث یَصیرُ نوعاً حَقیقیاً لا بِفَصلٍ مِنَ الفُصولِ بَل بِنَفسِ طَبیعَتِه.1
تفاوت معنای حرفی و معنای استقلالی
مرحوم آخوند در این مسئله به یك نكتهاى اشاره دارند که مسئله به جنس در وعاء عقلى و فرق آن با وجود خارجی برمیگردد. گفتیم كه جنس در ظرف ذهن یك حقیقت مبهمهاى است كه احتیاج به فصل دارد و آن جنس ـ آن حیوان ـ فىحدّنفسه، معناى فصلى و جنسى خود را نمىتواند برساند مگر اینكه به ضمّ ضمیمه باشد؛ یعنى وقتى كه در ذهن یك حیوان را تصور مىكنید این تصور حیوان براى شما یك معناى مبهم است گرچه تصور مىكنید و این تصور شما یك تصور استقلالى است و یك تصور حرفى مثل آن معناى حرفى نیست ولكن در كُنه و ذات خود آن استقلال، ابهام خوابیده است و یك چیزِ روشن نیست. وقتى از شما سؤال مىكنند که این شیئى كه الآن در اینجا هست چه خاصیتى دارد؟ شما مىگویید: حیوانیت آن براى ما مشخص است اما اینكه حالا این حیوان چه نوع و چه فصلى دارد، نمىدان باید تحقیق كنم تا ببینم در حیوانات نظیرى برای آن پیدا مىشود. مثلاً باید خصوصیات و اطوار آن را ببینیم تا بفهمیم كه چه فصلى را مىتوانیم به آن ملحق كنیم ولى حیوانیتش مثل اینكه حركت مىكند، غذا مىخورد، كارها و حركات آن مثل حیوان است، اینها یك معنا را در ذهن انسان مىآورد كه آن معناى استقلالى است گرچه مبهم است ولی ابهام بودن منافاتى با استقلال ندارد و این غیر از معناى حرفى است كه در معناى حرفى اصلاً خود لحاظ معناى حرفى باید همراه با شیء دیگرى باشد.
- . الحكمة المتعالیة، ج 2، ص 23.
