
تفاوت جنس در مرکبات و بسائط
تحلیل جایگاه ماده و صورت در هستیشناسی فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «جنس» در مرکبات خارجی و بسائط میپردازند. بحث با بررسی ماهیت جنس و ماده آغاز شده و این نکته تبیین میشود که در مرکبات، ماده دارای استقلالی است که امکان عروض صورتهای گوناگون را بر آن فراهم میآورد، در حالی که در بسائط، چنین تفکیکی میان جنس و فصل به معنای رایج وجود ندارد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشتهای سطحی از مفاهیم فلسفی، به تبیین رابطه جعل با تشخص و ابهام میپردازند و تأکید میکنند که جعل همواره به امر متشخص تعلق میگیرد. در بخش پایانی، با گریزی به مباحث اخلاقی و عرفانی، تفاوت میان عبادتِ مبتنی بر رضایتِ الهی با عبادتِ ناشی از شناختِ ذاتِ حقتعالی و اهمیتِ التزام به اول وقت در نماز، بهعنوان تجلیِ این معارف در سیره اولیای الهی، مورد تأکید قرار میگیرد.
تفاوت جنس در مرکبات و بسائط
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «جنس» در مرکبات خارجی و بسائط میپردازند. بحث با بررسی ماهیت جنس و ماده آغاز شده و این نکته تبیین میشود که در مرکبات، ماده دارای استقلالی است که امکان عروض صورتهای گوناگون را بر آن فراهم میآورد، در حالی که در بسائط، چنین تفکیکی میان جنس و فصل به معنای رایج وجود ندارد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشتهای سطحی از مفاهیم فلسفی، به تبیین رابطه جعل با تشخص و ابهام میپردازند و تأکید میکنند که جعل همواره به امر متشخص تعلق میگیرد. در بخش پایانی، با گریزی به مباحث اخلاقی و عرفانی، تفاوت میان عبادتِ مبتنی بر رضایتِ الهی با عبادتِ ناشی از شناختِ ذاتِ حقتعالی و اهمیتِ التزام به اول وقت در نماز، بهعنوان تجلیِ این معارف در سیره اولیای الهی، مورد تأکید قرار میگیرد.
تفاوت جنس در مرکبات و بسائط
14معنای هیولای مبهمه
بله! اگر به قبل از این قضیه بخواهیم برگردیم، یك هیولاى مبهمه داریم كه آن هیولاى مبهمه كه بهعنوان مادة المواد است، یك امر مبهمى است كه از نقطهنظر ترتب نوع، مبهم است نه از نقطهنظر تحصّل. از نقطهنظر ترتب نوع مبهم است که بالأخره اسم آن هیولاى مبهمه كه مادة المواد است را چه بگذاریم؟! آن چیزهایى كه درست كردند و گفتند و مواد اولیّه و جدول مندلیف که درست كردند، این چیزهایی که در اینجا هست آن عناصرى كه بهعنوان مادۀ اصلى براى تركیب انواع خارجى هستند مثل فسفر، گوگرد، سدیم و كلسیم، اینها خودشان داراى نوع هستند. شما خود این عناصر را هم مىبینید كه این فسفر، ید، كلسیم یا آهن هست. خودتان دارید مىبینید، دست مىزنید و احساس مىكنید. در یك قضیه و مسئلهاى كه باز از این مسئله غیرملموستر است، باز ما یك شیئى را ـ گرچه بسیط هم باشد ـ لمس مىكنیم. آن چیزى را كه غیرملموس است و همۀ اینها به او برمىگردد...، خب خود این عناصر داراى شكل هستند؛ فسفر و گوگرد و منیزیم داراى شكل هستند و آنچه که در همۀ اینها به این شكل درآمده و در همۀ اینها از آن اولِ اول بوده و به این شكل درآمده است را هیولاى مبهمه مىگذاریم. آنچه كه اسمش را هیولاى مبهمه مىگذاریم، در وجود خود قوام دارد چون اگر قوام نداشت، صورت نمىتوانست به او وجود خارجى بدهد چون صورت فقط او را به نوع تبدیل مىكند و [توانایی] دیگری ندارد.
منبابمثال كارى كه نقاش مىكند این است كه نقش را بر تابلو نقش كند، نمىتواند ماده را خلق كند. خلق ماده بهدست خداست. آن کاری را كه او انجام مىدهد این است که قلممو را برمىدارد و در رنگ مىزند و بعد نقاشی را رنگ مىكند. فقط كار او این است. کار صورت فقط این است که مىآید و شكل او را به نوع تبدیل مىكند نهاینکه فیحدّنفسه و فىحدّوجوده به او قوام بدهد. اسم آن اوّلىِ اوّلى را جسم مطلق مىگذاریم، آن جسم مطلق هیولاى اولیّه میشود. آن جسم مقیّد همانى است كه الآن در اینجا داریم مىبینیم. این جسم الآن جسم مقیّد است كه این جسم مقیّد كه جسم این كتاب است ممكن است خیلى از مواد را نداشته باشد. اگر همۀ مواد را داشت كه خود آن یك داروخانه بود! در این، فقط یك مقدارى از مواد جمع شده و این كتاب یا فرش یا پلاستیک را بهوجود آورده است. همۀ مواد در همین جمع نشدهاند! شما بهجاى غذاى ظهرتان شروع كنید به كیف خوردن! خب مواد در آن جمع است! بگویید که آقا در این همۀ مواد اولیّه جمع است! نه، آن را نمىشود خورد، هر چیزى كه خوردنى نیست! بعضی از چیزها نگاه کردنی است و بعضی دست زدنی است و بعضی هم خوردنی است! بااینکه آنهایی را که دارید نگاه میکنید همۀ آنها مواد هستند ولی همۀ مواد که خوردنی نیستند! منظور من سنگ و آجر و تخت است! تخت را كه نمىشود گاز بزنید دندانتان مىشكند، در حالیکه آنهم مواد است!
