
کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات
تحلیل جایگاه ادراک و عواطف در مواجهه با واقعیتهای هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیتهای عالم هستی ادامه مییابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل میگیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقعبینانه به حیات و ممات را تشریح میکند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزههای دینی پرداخته میشود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان میرسد.
کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح میپردازد. بحث با نقد دیدگاههای نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیتهای عالم هستی ادامه مییابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل میگیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقعبینانه به حیات و ممات را تشریح میکند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزههای دینی پرداخته میشود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان میرسد.
کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات
20آنوقت ما آمدیم مىگوییم كه امام علم غیب ندارد و كتاب مىنویسیم كه امام علم غیب ندارد! خب احمق این نوشته چه فایدهاى دارد؟! كه چه؟! امام علم غیب ندارد، خب كه چه؟! چه شد؟! با هفتاد سال درس خواندن در حوزه چه هنرى داری كه بعد از اینهمه سال میگویی که امام علم غیب ندارد و مثل بقیه است و اگر دعا كند دعای او مستجاب میشود، دعا نكند، مستجاب نمىشود! خدا مصلحت بداند مستجاب مىكند! خب هنرت همین بود؟! فقط هنر تو این بود كه از امام یك رسالۀ توضیحالمسائل درست كردى كه گاهى مصیب است و گاهى خاطى است؟! در این قضیه تمام هنر شما فقط به این مقدار آمد ختم شد؟! كسان دیگرى هستند که از این افراد و از اینگونه مسائل حمایت مىكنند.
بنابراین اینها چیزهایى است كه انسان باید متوجه باشد و آنچه را كه هست و واقعیت دارد باید به مردم اعلان و ابلاغ كند و نباید كارى كنیم كه بخواهیم مصالح شخصى و صنفى خودمان را بر رضاى خدا و بر رضاى اولیاء خدا مقدم كنیم كه اگر آنطور باشد دیگر بین ما و سایر مجامع تفاوتى نخواهد بود. آنها هم همین مسائل را دارند.
منشأ تمام گرفتارى بین شیعه و اهلتسنن و سایر ادیان
تمام گرفتارى بین ما شیعه و اهلتسنن و سایر ادیان همین است. همین پاپى كه الآن این حرفها را مىزند، از همۀ افراد دنیا بهتر مىداند كه حق با اسلام، مسلمین، شیعیان و با پیغمبر است! از همه بهتر مىداند. اینكه بنده مىگویم روى هوا نمىگویم، اطلاع دارم كه مىگویم. از همه بهتر مىداند، چرا نمىآید این كار را بكند؟! بهخاطر مصالح شخصى، صنفى، دنیایى و اعتبارات و مسائل پوچ است. او از همه هم بهتر مىداند و اطلاع دارد، اطلاع ندارد؟! شما مىگویید: آدم بىغرضى است؟! خب بلند شود بیاید یك مناظرۀ تلویزیونى مىگذاریم، همۀ دنیا هم آنلاین پخش كنند. بین مسیحیت و اسلام آنچه كه هست مناظره شود و هر كسی که محكوم شد به دین دیگرى دربیاید، آیا مىآیند یا نمىآیند؟! چطور شد وقتى كه اسم مناظره آمد شما كنار زدى و گفتى که مسلمانها به یك چیزى معتقد هستند كه نمیتوانند از آن دست بردارند؟! اِ پس جنابعالى هم كه به مسیح معتقد هستى، دست از مسیحت بردار! اگر قرار بهدست برداشتن است، تو چرا دست بر نمىدارى؟! تو چرا از آنچه كه راجع به مسیح هست و از مسائلى كه از خودتان درآوردهاید، دست برنمىداری؟! فقط براى اسلام است؟! فقط براى قرآن است؟! اینجا ما باید دست برداریم؟! اهل تسنن هم همینطور است.
