اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات

تحلیل جایگاه ادراک و عواطف در مواجهه با واقعیت‌های هستی

14٬380
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه‌های نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیت‌های عالم هستی ادامه می‌یابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل می‌گیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقع‌بینانه به حیات و ممات را تشریح می‌کند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزه‌های دینی پرداخته می‌شود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان می‌رسد.

کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه‌های نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیت‌های عالم هستی ادامه می‌یابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل می‌گیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقع‌بینانه به حیات و ممات را تشریح می‌کند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزه‌های دینی پرداخته می‌شود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان می‌رسد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات

21
  • دستگیری خداوند از شخص صادق

  • اگر نصاراى نجران ریگى به كفش آنها نبود و اگر آنها براى خدا بودند، چرا از مباهله فرار كردند؟! چرا؟! باید می‌گفتند: مباهله می‌کنیم و ما بر حرف خودمان صادق هستیم، شما هم صادق باشید، خدا كه نمى‌آید عذاب بگذارد. اگر اینها در مطلب خودشان صادق بودند، قبل از اینكه كار به مباهله برسد برگشته بودند چون صادق است، خدا برمى‌گرداند و اصلاً نمى‌گذارد كار به مباهله برسد و مسئله را روشن مى‌كند.

  • الآن نسبت به حرم حضرت ابوالفضل علیه‌السّلام افرادى از رفقا و دوستان ما كه در كربلا هستند و خودشان دیدند قضایایى تعریف كردند كه در خود حرم حضرت ابوالفضل هر مسئله فیصله داده می‌شود. خلاصه افرادى كه دروغگو باشند، در آنجا بیایند مفتضح مى‌شوند. الآن در آنجا اتاقى پشت صحن هست و دوتا پله مى‌خورد و... مى‌گویند: در این اتاق ـ خود بنده هم آنجا را دیده‌ام ـ دو نفر كه در یك قضیه ادعائى دارند از این پله‌ها بالا مى‌روند و وارد آن اتاق مى‌شوند، مى‌گویند: آقا این دروغ یا راست است؟ تمام شد. اگر بگوید که دروغ است، همان‌جا افتاده است؛ یعنى كارش تمام است. لذا شده كه تا آنجا مى‌آیند ولی طرف برمى‌گردد!

  • همین چندى پیش بود یكى از افرادی که در همان ـ اسمش را نمی‌برم ـ كربلا ساكن است، یك قضیه‌اى برای او با یك شخصى دیگرى اتفاق افتاده بود و مدعى بود كه او از این سرقت كرده و مال او را برده است. او هم گفته که اگر من سرقت كرده‌ام به اباالفضل قسم بخور من حرفی ندارم و آن مال را به تو مى‌دهم. آن شخص هم گفت: قسم نمى‌خورم. مى‌گوید: مگر نمى‌گویى که من دزد هستم؟! خب قسم بخور! بلند مى‌شویم الآن در صحن مى‌رویم و همان‌جا قسم بخور و طرف نیامد! خب مى‌داند كار تمام است! حضرت ابوالفضل با امام حسین علیهماالسّلام فرق مى‌كند او مسئله را یک‌دفعه فیصله مى‌دهد و كارى نمى‌شود كرد!! ابوفاضل كه مى‌آید، تن همه مى‌لرزد! خب این قضیه چیست؟! تو كه دارى خودت مى‌بینى، اگر اینجا جاى صدق نیست پس اینها چیست؟! پس این مطالب چیست؟! اگر تو ریگى به كفشت نیست چرا نمى‌خواهى این قضیه انجام بشود؟! چرا نمى‌خواهى مناظره باشد؟! چرا براى بحث نمى‌آیى؟! توی سنّى كه از صحبت فرار مى‌كنى، وقتى هم كه صحبت مباهله مى‌شود مى‌گویى که ما حاضر هستیم اما وقتى كه به آن مى‌رسى مى‌گویى: صحیح نیست و خوب نیست و فلان، خب چرا؟! همین قضیه راجع به ما هم هست و هیچ تفاوتى نمى‌كند؛ یا باید حق را بپذیریم یااینكه ملاحظات كنیم؛ ملاحظات دنیایى و صنفى و شخصى بكنیم، این ملاحظات را داشته باشیم. وقتى این ملاحظات را داشته باشیم پس ما با اهل‌تسنن چه تفاوتى مى‌كنیم؟! ما با آن نصرانى چه فرقى مى‌كنیم؟! ما با آن نصاراى نجران چه فرقى مى‌كنیم؟! [بزرگ آنها] به آن افرادى كه در آنجا هستند مى‌گوید: اگر دیدید که این شخص با جماعتى آمد حق با او نیست ولى اگر دیدید فقط با بستگانش آمد مناظره و مباهله نکنید كه كار تمام است چون من در كتاب خوانده‌ام که اگر با بستگان خود آمد، آنها افرادى هستند كه فلان و فلان و...!1 تو كه خودت این را مى‌گویى، پس چرا قبول نمی‌كنى؟! چرا نمى‌پذیرى؟!

    1. . مجمع البیان، ج 2، ص 309.
/ 613